
فصل اول: نامزدی
در راهروهای دادگاه میتوان تمامی معضلات جامعه را به نحو ملموس مشاهده کرد.
این جمله به تجربه برایم ثابت شده بود و من در صبحی سرد و پاییزی خود را قبل از جلسه دادگاه به شعبه مورد نظر میرساندم. در بدو ورود آنچه جلب توجه میکرد صدای بلند مادری بود که داماد خود را مورد خطاب قرار میداد و قدری جلوتر مرد جوانی را دیدم که با دستبند در راهرو نشسته و در انتظار دستور قاضی مربوطه جهت روانه شدن به زندان بود. از مشکلش پرسیدم، پاسخ همانی بود که حدس میزدم مهریه. به جهت ازدحام کار دادگاه باید مدتی صبر میکردم. در کنارم دو جوان نشسته بودند و یکی از آنها در حالی که لبخند ملیحی بر لبانش نقش بسته بود از آینده خویش سخن میگفت:«الان 19 ساله هستم و میخواهم در 26 سالگی ازدواج کنم.» دیگری گفت:«دیر نیست 24 سال چطور است؟» و او از روی شادی قدری جابهجا شد و با لبخند گفت: چه بهتر. در آن لحظه این پرسش اساسی در ذهنم نقش بست که بهراستی تا چه حد توانستهایم این شور و شوق فطری و طبیعی به مقوله ازدواج را که مورد تأیید شارع مقدس اسلام نیز قرار گرفته است را با تعقل و خردورزی عجین کنیم و آیا بهتر نیست در راستای پیشگیری از مخاطرات احتمالی آینده جهت آگاه کردن نسل جوان گامهای مؤثری برداریم. آیا نمیتوان راهکاری اندیشید که شور و شوق جوانی با شعور و بصیرت توأم گردد. پاسخ به عبارات فوق علت اصلی نگارش سطور ذیل شد و آنچه نویسنده این مقال در پی آن است تحلیل و بررسی ازدواج و آداب و آثار آن از منظر حقوق ایران است که طی مقالاتی چند مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
فصل اول: نامزدی(وعده نکاح)
مبحث اول مفهوم نامزدی یا وعده نکاح:
در نکاح مرسوم است که پیش از ازدواج مرد از همسر دلخواه خود خواستگاری میکند و در صورت موافقت دختر آن دو درباره شرایط زندگی آینده و اهداف و برنامههای خود به بحث و تبادل نظر میپردازند و نتایج این مباحث هرگاه منتهی بدین موضوع شود که طرفین در وجدان خویش میل و رغبت درونی به تشکیل خانواده با یکدیگر را تصدیق کنند و به این موضوع رضایت دهند و تصمیم به انعقاد این پیمان مقدس بر مبنای عشق و عواطف بگیرند، برای آمادهسازی خود در راستای انعقاد پیمان نهایی که بالطبع با اهمیت خاصب برایشان تلقی میشود، متعهد میشوند که پیمان زناشویی خود را در مدت معین با شرایط مورد توافق در آینده منعقد سازند. این پیمان و تعهد را که در حقیقت مقدمهای برای وصول به تعهد اصلی یا همان نکاح است وعده نکاح یا نامزدی میگویند و در حقیقت طرفین به نوعی خود را ملزم میپندارند که در آتیه همه یکدیگر بشوند و به نکاح هم درآیند.
مبحث دوم احکام و آثار نامزدی:
1- نخستین مسألهای که باید مورد مداقه و بررسی قرا گیرد این است که به صرف تعهد به ازدواج در آینده که عمدتاً با برگزاری مراسم خاص رد و بدل شدن حلقه نامزدی و اطلاع اقوام توأم است علقه و رابطه زوجیت ایجاد نمیشود و رابطه دو طرف در این دوران همانند دوران قبل از آن به صورت نامشروع بوده و مستند شرعی ندارد، به عبارت دیگر آنچه باعث حلیت دو طرف نسبت به یکدیگر میشود عقد نکاح است و نه وعده به انجام آن هر چند این نامزدی منتهی به زواج دو طرف میشود و حتی با دید همسر آینده به یکدیگر بنگرند.
2- مسأله دوم این است که آیا با وقوع پیمان نامزدی طرفین باید به صورت الزامی با یکدیگر ازدواج کنند و راه گریزی از این پیمان ندارند یا حق بههم زدن این پیمان را دارند؟ بالاخص که به جهت شناخت بیشتر طرفین از یکدیگر چه بسا با موارد ناخوشایند و برخلاف میل خود مواجه میشوند و خود را میان ادامه وضع پیشین و برهم زدن پیمان مردد میبیند، در پاسخ باید گفت: آنچه در وهله اول به ذهن خطور میکند این است که هر کس باید به عهد و وعده خویش پایبند بماند اما برخلاف آن باید گفت، در این مورد خاص قانونگذار به جهت حفظ مصالح خانواده و تأمین استقلال کامل نامزدها و جلوگیری از بروز هرگونه اجبار و اینکه مصلحت خانواده اقتضا دارد این نهاد با جلب رضایت و طیب خاطر دو طرف شکل گیرد و به طرفین این حق را داده است که میتوانند قبل از وقوع عقد نکاح از وصلت امتناع کرده و نامزدی خویش را برهم زنند و براساس موازین قانونی به هیچ وجهی نمیتوان افراد را حتی با وقوع وعده نکاح مجبور به ازدواج کرد.
3- در حکم قبل دیدیم که قرارداد نامزدی در حقیقت عقدی جایز است یعنی طرفین آن حق برهم زدن آن را دارند، این اصل در فرضی که ایراد و عذری در طرف مقابل مشاهده شود بسیار منطقی مینماید ولی در مواردی که یکی از طرفین از این حق خویش سوءاستفاده کند و بدون وجود عذری موجه اقدام به برهم زدن پیمان خویش کند و از این راه باعث ورود زیان به دیگری شود طرف مقابل چه حقی پیدا میکند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت، درست است که برهم زدن نامزدی حق طرفین است ولی هیچکس نمیتواند از حق خویش سوءاستفاده کند و باعث ورود به ضرر به دیگری شود و در صورت اقدام باید خسارات وارده به طرف مقابل خویش را جبران کند.
4- موضوع انتهایی که باید در مسأله نامزدی مورد بررسی قرار بگیرد، وضعیت هدایایی است که دو نامزد در این دوران به یکدیگر تقدیم میدارند و همه نیک میدانیم که عشق و علاقه دوطرف و شور و اشتیاق بدوی آن همواره با تقدیم هدایایی توأم است، تودیع این هدایا همواره بر استحکام روابط دو طرف آن میافزاید و عشق و علاقه آنان را که امری دورنی است نمودی خارجی میبخشد حال اگر به هر علت نامزدی موصوف به نکاح نینجامد و با از هم گسستن پیمان مواجه شود، وضعیت هدایایی که میان طرفین رد و بدل شده است چه خواهد شد؟ و آیا میتوان آنها را مسترد داشت؟ در پاسخ به سؤال مطروحه باید نظر به اراده دو طرف و وضع این هدایا قائل به تفکیک شویم:
الف) دستهای از هدایا که مصرفشدنی هستند: این دسته از اموال شامل موادی میشود که قابلیت بقا را ندارند و با استفاده عادتاً از بین میروند مثل مواد خوراکی و بهداشتی در اینگونه موارد اراده واهب در حقیقت استفاده آن از سوی نامزد خویش است و در غالب موارد میخواهد مصرف آن را به چشم خویش ملاحظه کند بنابراین هرگاه با استفاده نامزد دیگر از بین برود نمیتوان استرداد آن را تقاضا کرد هرچند هرگاه در موارد نادر و استثنایی مورد استفاده قرار نگرفته باشند میتوان استرداد و بازپسگیری آن را تقاضا کرد.
ب) دستهای از هدایا که قابل بقا هستند: این دسته از کالاها به مواردی اطلاق میشود که عادتاً نگهداری میشوند و با استفاده از بین نمیروند مثل حلقه دوران نامزدی و در اینگونه موارد در حقیقت بنای واهب این است که آن را به همسر آینده خویش هدیه میدهد و در صورت برهم خوردن نامزدی میتوان هرگاه این کالاها و هدایا موجود باشد آن را مطالبه و مسترد داشت و در صورت از بین رفتن این هدایا در فرضی که هدیه دریافت شده با تقصیر دریافتکننده مواجه شود یعنی رفتاری خارج از حدود متعارف افراد را بروز بدهد یا تفریط کند که علت از بین رفتن هدیه تلقی شود، باید مثل آن را و در صورت عذر قیمت آن را به طرف مقابل تسلیم دارد.
مهدی زندی، وکیل پایهیک دادگستری