سریال «بهار شیراز» به کارگردانی و نویسندگی حسن وارسته و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری، مجموعهای کمدی و خانوادگی است که با محوریت زندگی خانواده معدل، مخاطبان را به دل روابط، دغدغهها و ماجراهای روزمره یک خانواده شیرازی میبرد جوان آنلاین: سریال «بهار شیراز» به کارگردانی و نویسندگی حسن وارسته و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری، مجموعهای کمدی و خانوادگی است که با محوریت زندگی خانواده معدل، مخاطبان را به دل روابط، دغدغهها و ماجراهای روزمره یک خانواده شیرازی میبرد. محمدرضا خادمی، پزشک و بازیگر نقش بیژن در این مجموعه، با اشاره به تفاوتهای شخصیتی خود با کاراکتر بیژن، از تلاش برای طراحی ویژگیهای رفتاری خاص این شخصیت و فاصله گرفتن از کلیشههای رایج در پرداخت آن سخن گفت. او همچنین تجربه حضور در این مجموعه را فرصتی برای یادگیری دانست و بر اهمیت حفظ لهجه، واژگان و فرهنگ بومی شیراز در آثار نمایشی تأکید کرد. در ادامه، گفتوگوی «جوان» با این بازیگر را میخوانید.
درباره حضورتان در سریال «بهار شیراز» و نقشی که در این مجموعه ایفا میکنید، شخصیت بیژن چه جایگاهی در داستان دارد؟
من پزشک هستم و چندین سال است که در حوزه بازیگری نیز فعالیت میکنم. «بهار شیراز» نخستین سریالی است که در آن ایفای نقش کردهام. برای این مجموعه حدود ۹ ماه با گروه مشغول تمرین بودیم. بیژن پسر بزرگ خانواده معدل است. خانوادهای شیرازی که در مسیر زندگی با چالشهای مختلفی روبهرو میشوند. یکی از مهمترین مشکلات بیژن، نداشتن شغل است. او کارهای مختلفی را امتحان میکند، اما در این مسیر چندان موفق نیست. در ادامه داستان نیز با آرام آشنا میشود و رابطه این دو در نهایت به ازدواج ختم میشود.
تا چه اندازه از شخصیت واقعی خودتان برای شکل دادن به شخصیت بیژن استفاده کردید؟
شخصیتپردازی بیژن بیشتر بر نوع نگاه او به کائنات و انرژی، آسانگیری و خوشگذرانیاش استوار است. او تا حدودی زندگی را آسان میگیرد. ویژگیای که میتوان آن را با بخشی از روحیه مردم شیراز نیز مرتبط دانست. تلاش کردیم این خصوصیات در شخصیت بیژن نمود داشته باشد. بخشهایی از بیژن به خودم شباهت دارد، اما بعضی از این ویژگیها را در بازی پررنگتر کردم. برای مثال، خوشخوراک بودن و تا حدودی آرام و کند صحبت کردنش به خودم نزدیک است، اما این خصوصیات را غلیظتر کردم تا در شخصیت دیده شود.
در مقابل، موضوع کائنات و انرژی که در نگاه بیژن وجود دارد، با شخصیت واقعی من تفاوت دارد و حتی با فضای پزشکی نیز تعارض پیدا میکند. بیژن شخصیتی باهوش است، اما از بیرون ممکن است کند به نظر برسد. در ذهن او اطلاعات مختلفی پردازش میشود و میان شنیدن یک کلمه و پاسخ دادن به آن، نوعی تأخیر وجود دارد. این ویژگی با شخصیت واقعی من تفاوت زیادی دارد. برای رسیدن به این شخصیت، با آقای وارسته اتودهایی انجام دادیم و تلاش کردیم نگاهی غیرکلیشهای به بیژن داشته باشیم. در یکی از اتودها، ترکیبی از نگاه خیره و دهان نیمهباز را برای او در نظر گرفتم. همچنین سعی کردم از برخی حالتها و اصطلاحات رایج در گفتار شیرازی استفاده کنم و آنها را در بازیام بیاورم.
آیا شخصیت بیژن در طول داستان تغییر میکند؟ این تغییرات چگونه در بازی شما نمود پیدا کرده است؟
اگر قسمتهای مختلف سریال را دنبال کنید، متوجه میشوید که بیژن در طول داستان تغییر میکند و بهتدریج پختهتر میشود. برای مثال، در نخستین سکانسی که من بازی کردم و مربوط به چالش خوردن شکلات فلفلی بود، مخاطب با شکل متفاوتی از این شخصیت روبهرو میشود. بعدتر تلاش کردم ویژگیهای بیشتری به او اضافه کنم.
بیژن کندذهن نیست، بلکه باهوش است. وقتی کلمهای را میشنود، در ذهنش معانی و برداشتهای مختلفی شکل میگیرد و باید میان آنها انتخاب کند. برای نمونه، ممکن است با شنیدن کلمه «دفتر»، چندین معنا و کاربرد مختلف به ذهنش برسد و مدتی طول بکشد تا منظور را مشخص کند. تلاش کردم این فرایند ذهنی را در بازی نشان دهم. او زبانهای مختلفی میداند، چیزهای تازه یاد میگیرد و به همین دلیل چالشهای متفاوت را میپذیرد. زیرا دوست دارد تجربههای جدیدی داشته باشد.
در ابتدای کار، مهمترین چالش شما برای رسیدن به شخصیت بیژن چه بود؟
در ابتدای کار، مهمترین مسئله برایم این بود که بفهمم این شخصیت دقیقاً چه ویژگیهایی دارد. هنگام خواندن متن و آماده شدن برای اجرا، مدام شخصیتهای مختلف را در ذهنم بررسی میکردم و درباره شباهتهای احتمالی آنها با بیژن با آقای وارسته صحبت میکردم. در نهایت، همین فرایند کشف شخصیت بخشی از لذت بازیگری است. مسیری که گاهی در آن به دنبال یافتن یک پاسخ مشخص هستیم، اما در طول مسیر متوجه میشویم که خود فرایند جستوجو ارزشمندتر است.
شما در کنار بازیگری، پزشک نیز هستید. ارتباط میان این دو حرفه چیست و چگونه بین این دو جهان تعادل برقرار کردهاید؟
این سؤال برایم جذاب است، چون با وجود تفاوتهای این دو حرفه، شباهتهایی هم میان آنها وجود دارد. یکی از مهمترین شباهتها، تلاش برای حل مسئله است. در پزشکی، وقتی با یک بیمار یا یک مورد بالینی روبهرو میشوید، باید اطلاعات مختلف را کنار هم قرار دهید و آنها را تحلیل کنید تا به نتیجه برسید. در بازیگری نیز باید گرههای فیلمنامه را باز کنید، متن را بخوانید و شخصیتها و موقعیتها را تحلیل کنید.
یک بازیگر خوب باید خوب گوش بدهد و یک پزشک خوب نیز به شنیدن دقیق نیاز دارد. البته این دو حرفه کاملاً متفاوتاند، اما در هر دو، گوش دادن و تحلیل کردن اهمیت زیادی دارد. در بازیگری باید علاوه بر کلمات نوشتهشده در متن، به لایههای پنهان حرفها و انگیزههای شخصیت نیز توجه کرد.
به نظر شما «بهار شیراز» چه ویژگیهایی دارد که میتواند مخاطبان را به تماشای این مجموعه ترغیب کند؟
مخاطبان میتوانند با تماشای این مجموعه، با بخشی از زبان و فرهنگ شیراز آشنا شوند، اصطلاحات و ضربالمثلهای شیرازی را یاد بگیرند و در کنار آن سرگرم شوند. به نظرم کسانی که به لهجه شیرازی علاقه دارند، میتوانند از تماشای این سریال لذت ببرند زیرا در اجرای لهجهها تلاش شده است ویژگیهای گفتار بومی بهخوبی رعایت شود.
یکی از نکات ارزشمند چنین آثاری، زنده نگه داشتن کلمات و اصطلاحاتی است که ممکن است بهتدریج از گفتار روزمره مردم فاصله بگیرند. برای مثال، واژههایی مانند «کلپوک» که در زبان محلی کاربرد داشتهاند، ممکن است در نسل جدید کمتر استفاده شوند و جای خود را به واژههای رایجتر بدهند. به نظرم سریالهایی مانند «بهار شیراز» میتوانند به حفظ این بخش از فرهنگ و زبان بومی کمک کنند.
«بهار شیراز» برای من تجربهای تازه و آموزنده بوده است. تجربهای که علاوه بر آشنایی با فضای حرفهای یک مجموعه تلویزیونی، فرصتی برای کار در کنار گروهی از بازیگران و عوامل و توجه بیشتر به ظرافتهای زبان و فرهنگ شیراز فراهم کرده است.