
وقتی سینما روی «چش و چال» و «مدل مو» و «خوشگلی» بازیگر بنا شود، بهتر از این نمیشود.
دیگر نمیتوان از هنر صحبت کرد و به دنبال فیلمی گشت که حداقل یک پیام آموزنده در پی داشته باشد.
آیا تا به حال از خود پرسیدهایم که چرا دیگر بازیگران سینما ماندگار نیستند؟ چرا امروز عکس آنها بر سردر سینماهاست و فردا حتی نامشان در میان همکارانشان هم نیست؟
چرا هر روز باید منتظر یک خبر «غیراخلاقی» از این جامعه هنرمند! باشیم و نیز جراید خبر از «ممنوعالتصویر» شد نشان را به اطلاع عموم برساند؟
فقط به یک دلیل...
که سینمای ما سینمای هنری نیست.
اتفاقاتی که در طول یک فیلم رخ میدهد آنقدر سرد و غیرواقعی و غیرملموس است که تماشاگر هرگز نمیتواند آن را حس کند. دخترکی بیش از حد پولدار و ثروتمند، پسرکی پولدارتر از او و دنبال مال و منال دختر و آقا پسری یک لاقبا اما با عشقی پاک و بیآلایش به دنبال همان دختر...
یک مثلث عشقی...
این داستان 90 درصد فیلمهای سینماست که فقط با تغییر نام شخصیتها، شغلهایشان و یا ساختن این مثلث میان دو دختر و یک پسر فیلم جدیدی به وجود میآید...
عشق+ 2، نان و عشق و موتور هزار، عشق طاهر، عشق فیلم، شور عشق، مزد عشق و... .
حال باید به دنبال تماشاگری گشت که عاشق باشد، اما نه عاشق سینما! «آنتونی کوئین» بازیگر فقید و همیشه ماندگار هنر هفتم که حضور وی در نقشهای «حمزه» عموی پیامبر(ص) در فیلم محمد رسولالله (ص) و «عمر مختار» هرگز از یادها پاک نخواهد شد علاوه بر توانایی بالا در بازیگری و نقشپذیری به صورت حرفهای قادر به شنا کردن، اسبسواری، رانندگی، خلبانی و تیراندازی بود. او روزی 6 ساعت ورزشهای مختلف را تمرین میکرد تا همیشه آماده باشد و... .
راستی! بازیگران سینمای امروز ما به غیر از عمل زیبایی بر روی بینی و چشم و گونههای خود چه هنر دیگری دارند؟
بیشک مطالب فوق نقش و هنر بازیگران بزرگ عرصه تئاتر و تلویزیون و سینمای ایران را کمرنگ نخواهد کرد؛ بزرگانی که میرود هنر ماندگارشان زیر سایه چشمهای تازهواردان گمنام به فراموشی سپرده شود.
پس هر بار که چهره جدیدی را بر سردر سینما دیدیم فکر نکنیم که هنرمندی جدید به عرصه هنر هفتم قدم نهاده بلکه تجربهای به حاشیه رفته... .