کد خبر: 1383541
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۹
نگاهی به فیلم «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا
1 سینمای ایران سال‌هاست میان دو قطب گرفتار مانده است؛ از یک سو کمدی‌هایی که برای فتح گیشه، شوخی را جایگزین قصه کرده‌اند و از سوی دیگر آثاری که مسئله اجتماعی دارند، اما در دام شعار و خطابه گرفتار می‌شوند
ناصر سهرابی 
 جوان آنلاین: سینمای ایران سال‌هاست میان دو قطب گرفتار مانده است؛ از یک سو کمدی‌هایی که برای فتح گیشه، شوخی را جایگزین قصه کرده‌اند و از سوی دیگر آثاری که مسئله اجتماعی دارند، اما در دام شعار و خطابه گرفتار می‌شوند. «اسکورت» یوسف حاتمی‌کیا درست در نقطه‌ای متفاوت می‌ایستد؛ فیلمی که سراغ یکی از کمتر دیده‌شده‌ترین زیست‌های اجتماعی معاصر رفته و «شوتی‌ها» را به عنوان انسان‌هایی گرفتار میان معیشت، قانون، خطر و بقا به تصویر می‌کشد. جسارت سوژه، ریتم مناسب، بازی‌های دقیق و اجرای قابل‌قبول حاتمی‌کیا، «اسکورت» را به یکی از تجربه‌های قابل‌اعتنای سینمای اجتماعی-اکشن ایران تبدیل کرده است. 
در سینمای ایران، بعضی سوژه‌ها آن‌قدر به حاشیه رانده شده‌اند که گویی وجود خارجی ندارند. «شوتی‌ها» یکی از همین سوژه‌ها هستند؛ آدم‌هایی که در جاده‌های مرزی، میان بار قاچاق، خودرو‌های تندرو، تعقیب پلیس و خطر مرگ، برای گذران زندگی دست به کاری می‌زنند که هم غیرقانونی است و هم برای خودشان هزینه‌ای سنگین دارد. یوسف حاتمی‌کیا در «اسکورت» دقیقاً همین نقطه خاکستری را انتخاب کرده است. جایی که قانون و معیشت در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و هیچ‌کدام به‌سادگی قابل حذف نیستند. 
اهمیت فیلم در این نیست که قاچاق را تطهیر می‌کند؛ اتفاقاً چنین خوانشی از «اسکورت» ساده‌سازی فیلم است. حاتمی‌کیا تلاش می‌کند بفهمد چه چیزی انسان را به سمت چنین انتخابی می‌راند. این تفاوت مهمی است. سینما وقتی حکم صادر می‌کند، تبدیل به تریبون می‌شود، اما وقتی می‌کوشد موقعیت انسان را بفهمد، به سینما نزدیک‌تر می‌شود. خود کارگردان نیز تأکید کرده که قصد تطهیر شوتی‌ها را نداشته و شکل‌گیری فیلم حاصل سال‌ها تحقیق و مواجهه با این زیست بوده است. 
 
 فیلمنامه‌ای استخوان‌دار
از همین‌جا می‌توان به یکی از نقاط قوت اصلی فیلمنامه رسید. «اسکورت» ایده‌ای دارد که قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم حادثه‌ای را داشت، اما فیلمنامه از ظرفیت موقعیت برای ساختن یک کشمکش اخلاقی استفاده می‌کند. اصلان، سربازی که برای نجات دوستش وارد این بازی می‌شود، ناگهان خود را در موقعیتی می‌بیند که مرز میان وظیفه، رفاقت و بقا در آن مخدوش شده است. همراه شدن او با حلما، شوتی زن، موتور اصلی اتفاقات فیلم است و جاده از یک مسیر جغرافیایی به میدان آزمون شخصیت‌ها تبدیل می‌شود. 
نکته مهم دیگر، ریتم فیلمنامه است. «اسکورت» می‌داند که فیلم جاده‌ای اگر نتواند در فاصله میان دو حادثه، شخصیت و تعلیق تولید کند، خیلی زود خسته‌کننده می‌شود. اما اینجا توقف‌ها، تعقیب‌ها، مواجهه‌ها و تغییر موقعیت‌ها با ضرباهنگ نسبتاً حساب‌شده‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند. فیلم اجازه نمی‌دهد اکشن به نمایش سرعت خودرو‌ها تبدیل شود؛ هر تعقیب و گریز، بخشی از فشار اخلاقی و روانی شخصیت‌ها را نیز افزایش می‌دهد. همین ویژگی باعث می‌شود فیلم، برخلاف بسیاری از آثار اکشن داخلی، فقط مجموعه‌ای از سکانس‌های پرسرعت نباشد. 
در مقام کارگردانی نیز یوسف حاتمی‌کیا نشان می‌دهد که نسبت به اثر قبلی خود، «شب طلایی»، گام مهمی در شناخت زبان ژانر برداشته است. او دوربین را در خدمت موقعیت قرار می‌دهد و از جاده، سرعت و فضای مرزی برای ساختن تنش استفاده می‌کند. موفقیت اصلی فیلم اینجاست که حاتمی‌کیا نمی‌خواهد ثابت کند «فیلم اکشن» ساخته است بلکه تلاش می‌کند اکشن را به زبان روایت تبدیل کند. 
 
 بازی خوب بازیگران
انتخاب بازیگران نیز یکی از برگ‌های برنده «اسکورت» است. امیر جدیدی کاملاً در نقش اصلان نشسته است. او برای این شخصیت به ترکیبی از سرکشی، رفاقت، خشونت کنترل‌شده و نوعی مرام فردی نیاز دارد و جدیدی این ویژگی‌ها را بدون آنکه به تیپ‌سازی افراطی برسد، ارائه می‌کند. حضور او باعث شده شخصیت اصلی از یک سرباز معمولی به قهرمانی تبدیل شود که تماشاگر حاضر است مسیر پرخطرش را دنبال کند. هدی زین‌العابدین نیز با پذیرفتن نقش یک «شوتی زن» انتخاب جسورانه‌ای داشته است. ورود زن به چنین جهان خشنی، ظرفیت دراماتیک زیادی دارد و فیلم از این تضاد استفاده می‌کند. البته می‌توان درباره میزان عمق یافتن رابطه میان دو شخصیت اصلی و ظرفیت‌های استفاده‌نشده این رابطه بحث کرد، اما اصل انتخاب بازیگر و شکستن کلیشه زن منفعل در سینمای اجتماعی، قابل دفاع است. 
افشین هاشمی نیز در نقش مکمل، حضوری دقیق و جاندار دارد. او از آن دسته بازیگرانی است که حتی با حضور محدود می‌تواند به یک نقش وزن بدهد و اینجا نیز با اجرای کنترل‌شده خود، گوشه دیگری از توانایی‌هایش را نشان می‌دهد. در مجموع، ترکیب بازیگران کمک کرده جهان فیلم بیش از آنکه مصنوعی و استودیویی به نظر برسد، واجد بافت و شخصیت باشد. 
اما شاید یکی از برگ‌های برنده کمتر دیده‌شده فیلم، موسیقی و طراحی صوتی آن باشد. موسیقی سروش انتظامی، به‌خصوص در لحظات پرشتاب، فقط نقش همراهی‌کننده ندارد؛ به ضربان سکانس‌ها تبدیل می‌شود و انرژی صحنه‌های جاده‌ای را بالا می‌برد. استفاده از صدای فراگیر اتموس نیز در تجربه حسی فیلم اهمیت دارد و «اسکورت» از این امکان برای تشدید فضای تعقیب، سرعت و تنش استفاده کرده است. 
اهمیت «اسکورت» شاید بیش از آنکه در بی‌نقص بودنش باشد، در انتخاب موضوع آن باشد. سینمای ایران امروز به چنین جسارتی احتیاج دارد؛ سینمایی که به جای تکرار بی‌پایان الگو‌های امتحان‌پس‌داده و کمدی‌های بی‌اثر و گاه مبتذل، سراغ جهان‌هایی برود که مخاطب ایرانی کمتر فرصت دیده‌شدن آنها را داشته است. «شوتی‌ها» یک واقعیت اجتماعی‌اند با تمام تناقض‌هایشان، با خطاهایشان و با شرایط اقتصادی و انسانی پیچیده‌ای که پشت انتخاب‌هایشان قرار دارد.
برچسب ها: سینما ، فیلم ، کمدی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار