پرخاشگری موضوعی است که کودک آن را یاد میگیرد. بنابراین باید دید در محیط خانواده روابط والدین و کودک با هم چگونه است.معمولاً کودک پرخاشگری و تنشدار بودن را از بزرگسالان خود میآموزد و در صورت به وجود آمدن شرایط همانند، آن کار را به صورت تقلیدی انجام میدهد. بهترین راهکار حذف این رفتار تغییر در برخورد بزرگسالان است که در واقع تغییر در الگو و همانند سازیهاست. کودکان ما بهرغم تذکرات فراوان ما کمتر به آنها عمل میکنند. کودکان ما همان طوری میشوند که ما هستیم نه آن طور که ما میگوییم. زمان تغییر در پرخاشگری کودک مطلبی است که بستگی کامل به روش و تغییرات والدین دارد که باید گفت هنر آنها در این قضیه معلوم میشود.اگر والدین افرادی مصمم به حذف پرخاشگری باشند یا آثار زیانبار آن را بر بهداشت روانی خود و خانواده احساس کنند، این عمل سریعتر انجام میپذیرد. اما اگر والدین بر اهمیت موضوع واقف نباشند یا آن را امری موقتی بدانند یقیناً به نتایج مطلوبی نمیرسند و مشکلات آنها در اثر مرور زمان بیشتر میشود.آیا تغییر روش والدین، این پرخاشگری را در محیط دیگر هم کاهش میدهد یا تأثیر آن مختص خانه است؟اساس تربیت کودک سه عامل مهم است. محیط، دوستان، خانواده، مهمترین عامل در این زمینه خانواده بوده که تأثیرگذاری آن از همه بیشتر و ماندگارتر است. خانواده جایگاهی است که اگر درست عمل کند کودک را برای یک عمر بیمه میکند، نقش خانواده در کشورهای شرقی به مراتب پراهمیتتر از برخی کشورهای غربی است، در نهایت باید گفت نهتنها در محیط دیگر، بلکه در تمام مکانها خانواده و نوع عملکرد آن تأثیرگذار است. اگر خواهان کودکی آرام و صبور هستیم باید خود این گونه باشیم و اگر خواهان کودکی جنجالی هستیم، خودمان مؤثریم.* کارشناس روانشناسی بالینی