
امیر طهماسبی - این تابلوها ماحصل یک دوره 10 ساله است که در بخشهای گوناگون همچون نگارگری، تذهیب و گل و مرغ آثاری را خلق کردهام. بیشتر این آثار به نوعی با ادبیات و فرهنگ ما مرتبط هستند.
در تصویر کردن این آثار سعی کردهام تا با تلفیق نقاشی و تصویر سازی نقاشی ایرانی فضایی را خلق کنم که علاوه بر دارا بودن فضای نقاشی در عین حال از نظر بصری مستقل عمل کنند. البته در زمینه تکنیک و کار عملی تاثیرات بسیار زیادی از اساتید معاصر گرفتهام ولی تمام تلاش من آن است تا بتوانم به فضاهای فردی خود دست یابم. تعدادی از آثار من در یک دوره خاص به تصویر کردن قصص قرآن اختصاص داشت، در این میان به اثر خوانی دو نگاره «توبه» و »«خلقت انسان» میپردازم.
توبه
تابلوی «توبه» به روایت داستان حضرت یونس اختصاص دارد. این اثر روایت پیامبری را بیان میکند که پس از سرگشتگی و دور شدن از خدا پس از سپری کردن روزگار و در دل ماهی افتادن و ... به سوی قوم خود باز میگردد و توبه میکند.
شرایطی که در این اثر تصویر شده به صورت نمادین است و فضای زیر آب و ماهیها و پریهای دریایی و ... را بازگو میکند که بیانگر فریبندگی جهان امروز است که با بازگشت یونس به سوی خداوند و توبه او همراه است.
شاید بتوان یکی از مهمترین نکاتی را که در نقاشی ایرانی وجود دارد خلق فضاهای غیرمادی دانست چراکه این فضاها در عین حالی که بسیار دست یافتنی و ملموس به نظر میآیند زاییده ذهن هنرمند هستند و با اعتقادات ما در هم آمیخته اند.
این فضا دارای ویژگیهای مادی نیست چراکه پرسپکتیو و بعدنمایی و سایه روشنها در آن جایی ندارند و در کل یک فضای تجریدی است.
در این اثر شاهد فرمهای جناقی هستیم که بیننده را به معماری اسلامی و دوره صفویه و هرات رهنمون میسازد همچنین صخرهها و پردازهایی که در این اثر دیده میشود تداعی کننده سبک تیموری و صفویه در ذهن مخاطب است. طهماسبی در خصوص اثر خود میگوید: تلاش من بر آن بود تا با حفظ فضای کلاسیک نقاشی ایرانی، ساختارهای جدیدتری از نظر معماری، موضوعات و آناتومی فیگورها را در فضایی جدید طراحی کنم که کمتر در نقاشی ایرانی به آن توجه شده است و البته ریشههایی از نقاشی گذشتگان را نیز در آن گنجانده ام.
رنگها
درانتخاب رنگها و رنگ گذاری این اثر به روانشناسی رنگها و تاثیرات و مفهوم رنگها در مخاطب و تناسب آنها در فضا توجه شده است.
با توجه به آنکه در این اثر فضای زیر آب طراحی شده است از این رو تنالیتههای آبی و سبز رنگهای قالب این نگاره هستند از سوی دیگر در ساختار فرهنگی ما رنگهای آبی، سبز و فیروزهای دارای مفاهیم معنوی و الهی است که با فضاسازی مورد نظر هنرمند همسو است.
طهماسبی میگوید: ماهیهایی که در این اثر مشاهده میشود، ذهنی و انتزاعی هستند هرچند از طبیعت الگو گرفته شدهاند ولی کپی برداری محض از طبیعت نیستند.
از آنجایی که خلق این نوع آثار زمان بر است از این روی احساسات کوتاه مدت و آنی که بر خلق آثار مدرن تاثیر گذار است در خلق آثار این چنینی دخالتی نخواهند داشت.
اثر خلق شده با آنچه که در ابتدا اتود زده شده بود تفاوتهای بسیاری دارد چراکه این اثر در زمانی حدود 6-5 ماه خلق شده است و طی این زمان بر حسب احساسات و روحیات هنرمند رنگها تغییر کردهاند.
خلقت انسان
این اثر روایت خلقت انسان و سجده کردن ملائک به انسان و عناد و نافرمانی شیطان را تصویر میکند. در این نگاره انسان در نقطه طلایی در قسمت بالایی کادر کشیده شده است و قلبی در دست دارد که نماد عشق، فضای درونی و غیر مادی وجود انسان است که در هیأت خاکی قرار گرفته و شعاع انوار الهی گویی از فضایی دیگر وارد کادر شده و بیانگر لحظه خلقت و دمیدن روح در جسم انسان و در برگرفتن او است.
در این اثر با آنکه ملائکه در زوایای مختلف تصویر شدهاند ولی نسبت به وجود آدم تمرکز دارند و همگی در تعظیم به سوی انسان هستند، در این میان تنها شیطان است که عناد میورزد و تمام قد ایستاده و جدای از فرشتگان دیگر است.
در ریتم و هارمونی رنگها تلاش شده تا موضوعیت و احساسات مورد نظر هنرمند در مخاطب القا شود و با توجه به آنکه ساختار وجودی شیطان از آتش است از این روی برای تصویر کردن او از رنگهای قرمز و نارنجی بهره گرفته شده است در حالی که فرشتگان با رنگهای سفید، آبی و سبز نشان داده شدهاند که همه این رنگها نماد پاکی و معصومیت است و انسان به رنگ خاکی در ابرها در اوج قلههای خلقت ایستاده و انوار زرد نورهای الهی بر او میتابد. در چهره شیطان سعی شده با پردازها، خالها و چروکها اکراه و رانده شدن و وجود شرارت همراه با خشونت به تصویر کشیده شود. معماری اسلامی و وجود دو فرم جناقی که به نقطه بالایی کادر اشارت میکنند، همگی توجه و دقت مخاطب را به خالق هستی جلب میکند و بیانگر این جمله معروف است که «این جهان محل عبور است».