انگار دستش را در پریز برق فرو برده که این چنین موهایش هوای پرواز به سرشان زده. چنان بادی به غبغب انداخته که گویی کسی مانند او در دنیا نیست که این چنین بتواند در محدودهای یک متری حواس همه را به سوی خود جلب کند چون او سیخسیخی است. با این مدل موهایش محور توجه دیگران شده و به نوعی حس لذت در وجودش شعلهور شده است. هر روز دوست دارد سیخسیخیتر باشد تا بیشتر به چشم بیاید و شعاع توجه به خود را افزایش دهد.
شاید این وسط آرایشگرها بیتقصیر نباشند. آنها که این روزها دیگر مدلهای مردانه برایشان قدیمی شده و اغلب زدن مو به رسم فشن را بر هر نوع آرایش دیگر ترجیح میدهند چرا که دستشان در انواع به پرواز درآوردن موها هنرمند شده و میترسند این هنرشان به هرز برود. آنها به مانند بعضی از ساندویچیها که فلافل فروختن را افت کلاس میدانند میترسند چرقچرق قیچیشان خرج دمودهها شود. آنها فقط به دنبال مدلهایی هستند که از هفت تا 25 هزار تومان برایشان مایه داشته باشد و دخلشان را پر و پیمان کند.
این موهای سیخسیخونکی نه تنها تنور آرایشگرها را داغ کرده بلکه نان فروشندگان لوازم آرایشی را هم چرب و نرم کرده به گونهای که متقاضیان سیخسیخ شدن حاضرند برای هر قوطی چسب مو از دو تا 12 هزار تومان و برای انواع اسپری تافت از دو تا پنج هزار تومان و برای هزار قلم جنس جور و ناجور دیگر که معلوم نیست موهای کله طرف را کچل میکند یا پرپشت جیرینگی پول خرج کنند و در یک کلام بگویند «بکش ولی خشگلم کن».
اگر یک روز وقت شریفتان را در یکی از این سلمانیهای به اصطلاح امروزی و جوانپسند بگذرانید و بتوانید با داش. . . آرایشگر محل رفیق شوید، متوجه خواهید شد که این موهای چشمخراش انواع و اقسامی دارد که بعضی از آنها خروسی، بک اسلیپ، سیخسیخی، میکروبی، تایسونی، آناناسی، مارمولکی، تیفوسی، سامورایی، زیگزاکی، دم عقربی و. . . نام دارند؛ اسمهایی که شاید هیچ یک از ما تا کنون به جز سیخسیخی نشنیده باشیم. آری اینها آخرین مدل موهای پسرانهای است که در خیابان، پیادهرو، مترو، تلویزیون و ... به نمایش درمیآیند تا پروژه «منو بیشتر ببین» به معنای واقعی عملی شده و « فشن» بودن مایه افتخار آنان شود.
این «فشن» که هر از چند گاهی به چشمانمان سیخونک میزنند و به زور توجهمان را به خود جلب میکنند اصلاً از زیباییشناختی بویی نبردهاند که خود را به تابلوی متحرکی در خیابانها مبدل ساختهاند؛ تابلویی که در نگاه اول نه تنها چشمنواز نیست بلکه عاملی برای تکان خوردن سر و ایوای و ایداد میشوند که «چرا این شکلیه».
به هر حال این هم نوعی زندگیست که بعضی از جوانان برای خود انتخاب کردهاند و بدان مینازند و هرکه مثل خودشان نیست و گاه با نگاهی تند از کنارشان میگذرد را با کلمه « امل» بدرقه میکنند چرا که آنها سیخسیخی هستند و هیچکس نباید به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست.
متأسفانه در کشور ما نگاه سادهانگارانهای نسبت به این پدیدهها شکل گرفته به طوری که از نهاد جامعه هیچ آهی برنمیآید و ککش هم نمیگزد که جوانان ما به کدام سو میروند و با این قدرت از خود سلب اختیار میکنند و حرکت به سوی انحطاط را روشنترین راه مییابند.
شاید جامعه منتظر است چهار ستون بدنش حسابی به لرزه بیفتد تا به فکر درمان باشد ولی مطمئناً آن موقع، دیگر زمانی باقی نیست چرا که نوشدارو بعد از مرگ سهراب بیاثر است.
نفوذ بیپرده رسانههای جمعی در محیط خانواده یکی از عوامل تأثیرگذار در بروز این دست از رفتارها که گاه خطرناک جلوه میکنند به حساب میآید. این رسانهها با استفاده از تأثیرپذیری جوانان و پیروی آنها از مد از شخصیتهای سینمایی با آگاهی و جهتدهی خاص بهره میگیرند و باعث میشوند تا جوانان دیگر کشورها از فرهنگ خودی جدا شده و به نوعی خودباختگی فرهنگی دچار شوند تا از این طریق سلطه خود را از طریق این قشر بر جامعه هدف اعمال کنند.
از دیگر دلایل گرایش جوانان به این دست از آرایشها میتوان به ضعف علمی و عقیدتی اشاره کرد که مجید نعیمی جامعهشناس نسبت به آن تأکید ویژه دارد و میگوید: وقتی فرد در خود خلأهای متفاوتی را احساس میکند، میخواهد به نحوی روی آنها سرپوش بگذارد و از طرق مختلف در اذهان عمومی به چشم آید و به نحوی بگوید که من هم هستم و نیمنگاهی نیز به من داشته باشید.
وی میافزاید: وقتی جوان اقدام به برطرف کردن این خلأها میکند دیگر به این فکر نمیکند که من در چه خانوادهای بزرگ شدهام و من نسبت به این محیط چه دیدی باید به جامعه داشته باشم تا جامعه نگاهی مناسب به من و خانوادهام داشته باشد. او فقط به این اندیشه است که گوشهای از ذهن اطرافیان را با نوع ظاهری که برگزیده به خود اختصاص دهد.
نعیمی وجود اطلاعات برای جوانان را ضروری میداند و میگوید: عدم وجود مطالعه در بین جوانان باعث شده تا ما هر روز شاهد ظهور طرحهایی نو و شگفتآور در سطح جامعه باشیم که هر کدام از آنها به عنوان نمادی از یک عامل کفر و بیایمانی است. سیخ کردن مو و خط انداختن روی ریش نمادهایی از فرقه شیطانپرستی است. آیا جوانان ما هیچ میدانند که چه کسانی شیطانپرست هستند و در پس اقدامات خود چه برنامههای شومی را اجرایی میکنند؟
از جوانان قرن 21 این توقع میرود تا با استفاده از احکام الهی بینش و شعور اجتماعی خود را به حدی از کمال برسانند که به سادگی بازیچه گروهکهای منحرف قرار نگیرند و به رایگان عمر و سرمایه وجودی خود را در اختیار مرزهای نابودی قرار ندهند.
باید به این نکته توجه داشت که دین مبین اسلام توجه ویژهای به نوع پوشش و ظاهر افراد دارد به نحوی که پوشیدن لباسی که در شأن فرد نباشد و موجب شهرت کاذب و انگشتنما شدن وی شود را عامل خسران و گناه او معرفی میکند.
امام صادق (ع) نیز در این مورد فرمودهاند: « خداوند دشمن کسی است که به واسطه لباس انگشتنما شود.»
اما این مدل موها فقط مختص به آقایان نیست به نحوی که هر روز شاهد حضور دختران جوان و حتی خانمهای پا به سن گذاشتهای هستیم که میخواهند بیش از پیش به چشم بیایند اما نکته قابل تمایز در بین این دو جنس این است که این گونه آرایش کردن در خانمها و مطابق مد عمل کردن چیزی جز مفسده در جامعه به همراه نخواهد داشت به طوری که نسل عظیمی را با خطر نابودی و سقوط رو به رو میکند.
بنابر این میطلبد مسؤولان فرهنگی با برنامهریزی دقیق، فرهنگی را که در تعارض با فرهنگ اسلامی است اصلاح کنند. در این رابطه باید به این نکته توجه ویژه داشت که مسائل فرهنگی با ضرب و زور قابل اصلاح نیستند و باید برنامهای مدون همراه با استراتژی خاص برایشان برگزید تا جوانان با جاذبهای بالا روبهرو شوند و به اصلاح روش نادرست خود مبادرت ورزند تا شاید از این طریق سیخسیخیهای جامعه رو به کاهش گذاشته و بار دیگر شاهد فشنها به عنوان یک ناهنجاری در جامعه نباشیم.