وقتی دسترسی به سلاح آسان میشود، اختلافهای روزمره نیز میتوانند در چند ثانیه به جنایتی جبرانناپذیر تبدیل شوند. وقتی دسترسی به سلاح آسان میشود، اختلافهای روزمره نیز میتوانند در چند ثانیه به جنایتی جبرانناپذیر تبدیل شوند.
«اسلحه را از کجا آوردی؟ چند خریدی؟» این پرسشی است که بازپرس از متهم پرونده جنایی میپرسد، اما اهمیت آن فراتر از یک بازجویی قضایی است. این پرسش، مطالبهای عمومی از نهادهای مسئول است: چرا دسترسی به سلاح گرم در جامعه به مسئلهای نگرانکننده تبدیل شده و چرا شلیک گلوله، بیش از گذشته در روایت حوادث جنایی به چشم میخورد؟
چند سالی است که نویسنده در یادداشتهای مختلف، درباره فراوانی سلاح در جامعه هشدار داده و این پرسش را از مسئولان انتظامی مطرح کرده است که منشأ این حجم از سلاح کجاست و چه برنامهای برای مهار آن وجود دارد. گزارشهای مربوط به کشف سلاحهای غیرمجاز و بازداشت فروشندگان آن نشان میدهد مقابله با این پدیده همچنان به توجه جدی نیاز دارد.
قاچاق سلاح از مسیرهای مختلف، از جمله مرزهای کشور، یکی از عواملی است که میتواند به گسترش دسترسی غیرمجاز به سلاح دامن بزند. در کنار آن، فعالیت واسطهها و فروشندگان غیرقانونی نیز زمینه دسترسی متخلفان به سلاح را فراهم میکند، حتی انتشار خبرهایی درباره فروش غیرمجاز سلاح در فضای مجازی، ضرورت نظارت مؤثرتر بر این بسترها را یادآوری میکند.
البته کشف سلاحهای غیرمجاز و اجرای طرحهای پلیسی، اقداماتی ضروری است، اما پرسش اساسی این است که آیا این اقدامات توانستهاند چرخه ورود، توزیع و استفاده از سلاح را به اندازه کافی محدود کنند؟
وقتی همچنان خبر کشف سلاح و وقوع تیراندازی در صفحات حوادث منتشر میشود، نمیتوان تنها به شمار سلاحهای کشفشده بسنده کرد، باید از میزان دسترسی مجرمان به سلاح و اثربخشی اقدامات پیشگیرانه نیز ارزیابی دقیقی داشت.
سلاح گرم، فاصله میان تصمیم و فاجعه را کوتاه میکند. در یک اختلاف خانوادگی، نزاع خیابانی یا سرقت خشن، دسترسی به اسلحه میتواند امکان واکنش مرگبار را در چند ثانیه فراهم کند. فردی که در شرایط عادی شاید به تهدید یا درگیری لفظی بسنده میکرد، با در اختیار داشتن سلاح میتواند جان چند انسان را به خطر بیندازد. به همین دلیل، مسلحانه شدن جرائم فقط مسئلهای انتظامی نیست، تهدیدی مستقیم علیه امنیت عمومی است.
نگرانی دیگر، گسترش احساس ناامنی است. انتشار تصاویر تیراندازی و جرائم مسلحانه در شبکههای اجتماعی، حتی اگر نماینده وضعیت عمومی جامعه نباشد، میتواند ترس شهروندان را افزایش دهد. اگر این نگرانی به این تصور منجر شود که تنها راه محافظت از خود و خانواده، تهیه سلاح است، جامعه وارد چرخه خطرناکی خواهد شد، چرخهای که در آن افزایش سلاح، احتمال درگیری مرگبار را بیشتر میکند و همین درگیریها تقاضا برای سلاح را افزایش میدهد.
در این میان، مجازات قانونی حمل و نگهداری غیرمجاز سلاح، هرچند ضروری است، بهتنهایی برای مهار این پدیده کفایت نمیکند. قانون زمانی بازدارندگی مؤثر خواهد داشت که در کنار برخورد قضایی، احتمال کشف و توقیف سلاحهای غیرمجاز افزایش یابد و مسیرهای تأمین و توزیع آن نیز مسدود شود.
اکنون زمان آن رسیده که مسئولان انتظامی، قضایی و نهادهای متولی کنترل مرزها، مسئله فراوانی سلاح را با نگاهی فراتر از عملیاتهای مقطعی بررسی کنند. شناسایی شبکههای قاچاق، کنترل دقیق مبادی ورود، مقابله با فروشندگان غیرقانونی در فضای مجازی، پیگیری منشأ سلاحهای استفاده شده در جرائم و انتشار آمار شفاف از نتایج اقدامات، باید بخشی از یک برنامه منسجم پیشگیرانه باشد.
مخلصکلام اینکه، در مواجهه با جرائم مسلحانه نباید تنها پس از وقوع جنایت به دنبال سلاح و صاحب آن گشت. پرسش اصلی باید پیش از شلیک مطرح شود؛ این سلاح چگونه به دست فرد رسیده و چرا امکان دسترسی او فراهم بوده است؟ پاسخ دقیق و عملی به همین پرسش میتواند فاصله میان یک اختلاف ساده و یک پرونده قتل را افزایش دهد و امنیت را به زندگی روزمره مردم بازگرداند.