کد خبر: 200643
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۵
تحلیل و بررسی «جوان» از دلایل استقبال هنرمندان سینما به تولید اثر در سیما
بهنام میرزاپور - در اواسط قرن بیستم میلادی و با پدیداری سینما، عده‌ای از صاحبنظران و اندیشمندان بر این باور بودند که هنر ما در «تئاتر» از بین خواهد رفت و جای خود را به فرزند نوینش سینما خواهد داد، آنچه اکنون ظهور کرده است پوست اندازی هنر دیرین نمایش است و این دگردیسی و تبدیل فرزند خلف چشم نوازی خواهد بود برای مادر خویش. هنوز شک و شبهات میان صاحبان نظر و تفکر وجود داشت که سینما رشد چشمگیر خود را آغاز کرد و بالنده شد، از این رو هنر هفتم لقب گرفت و جشن تولد آن را در بیشتر نقاط دنیا برپا کردند. زائیچه‌ای که با تلخی و شیرینی‌های موجود در عالم جان و قوت گرفت و تکامل یافت، دوران کودکی و نوجوانی‌اش درست در زمانی که رفته‌رفته انسان‌ها فانوس خیال و شهر فرنگ را از یاد و خاطره می‌بردند مصادف شد با آغاز جنگ‌های وحشیانه اول و دوم جهانی، اما این طفل نوپا هرگز نتوانست پای مادر سالخورده و پرصلابت خود تئاتر را از عرصه به در کند هنری که دیگر هنرها زاده آن هستند و از دل نمایش به عمل آمده‌اند. در این میان سینما به پیشرفت خود ادامه می‌داد که پای تلویزیون به میان آمد و باز جمعی تصور بر آن داشتند که هنر نوپای سینما دیگر نمی‌تواند یکه تازه و همچون پیش‌ پرتأثیرترین هنرها باشد. تلویزیون جزو هنرها محسوب نمی‌شد. اما به زودی توانست جایی در کنار اختراع شگرف برادران لومیر بازکند و پایاپای با آن سربرافرازد، درست زمانی که سینما از قالب هنر به قالب نوینی به نام صنعت ریخته می‌شد، تلویزیون، آن جعبه جادویی و کوچک همدم و مونس انسان‌های خسته، رنجیده و داغدیده از جنگ‌های خانمانسوز اول و دوم جهانی ‌شد، یار صمیمی و بی‌ادعای خانواده‌های تمامی دنیا. در زمان مظفرالدین شاه پادشاه خوشگذران و عیاش ایرانی سینما به ایران راه یافت و اسباب ملعبه، طرب و خوشگذرانی‌ها و وقت گذرانی‌های درباریان و شخص شاه شد. با گذر روبه‌ جلوی زمان دیگر در زمان پهلوی اول، خانه‌های ایرانیان اندک‌اندک دارای تلویزیون بود آنچه ایرانیان آن را (جعبه جادویی و یا رادیول آدم نما می‌خواندند) با پیشرفت هنر صنعت سینما و جعبه شگفتی‌ها تلویزیون در سراسر جهان، ایران نیز از این نعمت و پیشرفتش بی‌بهره‌ نبود و مانند نمونه‌های جهانی خود هر چند با فراز و نشیب‌ها و ابتذال و اعتدال و تعالی‌های بسیار راه خود را ادامه داد. پس از انقلاب اسلامی و به وقوع پیوستن جنگ هشت ساله تحمیلی بابی نو در عرصه سینمای کشور باز شد و ژانری ویژه و جداگانه به وجود آمد اما پس از به پایان رسیدن جنگ و خلسه دهه آخر (دهه 80 شمسی) جدایی سینمای هنری و تجاری در ایران بارزتر و نمایان‌تر شد و این درست از زمانی بود که شکل‌گیری ساخته‌های سینمایی با دوربین VHS و برای تلویزیون با عنوان 90 دقیقه‌ای موج نوینی را در دل برنامه‌های تولیدی سیما باز کرد. این حرکت از دو ویژگی ظاهری برتر نسبت به سینما برخوردار بود. 1- سریعتر و کم خرج‌تر نسبت به تولید فیلم‌های سینمایی ساخته می‌شد و 2- هم و غم و نگرانی‌های تهیه‌کنندگان را برای بازگشت سرمایه و سپس سود گیشه‌ها به دنبال نداشت. این رویه با استقبال سینماگران به ویژه آنهایی که به تازگی پا به عرصه سینمایی گذاشتند روبه‌رو شد زیرا به خاطر این مسأله فیلم‌های تلویزیونی آوردگاهی مناسب و مطمئن برای تجربه اندوزی و کسب مهارت‌های کارگردان‌های گمنام و نوآوازه بود، این روند با پا به میدان گذاشتن مجموعه‌های تلویزیونی روتین (90 قسمتی‌های شبانه) که بخش اعظم آنها را مجموعه‌های طنز تلویزیونی تشکیل می‌داد تکمیل‌تر شد. برنامه‌هایی که به سبب کمی وقت (از لحاظ پیش تولید، تولید و پس تولید) به عقیده دست‌اندرکاران سیما و کارشناسان امر شتابزاده و کم تفکر بود و همان‌گونه که به سرعت آغاز شده و پیش می‌رفت برق آسا به اتمام می‌رسید و پایان‌های خوش آنها مجال تفکر و تعمق را از بیننده خسته از کار روزانه و درگیر در مشغله فکری روزمره می‌گرفت و گاه تنها لبخندی ماسیده و سهوی را برایش به ارمغان می‌آورد. مسأله‌ای که سبب آن شده تا به عقیده برخی منتقدان و پژوهشگران تلویزیون وسیله‌ای ارتباط جمعی اما تا حد ممکن عاری از اندیشه و ژرف نگری قلمداد و تلقی شود.
بررسی مجموعه‌‌های در حال پخش از شبکه‌های سیما:
اینکه تصور کنیم اگر کارگردانی که در تئاتر متخصص است نمی‌‌تواند به سینما راه یابد یا اگر کارگردان سینماست نمی‌تواند به تلویزیون راه پیدا کند تصوری ذاتاً اشتباه است. زیرا هنر صرف‌گرایی نمی‌شناسد و دقیقاً همین مسأله است که هنر را ناب و زیبا می‌کند کما اینکه در عرصه تئاتر کارگردان‌هایی را داشته و داریم که پا به عرصه سینما گذاشته و در این راه نیز موفق بوده‌اند. کارگردان‌هایی همچون، بهرام بیضایی، شادروان علی حاتمی، دکتر علی رفیعی، حسن فتحی، حمید جبلی، مرضیه برومند، ایرج طهماسب و ... که این در نوع و مرتبه خود در خور توجه و عنایت است. اما سؤالی که در این بین مطرح است چرایی کوچ برخی از کارگردان‌های سینما به سیماست؟ چرا عده‌ای از آنها عطای پرده بزرگ سینما را به لقای قاب کوچک سیما می‌فروشند و مسیر عوض می‌کنند؟ همه علاقه‌مندان به هنرهای دراماتیک به خوبی می‌دانند که برنامه‌های تولیدی رادیو و تلویزیون سطح درجه بندی دارد و در قالب سطح (ج،ب، الف و الف ویژه) حیطه و دسته‌بندی می‌شوند. حال این مسأله و سطح بندی در سینما جدی قلمداد نمی‌شود و در تئاتر کشورمان متأسفانه وجود ندارد. با این حال و آگاهی همه کارگردان‌ها از این موضوع باز هم تعدادی از سینماگران ترجیح می‌دهند از سینما به تلویزیون آمده و سریالی شبانه با کیفیت سطح «ب» تولید کنند اما در آشفته بازار سینما حضور نداشته باشند (گویا تلویزیون ضریب امنیت شغلی و روانی آنها را بیشتر تأمین کرده و مأمن آنان شده است). عواملی که هر سینماگر و مؤلفی چه در حوزه سینمای هنری و چه سینمای تجاری کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند، به چند دسته تقسیم می‌شوند: 1- سرمایه محوری 2- بهره‌مندی از تهیه کننده‌ای که تیغش برا بوده و نافذ باشد. (به شرط اینکه در مرحله اول بتوانی تهیه کننده‌ای هر چند غیر حرفه‌ای هم پیدا کنی که در آن صورت دست به خود زنی محض زده‌ای) 3- بازیگر سالاری که شامل بازیگران چهره بازیگران سرمایه سالار می‌شود 4- مجوز پروانه ساخت 5- بازبینی و ممیزی 6-نوبت و سالن اکران 7- مطبوعات (که بررسی جزء به جزء و موشکافانه هر کدام از این موارد مجال دیگری را می‌طلبد که در آینده به آنها مفصل خواهیم پرداخت).
پس در چنین شرایطی و وجود هفت خوان رستمی کارگردان بیچاره قافیه را باخته و روبه تلویزیون می‌آورد. در جایی خواندم آخرین ساخته سینمایی یکی از کارگردان‌های شاخص سینمای انگلیس که با آغاز سال میلادی 2010 روی پرده‌‌های سینما خواهد رفت با مشکل مرگ بازیگر نقش اول مرد مواجه شده است در این شرایط خاص و بحرانی برای یک اثر و دست‌اندرکارانش آن هم به طور تمام حرفه‌ای تهیه‌کننده قصد آن داشته تا پروژه را تعطیل کرده‌ و از بیمه تقاضای تعیین و اخذ خسارت سرمایه‌ای کند و از سوی دیگر کارگردان با ترفندهایی چند مانع از این اتفاق می‌شود و پروژه را به هر نحو به اتمام می‌رساند. حال آنکه در سینمای ما متأسفانه نه برای پروژه و نه هیچیک از عوامل آن بیمه و جبران خسارتی وجود دارد. سرمایه‌ای که رفت چون آب از دست رفته است و اگر کارگردان سرمایه شخصی فراوان داشت که از جیب می‌گذارد در غیر این صورت قانوناً باید مجازات شود.
آشپزباشی، محمدرضا هنرمند، شبکه یک سیما
او که کارگردان سه گانه مجموعه کاکتوس و سریال زیر تیغ است در آخرین تجربه تصویری تلویزیونی خود دست به ارائه مجموعه آشپز باشی زده که تنها چند قسمت اول آن تاکنون به روی آنتن رفته و قضاوت درباره داستان و ساختار آن کمی زود به نظر می‌رسد اما چیزی که می‌توان به خوبی فهمید و به آن اشاره کرد آنکه سبب روی آوردن کارگردان موفق در ژانر سینمای کمدی دگربار به تلویزیون چیست؟ هنرمند، کارگردانی که در بستری مناسب و مساعد خالق آثاری سینمایی همچون «مومیایی 3» است که به عقیده بسیاری از منتقدان و کارشناسان بهترین و برترین اثر سینمایی در ژانر کمدی پس از انقلاب اسلامی است. کماآنکه محمدرضا هنرمند کارگردان کار بلدی است که در حیطه تخصصی کاری خود یعنی طنز و کمدی چه در سینما و چه در تلویزیون همواره، موفق و کارآمد نشان داده است.
در چشم باد، مسعود
جعفری جوزانی، شبکه یک سیما
مسعود جعفری جوزانی در زمره آن دسته از کارگردان‌هایی است که شرکت فیلمسازی دارند. او که جوزان فیلم را هدایت و اداره می‌کند و سابقه ساخت سریال آژانس دوستی را برای تلویزیون دارد، ترجیح داده در آخرین اثر تصویری خود به ساخت سریال تلویزیونی روی آورده و با وجود کمپانی فیلمسازی و امکان تهیه‌کنندگی فیلم‌های سینمایی MM35 کم حاشیه‌ترین و امن‌ترین راه یعنی تولید تلویزیونی را برگزیند. او با درچشم باد داشته‌های علمی و هنری خود را محک می‌زند و به دور از دغدغه‌های اضطراب برانگیز سینمای پرحاشیه‌ کنونی ترجیحاً از شبکه یک تلویزیون به تماشای اثر خود می‌نشیند.
به کجا چنین شتابان، ابوالقاسم طالبی، شبکه تهران
طالبی که عضو سابق شورای تصویب فیلمنامه، بازبین در وزارت ارشاد اسلامی بوده و صاحب امتیاز و مدیر مسؤول هفته‌نامه سینما و ویدئو است، روی به ساخت سریالی برای شبکه استانی آورده است. طالبی با شناختی که از شورای تصویب فیلمنامه و هیأت بازبینی دارد، مسیری مطمئن‌تر و شفاف‌تر از تهیه فیلم سینمایی برگزیده و با توجه به سطح ساختاری و درجه بندی به کجا چنین شتابان برای شبکه‌ای استانی دست به ساخت مجموعه‌ای تلویزیونی با سه بار پخش در هفته زده است. زیرا که به خوبی می‌داند که تولید برنامه در سیما از قواعد و قوانین منظم‌تر و مدون‌تر نسبت به سینما برخوردار است.
سخن آخر:
با بررسی موردی و چرایی حضور برخی از کارگردانان سینما (که ذکر آنها رفت) در تلویزیون و طرح موضوع فعالیت‌های سینما - تلویزیونی آنها و با وجود آشنا بودن نام این دسته از کارگردانان آخرین مطلبی که باقی می‌ماند، نگرانی از مهاجرت بی‌رویه و بی‌حد و حصر کارگردان‌های سینما به سیماست و آنکه این عرصه فرهنگی و هنری خالی و عاری از هنرمندان خوش ذوق و سابقه و کار بلد خود شود و سینما به سینمایی سطحی و پوچ تنزل یابد و جولانگاه آن دسته از به اصطلاح سینماگران ناشی و سطحی نگر و سودجو شود که تنها به فکر گیشه و منافع شخصی خود هستند و هیچگونه ارزش و اعتباری برای فهم، درک و شعور مخاطب آگاه سینما قائل نیستند و هر چه می‌گذرد دگرباره روی به سینمای کم محتوا و پوچ و واهی با نگاه و نگرشی مبتذل و نازل می‌آورند و اساس و ابزار نابودی سینمای غنی، مولف، متفکرانه، شاعرانه و هنرمندانه را فراهم می‌آورند و از دگر سو با ساخت و تولید آثار فاخر تلویزیونی توسط کارگردان‌های مجرب و خوش فکر سطح کیفی و جایگاهی مجموعه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی از آنچه اکنون است بالاتر رفته تا مخاطب عامه‌پسند به سطحی نگری و سست سلیقه‌ای عادت نکرده و بتواند با تفکری هوشمندانه به کنکاو و جستاری آگاهانه نسبت به آنچه می‌‌بیند و با آن مواجه می‌شود دست به قضاوت و انتخاب بزند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار