کد خبر: 198957
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ۱۴:۲۸
نقد و بررسی نمایش«سوگ سیاوش» اثر صادق هاتفی با طراحی و کارگردانی سیاوش تهمورث
حسن پارسایی- فرهنگ ملی و بومی مهم‌ترین بستر و حوزه‌ زیست معنوی و تنها حیطه هویت بخش به موجودیت اقلیمی و تاریخی انسان است. وقتی فرهنگ ایرانی بودن را با این مقوله به قیاس در آوریم درمی‌یابیم که اگر هنر و مخصوصاً نمایش با داده‌های چنین حوزه‌ای شکل بگیرد، ضمن کشف و بازنمایی دوباره زیبایی‌ها و جذابیت‌های فرهنگ ملی، تماشاگر را به محیط اجتماعی‌اش و نیز «خویشتن» گم شده یا فراموش شده فرهنگی‌اش ارجاع می‌دهد. این باز‌خورد فرهنگی به کمک مدیوم هنرنمایش محقق می‌شود و بی شباهت به نوعی کشف و شهود دوباره برای درک زیبایی‌ها و حقیقت‌جویی‌های تأویل‌زا و عاطفه‌ورزانه منابع و ذخائر فرهنگ ملی نیست.نمایش «سوگ سیاوش» اثر «صادق هاتفی» به کارگردانی «سیاوش تهمورث» که هم‌اکنون در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر اجرا می‌شود، نمونه قابل ارجاعی برای این رویکرد فرهنگی و هنری به دنیای نمایش است.در متن نمایش «سوگ سیاوش» به قلم «صادق هاتفی» پسری به نام سیاوش ترک دیار کرده و به احتمالی مرده است و همین برای پدرش که یک قهوه‌چی است و حاضران در قهو‌ه‌خانه بهانه نمایش یک نقالی درباره پرسوناژ سیاوش در شاهنامه می‌شود. استفاده از چنین علت و بهانه‌ای برای وارد شدن به ساخت یک نمایش که با تأکید بر «معصومیت» هر دو سیاوش انجام شده یک «جناس» نمایشی پذیرفتنی و باورپذیر است. در نتیجه شکل‌گیری یک نقالی خاص که از وجه روایی صرف فاصله می‌گیرد و به جنبه‌های نمایشی توسل می‌جوید، برای تماشاگر مقبولیت پیدا می‌کند. تم نمایش در اصل قربانی شدن سیاوش و محکومیت «معصومیت‌» است و در این میان خانواده‌ای می‌کوشد غم از دست دادن سیاوش‌اش را از طریق روایت نمایشی سیاوش شاهنامه و نهایتاً با به سوگ نشستن برای او به شیوه‌ای دراماتیک و با استفاده از شیوه سنخیت‌دار «نقالی» نشان دهد. در این نقالی چند سویه هر کدام از بازیگران به نوبت نقش نقال و چند پرسوناژ شاهنامه را ایفا می‌کنند و در نتیجه عملاً به صورت بازی در بازی و نمایش در نمایش به اجرا در می‌آید. یکی از ویژگی‌های متن «سوگ سیاوش» به قلم «صادق هاتفی»‌آن است که بر خلاف شیوه مرسوم نقالی که ترفندی برای داستان‌گویی است، اینجا عملاً از طریق نقش دهی و ایفای نقش به یک نمایش تبدیل می‌شود، یعنی در کنار شاهنامه‌خوانی و همزمان با آن شاهنامه‌نمایی جایگاهی شاخص می‌یابد و عملاً شیوه نقالی در رابطه با شکل دهی نمایش، کارساز و مؤثر نشان می‌دهد.صادق هاتفی، عنصر زبان را با لحن موزون و غیر موزون به کار گرفته و چون بخش غیر موزون، حالت و ساختاری ادیبانه و فاخر دارد با قسمت‌های موزون و شعری سنخیت پیدا کرده است، ضمناً دیالوگ‌های بخش محاوره‌ای روزانه نیز به اقتضای دنیای نمایش معنادار، کنایی و تأویل زا شده‌اند:«زیبایی و نیرنگ هر دو را داشت، توفان درخت جوان را می‌اندازد، اما پیر درختان را که ریشه در خاک دارند چه باک»، «آدمی پر نداره، اما پرواز داره»، «راستش اینه که کار از گذشتن هم گذشته»، «شاهنامه با ما و بدون ما خاک می‌خورد، گناهش را گردن من نینداز»، «غریب غریب غریب در میان خیلی بیگانه»، «آتش و آب کی جمع خواهند آمد» و...بخش‌هایی از این نقالی نمایشی با آوازهای کوتاه ایرانی کامل‌تر و عاطفی‌تر شده‌اند. در این میان باید به صدای گرم و تأثیرگذار «مصطفی عبداللهی» و «منیژه گلچین» اشاره کرد که با انتخاب اشعار مناسب وجاهت محتوایی قابل اعتنایی به نمایش بخشیده است.استفاده درست و سنخیت‌دار از محیط قهوه‌خانه و تأکید بر صحنه‌آرایی کامل آن در این نمایش که جزو نمایش‌های آیینی و سنتی محسوب می‌شود، ترفندی بجا و رواست و سیاوش تهمورث به عنوان کارگردان ابتکارات هنرمندانه دیگری نیز دارد، مثلاً واقعاً یکی از پرسوناژها در آغاز نمایش به تماشاگران چای می‌دهد و متعاقباً حین اجرای نقش استکان‌های خالی را هم جمع می‌کند. ضمناً استفاده از نمایه آبی رنگ برای کاشیکاری پیشخوان قهوه‌خانه به سنتی بودن مکان هم اشاره دارد که با رنگ آبی حوض پرآب وسط صحنه که گاهی از فواره آن واقعاً آب بالا می‌زند، تناسب و همخوانی دارد و زیبایی و شکوه آیینی چنین مکان فراموش شده‌ای را به نمایش در می‌آورد. این قهوه‌خانه که جایگاه نقالی هم هست، دیوارهایش با چند تابلوی نقاشی از داستان‌های شاهنامه به شکلی وجاهت‌دار و الزامی نمایه‌سازی شده‌اند و کارکرد عاطفی و ملی مکان را فزونی بخشیده‌اند. از این رو طراحی صحنه که توسط خود کارگردان انجام شده به فضاسازی نمایش کمک زیادی کرده است. میزانسن‌‌های نمایش «سوگ سیاوش»‌همگی براساس مضامین و داده‌های خود «نقالی» شکل دهی شده‌اند. در نتیجه، طبیعی به نظر می‌رسد حتی گاهی بازی خوب بازیگران نوعی «وانموده‌سازی» و «بدیهه نمایی» ذاتی به نظر می‌رسد و چنین تصور می‌شود که این فرهنگ برایشان نوعی اعتقادات به شمار می‌رود و جزو ذاتشان شده است، تا حدی که با آن زندگی می‌کنند و بدون آن آسیب می‌بینند، زیرا در لحظاتی که این نقالی هنوز انجام نشده آنها به شدت تنها و به خود مانده جلوه می‌کنند. مهم‌ترین ویژگی زیبایی شناختی اجرای نمایش «سوگ سیاوش» اثر صادق هاتفی به کارگردانی سیاوش تهمورث آن است که تأکید بر موجودیت کامل قهوه‌خانه و توجه به همه ابزار و ادوات و معماری آن علاوه بر نشان دادن غنای نمایشی داده‌های فرهنگ ملی و مخصوصاً شاهنامه، اساساً برای اثبات دلالت زایی و زیبایی نمایش‌های ایرانی و از جمله به کارگیری شیوه نقالی برای اجرای نمایش است که نویسنده متن یعنی «صادق هاتفی» و کارگردان نمایش یعنی «سیاوش تهمورث» هر دو این غایت‌مندی‌ها را ثابت کرده‌اند. البته اجرای نمایش کاستی‌هایی هم دارد:‌ابزار و ادوات صحنه یعنی سماورها، ظروف، کاشی‌ها و قلیان‌ها همگی نو هستند و زیر نور برق می‌زنند، اگر این ابزار صحنه کهنه بودند، تأسف و دریغ تماشاگران از فراموش شدن و به گذشته منتسب شدن چنین مکانی بیشتر و شدیدتر می‌شد. ضمناً فقط در کلام به گذشتن سیاوش از آتش اشاره می‌شود. اگر واقعاً از نور قرمز و حضور خود سیاوش در چنین حادثه‌های استفاده می‌شد، بهتر بود. گاهی دو بازیگر بیش از حد سر و سینه را به پایین خم می‌کنند و این محتوای حماسی برخی صحنه‌ها و دیالوگ‌ها را برای تماشاگران موجه جلوه نمی‌دهد، چون کف صحنه برای تماشاگرانی که در ردیف‌های عقب‌تر و در ارتفاع بالاتری نشسته‌اند، تا حد قابل توجهی پایین است و رو به زمین بودن سر و سینه پرسوناژها سبب تنزل جایگاه و حالاتشان می‌شود.تعداد نقش‌هایی هم که یک بازیگر ایفا می‌کند زیاد است و اگر تماشاگر به عللی لحظاتی از قسمت‌های روایی و توضیحی مربوط به بخش‌های گوناگون داستان را از دست بدهد، جایگزینی نقش‌های بازیگران مایه تشتت ذهنی او می‌شود. اگر از بازیگران بیشتری به عنوان مشتریان یا دوستان قهوه‌چی برای نقش‌گیری استفاده می‌شد، این شبهات ایجاد نمی‌شد، چنانچه این نقش‌دهی‌های زیاد به یک بازیگر، مربوط به متن باشد، نقصی اساسی به شمار می‌رود. نکته دیگر اینکه مقدمه چینی‌های ضروری و الزامی اولیه نمایش تا قبل از اجرای نقالی متأسفانه طولانی و تا حدی خسته‌کننده است، زیرا حدود «چهل دقیقه» از اجرای نمایش را به خود اختصاص می‌دهد. این بخش باید کوتاه‌تر می‌بود. در اجرای نمایش «سوگ سیاوش» با طراحی و کارگردانی سیاوش تهمورث به ترتیب از نقالی، مشاعر و حرکات زورخانه‌ای و میزانسن‌های نمایشی دیگر متناسب با محتوا و مضمون اشعار و خود رخدادهای داستان سیاوش استفاده شده است. گاهی خود صحنه قهوه‌خانه و افراد همچون یک تابلوی زیبای نقاشی قهوه‌خانه‌ای به نظر می‌رسد. یکی از نقاط عطف اجرای نمایش «سوگ سیاوش» بازی‌های زیبا و به یاد ماندنی «مصطفی عبداللهی» ،«سیاوش تهمورث»،«صادق هاتفی»،«محمد پورحسن»،«منیژه گلچین»‌،«مرجانه گلچین» و «مجید رحمتی» است. همگی این بازیگران نقش‌هایشان را با زیبایی و گیرایی قابل توجهی ایفا کرده‌اند که باید طراحی حرکات و تنظیم موسیقی را که توسط منیژه گلچین انجام شده به ویژگی‌های اجرا افزود.سیاوش تهمورث در انتخاب میزانسن‌‌ها، هدایت بازیگران، طراحی صحنه و نور وکلاً در اجرای متن و تطبیق آن با الزامات صحنه و اجرا موفق است و نمایش «سوگ سیاوش» برای تماشاگرانی که نسبت به داده‌های فرهنگ ملی خود همگرایی و همسویی دارند، اجرایی زیبا و دیدنی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار