. به گزارش خبرنگار «جوان»، مأموران پلیس ساعت 13 روز نوزدهم شهریور از وقوع یک قتل در میدان 71 نارمک باخبر شدند. با حضور مأموران پلیس در محل حادثه زنی آشفته به آنان خبر داد که برادرش این جنایت را رقم زده است. با اظهارات این زن، «جعفر» (متهم به قتل) تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا اینکه هشت روز پس از وقوع جنایت خود را به مأموران پلیس معرفی کرد. *جلسه دادگاه عصار، نماینده دادستان با حضور در جایگاه ویژه گفت: جعفر متهم به قتل در حال حاضر با قرار بازداشت موقت در بازداشت به سر میبرد، با گزارش مرجع انتظامی درباره نحوه قتل، کشف جسد، تحقیقات پلیس، اظهارات خواهر متهم، اقرار متهم در جلسه تحقیقات و بازسازی صحنه، متهم به قتل «رضا» است و تقاضای مجازات متهم را دارم. در ادامه جلسه محاکمه، اولیای دم با حضور در جایگاه از دادگاه تقاضای قصاص متهم را داشتند. *آنچه خواهر قاتل گفتخواهر قاتل به قاضی عزیزمحمدی گفت که در سال 80 پس از برگزاری مراسم عقد با مزاحمتهای متوالی مقتول مواجه بوده است. ثریا گفت: مقتول به من میگفت که باید از همسرم جدا شوم و به عقد او درآیم. من از ترس آبرویم مزاحمتهای او را برای همسرم بازگو نکردم و امیدوار بودم که او دست از مزاحمتش بردارد. ثریا ادامه داد: پس از ازدواج از شهرستان جلفا به تهران آمدم، اما در مواقعی که به شهرستان جلفا مراجعت میکردم او دوباره رویه سابق را ادامه میداد. پس از مدتی با به دست آوردن شماره من مرتب برایم ایجاد مزاحمت میکرد. مقتول دوبار پس از ازدواج من قصد ورود به منزل من را داشت. او همواره نیت شومی در سر داشت. ثریا درباره نحوه دستگیریاش به همراه مقتول به قاضی گفت: مقتول با من تماس گرفت و گفت که قصد دیدن مرا دارد. به اصرار به او به سر کوچه که آمدم از نیت شومش آگاه شدم، بنابراین با داد و فریاد مأموران پلیس را که در محل حضور داشتند از قضیه آگاه کردم که توسط مأموران بازداشت شدیم. او گفت پس از آن برادرم تمامی مدارک او را به آتش کشید، اما با این وجود او دست از مزاحمت برنداشت. ثریا درباره عدم بازگو کردن مزاحمتهای مقتول برای شوهرش به قاضی گفت: من به صورت مشروط و با بخشیدن مهریهام جرأت بازگو کردن وقایع را برای همسرم نداشتم از همین رو این مزاحمتها را برای برادرم بازگو کردم. ثریا در ادامه به قاضی گفت: برادرم قصد داشت با حرف زدن با مقتول مزاحمتهای او را خاتمه دهد. او درباره روز حادثه گفت: برادرم شماره تلفن او را از من گرفت و با مقتول قرار گذاشت که در ادامه قتل او رقم خورد. آنچه متهم گفت در ادامه جلسه رسیدگی به این پرونده قاتل در جایگاه قرار گرفت و قاضی او را تفهیم اتهام کرد. قاتل اتهام قتل را پذیرفت و به قاضی گفت که با انگیزه قتل به محل حادثه نرفته است. او به قاضی گفت: مقتول از دوستان دوره سربازی من بود. او به آدم هوسرانی نزد اهالی محل و خانوادهاش شهره بود، از همینرو همسر خود را نیز اینگونه اختیار کرده بود. ما پیشتر درباره رفتارش به خانوادهاش هشدار داده بودیم، اما پدرش گفته بود که از دست او خسته شدهایم. قاتل گفت: رضا سالها بود که برای خواهرم ایجاد مزاحمت میکرد. او چندبار قصد ورود به حریم خصوصی زندگی او را داشت، اما تا زمانی که زنده بود هیچگاه حاضر نشد دست از نیت شوم خود بردارد. من برای دفاع از کیان خانوادهام دست به ارتکاب قتل زدهام. قاتل درباره روز حادثه به قاضی گفت: خواهرم با من تماس گرفت و گفت که رضا دوباره مزاحمتهای خود را شروع کرده است. من با او تماس گرفتم و در نزدیکی منزل خواهرم با او قرار گذاشتم. رضا سر قرار حاضر شد و من او را سوار وانت بار کردم و در خیابان شروع به گشتزنی و حرف زدن درباره موضوع کردیم. زمانی که به میدان نارمک رسیدیم به محوطه فضای سبز رفتیم تا ادامه حرفهایمان را دنبال کنیم. محوطه شلوغ بود و خانوادههای بسیاری در آنجا نشسته بودند. رضا به من گفت که خواهرت حتماً باید از شوهرش جدا شود و با من که متأهل هم هستم، ازدواج کند. حرفهای من با درخواست بیمنطق او به بگو مگو کشیده شد تا اینکه او با من درگیر شد و مرا زخمی کرد. مقتول بسیار قویتر از من بود و پس از آنکه از زمین برخاستم با چاقو به او ضربه زدم و از محل گریختم. او به قاضی گفت: من در میدان شلوغ شهر با او قرار گذاشته بودم و انگیزهای برای قتل نداشتم. در ادامه جلسه و پس از آنکه قاضی دفاعیات وکیل متهم را شنید بار دیگر متهم را تفهیم اتهام کرد و برای اعلام رأی نهایی با مستشاران دادگاه وارد شور شدند و با رد دفاعیات متهم، او را به قصاص محکوم کردند.