بسياري از علاقهمندان شعر انقلاب، روز گذشته با خبر به كما رفتن «محمود شاهرخي» متخلص به «جذبه» آيينيسرا و شاعر انقلاب، نگران حال وي شدند، اما خبرهاي تازه از بهبود وضعيت وي خبر ميدهد. همين خبرهاي خوب هم گاهي تأييد و گاهي تكذيب ميشود كه نشان از حال نامساعد و ناپايدار شاهرخي دارد. خبرگزاري مهر گزارش داد: پرستار استاد شاهرخي با رد خبر به كما رفتن «جذبه» حال وي را رو به بهبود خوانده است. اما پرستار اين شاعر 82 ساله، وضعيت فعلي «جذبه» را هم پايدار ندانست و اضافه كرد: در حال حاضر هوشياري او به حالت عادي نزديكتر شده و به محض اينكه او را صدا ميكنيم واكنش نشان ميدهد و چشمهايش را باز ميكند كه اين نشاندهنده متعادل بودن وضعيت هوشيارياش است. البته ممكن است اين وضعيت خيلي دوام نيابد و با توجه به سن بالاي بيمار، مجدداً اين مشكل برايش به وجود بيايد. همچنين ايسنا در گزارشي ديگر، از قول پرستار استاد شاهرخي نوشت: فشار بيمار اكنون خيلي پايين و وابسته به داروست. همچنين از طريق دستگاه اكسيژن تنفس ميكند. در همين حال، خبرگزاري فارس از قول نوه استاد محمود شاهرخي نوشت: ايشان همچنان در كما است و در ICU به سر ميبرد. محمد عليپور درباره وضع عمومي پدربزرگش و نظر پزشكان درباره حال وي گفت: ديروز دكتر در ICU به ما گفت كه آماده شنيدن هر خبر بدي باشيد چون بيشتر اعضاي بدنش از كار افتاده است. نوه شاهرخي همچنين از ادامه وضع اين شاعر انقلاب تا ظهر ديروز خبر داد و گفت: وضع ايشان رو به بهبود نيست. استاد محمود شاهرخي، از سرايندگان سرود جمهوري اسلامي ايران است و سالها با سرايش اشعار انقلابي و آييني، با لحظه لحظه اتفاقات انقلاب همراهي كرده است. در ادامه، يكي از سرودههاي اين شاعر را كه دعايي براي ظهور حضرت مهدي (ع) است، ميخوانيم و براي سلامتي او دعا ميكنيم. بازآ كه ملك جان به فروغ تو خرم استاي ماه من كه روي تو خورشيد عالم استباز آ كه از فروغ تـــو اي ماه دلفـــروزصبــح زمانه تيــرهتر از شام ماتم است دور از حريم وصـل تو اي كعبه اميـد چشمم بسان چشمه جوشان زمزم است تا سـر نهم به پاي تو اي گلبــن مــراد همچون بنفشه پيش سمن قامتم خم استاي از تـو جمع خاطـر شـوريدگان ببيـن كـار جهــان ز فتنـه ايــام در هم استبنگر بناي مردمي و مهر گشته سسـت اي آنكه پشت ملـك بقا از تو محكم اسـتاي خـادم در تـو سليمـان ببين كنــون در دست ديـو فتنـه گر، مهـر خاتم اسـتباز آي و بـاز گيـر ز اهريمنــان نگيــن اي آنكـه نقش خاتـم تو اسم اعظـم اسـتباز آي و روح در تن اين مـردگان بـدم اي آنكه زنده از دمت عيسي بن مريم استتا از ستيـــغ غيـب بر آيي چو آفتــاب در التهــاب جــان جهــاني چو شبنم استباز آي اي طبيــب روانهاي بيــقرار بر خفتگان غمــزده لطــف تو مرهم است