بهترین چیز براى زن چیست؟ سؤالی است که پیامبر اسلام (ص) میپرسد و فاطمه (س) پاسخ میگوید. نه مردی (نامحرم) او را ببینند و نه او مردی (نامحرم) را. جوان آنلاین: بهترین چیز براى زن چیست؟ سؤالی است که پیامبر اسلام (ص) میپرسد و فاطمه (س) پاسخ میگوید. نه مردی (نامحرم) او را ببینند و نه او مردی (نامحرم) را.
این سؤال را زنی پاسخ میدهد که دیدگاه او به لحاظ جایگاه خاصی که در عالم آفرینش و مجموعه حضرات معصومین (ع) دارد اهمیت ویژهای دارد. پاسخ فاطمه (س) به این پرسش صاحبان اندیشه و فکر و آن دسته از متفکرانی که دغدغه شکلگیری جامعه اسلامی را دارند به طور عادی درگیر خود میکند. فاطمیه فرصت مغتنمی است تا به این پرسش و پاسخ مهم که از سوی دو شخصیت بزرگ اسلام بر زبان جاری شده تمرکز و اندیشه کنیم.
ممکن است یک مردی به لحاظ عظمت و بزرگی روح دل از انسانهای دیگر ببرد. کما اینکه عظمت روح پیامبر (ص) از مرد و زن در تاریخ دلبری کرده است. این دلبری به لحاظ بزرگی روح انسانها یک چیز طبیعی است. ما نیازی نداریم آدمهای بزرگ و با عظمت را با چشم سر ببینیم و دلداده آنها بشویم. مگر ما چهره پیامبر را دیدهایم یا شیعیان تا به حال مگر علی ابن ابیطالب و حسین بن علی (ع) را دیدهاند و به او اینطور عاشقانه دل بستهاند و دور معنا و اسم او مانند کعبه طواف کردهاند؟ مگر ما امام زمان (عج) را با چشم سر دیدهایم که اینطور عاشق و دلباخته او شدهایم. ما اوصاف آنها، عظمت آنها، فضایل آنها، جایگاه آنها را شناختهایم و همین شنیدهها دل ما را برده است فارغ از اینکه آنها به لحاظ ظاهر چه شکلی بودهاند.
پس در بیان نورانی فاطمهزهرا (س) در اینکه میفرماید بهترین چیز برای زن ندیدن و دیدهنشدن از سوی نامحرمان و موضوع و مسئله جذابیتهای جنسی است. میدانیم زنان بر خلاف مردان بیشتر جذب گفتار مردان میشوند. مردان اغلب از راه گفتار دلبری میکنند. پس برخلاف مرد که بیشتر و در وهلهاول جذب ظواهر جسمانی زن میشود؛ برای یک زن به طور فطری و در وهلهاول ظواهر جسمی و ظاهری به چشم نمیآید و اگر مردی عظمت روح داشته باشد و دلبری کند در زن و مرد یکسان است. این دیگر ربطی به جنسیت ندارد. نوع انسان، قلب سلیم انسانی دل به چنین انسانی میدهد. اینجا دیگر هوا و هوس و خواستهای پست حیوانی و حقیر راه ندارد.
پس یک مرد و یک زن در جامعه میتواند دیده شود، اما این دیدهشدن لزوماً ربطی به ظواهر جسمانی او نداشته باشد. قلوب مؤمنین اساساً به هم راه دارد. نخ تسبیح این ارتباط خداست و امام مرکز و کانون پیوند دهنده این قلبها به یکدیگر است. اینکه سعدی میگوید: بنی آدم اعضای یک پیکرند، این پیکر مثالی است از آن روح با عظمت و منشأ اصلی. انسانها با قلبهایشان پیکره جامعه را میسازند نه با بدنهایشان. بدن اینجا صرفاً لاشهایی است متحرک که ابزار و جایگاه روح انسانی در آن قرار گرفته است. حقیقتاً پیکره اصلی آدمیزاد روح و قلب اوست. در عالم خیلیها امام زمانشان را با چشم سر دیدهاند، اما این دیدن به حال آنها اثری نداشته است. امام را باید با چشم دل دید. خیلیها دوست دارند به محضر و دیدار امام زمان (عج) نائل شوند، اما این حضور در زمان حیات ائمه هدی (س) برای مشرکان و کفار و منافقین میسر شد و سودی برای آنها نداشت. پس باید دیدار ما حضور ما در برابر امام زمان (عج) از راهقلب باشد و این ارتباط قلبی را بکوشیم تا میسر و محقق کنیم.
زن تن نیست
پس زنبودن و جایگاه آن در هستی به کیفیت حضور داشتن در محضر خداست که معنا و مفهوم مییابد. این برای نوع انسان یکسان است. مرد و زن باید حاضر در محضر خدا باشند و این با حضور و اثرگذاری اجتماعی زن منافاتی ندارد. اما این اثرگذاری با تحریکجنسی نه تنها میسر نیست بلکه گمراه کننده و آسیبرسان است. کسر شأن انسانی یک زن است. او را کوچک و حقیر و دم دستی میکند. کرامت زن را از او میگیرد. زن بدن و تن نیست. زن انسان است. این روح زن است که باید در جامعه جاری و ساری باشد. رسالت بزرگ و عظیم زن تربیت انسان است. در عالم شغلی با عظمتتر از مادری نداریم. اینکه یک انسانی بتواند انسان دیگری را از دوره جنینی و حتی پیش از جنینی درون خود پرورش بدهد و ذرهذره آن را حفاظت و مراقبت کند و بزرگ کند و به سرانجام برساند. بزاید و به این جهان دعوت کند. شب را با او صبح کند. نیازهایش را برطرف کند. شیره جانش را به او تقدیم کند. از ذرهذره وجودش برای آن انسانی که از خود او و تن او و روح او ایجاد شده بزند و خرج کند برای رشد او آیا چیزی در هستی از این با عظمتتر است؟ اینکه یک زن با مثلاً سفینه به فضا برود، اصلاً با اینکه مادری کند قابل مقایسه است؟ مع الاصف امروز نقشها و جایگاهها را در ذهن دختران ما جابهجا کردهاند. مادری را پیش چشم دختران حقیر جلوه دادهاند. با فیلم، سریال و داستان سراییهای حقیر نقش و جایگاه اصلی زن را در هستی پیش چشم او حقیر کردهاند. برگردیم به بیان نورانی صدیقه کبری (س) سرور زنان دو عالم.
بهترین چیز برای زن چیست؟ پیامبر سؤال میکند و فاطمه پاسخ میدهد. بهترین مردان عالم میپرسد و برترین زنان عالم جواب میدهد. علی (ع) هم در این جمع حضور دارد، اما پاسخ این سؤال را باید فاطمه (س) بدهد. وقتی پاسخ میهد آنجا پیامبر میگوید فاطمه از من است. اینکه پیامبر اسلام این جمله تاریخی و مهم را در قالب چنین گفتوگویی بیان میکند موضوع مهمی است.
وقتی علی سکوت میکند و فاطمه پاسخ میدهد
محدثین از امام على (ع) حکایت کردهاند: روزى در جمع عدهاى از اصحاب و یاران نشسته بودیم که حضرت رسول (ص) سؤال فرمود: بهترین چیز براى زن چیست؟ و هیچ یک از افراد جواب مناسبى براى آن نداشتند. نه اینکه علی پاسخی نداشته باشد. علی میداند که پاسخ این سؤال مهم را باید فاطمه بر زبان بیاورد و فاطمه (س) این پاسخ را برای همه زنان تاریخ به یادگار بگذارد. علی (ع) ادامه میدهد: هنگامى که من به منزل، نزد فاطمه (س) آمدم، موضوع را براى ایشان مطرح کردم که امروز پیامبر خدا چنین سؤالى را بیان نموده است. فاطمه اظهار داشت: آیا هیچ کدام از اصحاب جواب آن را ندانستند؟ گفتم: خیر، کسى جوابى نداد. پس او اظهار نمود: بهترین چیزى که براى زن سعادتبخش و مفید است آن است که مردى را نبیند و هیچ مرد نامحرمى نیز او را نبیند. على (ع) افزود:، چون شب فرا رسید، در جلسه اى با حضور اصحاب و رسول خدا (ص) مشارکت نموده و من گفتم: یا رسول الله، از ما سؤال کردى: چه چیزى براى زن بهتر است؟ اکنون جواب آن را آوردهام و آن اینکه بهترین چیز براى زن آن است که مردى را نبیند و هیچ مرد نامحرمى هم او را نبیند. رسول خدا (ص) فرمود: چه کسى این پاسخ را گفته است؟ گفتم: فاطمهزهرا. حضرت فرمود: بلى، دخترم راست گفته است، همانا که او پاره تن من است. (۱)
آیا این منافاتی با حضور زن در جامعه دارد. قطعاً خیر. فاطمه همان زنی است که در مهمترین بزنگاه تاریخ در میان مهمترین جمع از مردان صدر اسلام یکی از مهمترین فرازهای تاریخ را بسان یک سخنران اجرا میکند و افسوس و دریغ که هیچ هنرمند مسلمانی تا کنون پردهای از این حضور تاریخساز منقوش نکرده است.
(۱) احقاق الحق: ج ۲۵، ص ۳۵۰، اعیان الشیعه: ج یک، ص ۳۲۲)