کد خبر: 1388546
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۲
از صف نانوایی دیروز تا چهارراه‌های شلوغ امروز
 ناصر سهرابی 

جوان آنلاین: در کتاب فارسی دوران مدرسه، درسی داشتیم به نام «همه‌جا به نوبت»؛ تصویری ساده از آدم‌هایی که در صف نانوایی منتظر می‌ماندند تا نوبت‌شان برسد. سال‌ها گذشته است و حالا در چهارراه‌های شلوغ، گاهی برای چند ثانیه زودتر رسیدن، حق ده‌ها نفر را نادیده می‌گیریم. ۱۴ آبان، روز فرهنگ عمومی، فرصتی است برای تأمل در این فاصله؛ فاصله میان آنچه از کودکی آموختیم و آنچه امروز در زندگی اجتماعی به آن عمل می‌کنیم. 
صبح است. خیابان شلوغ، چراغ قرمز و صفی از خودرو‌ها که هر راننده‌اش می‌خواهد زودتر به مقصد برسد. یکی از خط عابر پیاده جلوتر می‌رود، دیگری راه خود را به میان خودرو‌ها باز می‌کند و سومی با بوق‌های پیاپی، توقف راننده جلویی را برنمی‌تابد. عابری که باید با امنیت از خیابان بگذرد، ناچار است میان خودرو‌ها راهی برای خود پیدا کند. همه عجله دارند؛ اما در این مسابقه بی‌پایان، کمتر کسی می‌پرسد: اگر قرار باشد همه زودتر از نوبت خود عبور کنند، چه کسی اصلاً به مقصد می‌رسد؟ این صحنه، فراتر از یک بی‌نظمی ترافیکی است؛ تصویری از نسبت ما با قانون و حقوق دیگران است. فرهنگ عمومی دقیقاً در همین لحظه‌های عادی خود را نشان می‌دهد؛ آنجا که منفعت شخصی با حق جمعی برخورد می‌کند و انسان باید انتخاب کند: چند ثانیه زودتر رسیدن یا رعایت حقی که متعلق به دیگری است. فرهنگ را نمی‌توان با تعداد همایش‌ها، شعار‌ها یا پیام‌های مناسبتی سنجید. معیار واقعی آن، رفتار‌هایی است که هر روز در خیابان، صف نانوایی، محیط کار و روابط اجتماعی از ما سر می‌زند. جامعه‌ای که در آن قانون فقط تا جایی محترم است که مانع خواسته‌های فردی نشود، هنوز با قانون‌مداری فاصله دارد. زندگی امروز شتاب گرفته است. فشار‌های اقتصادی، نگرانی‌های معیشتی، ترافیک و انبوه مسئولیت‌های روزانه، توان روانی بسیاری از مردم را فرسوده می‌کند. طبیعی است که انسان خسته و نگران، گاهی کم‌حوصله‌تر شود؛ اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که بی‌حوصلگی به مجوزی برای نادیده گرفتن حقوق دیگران تبدیل شود. نمی‌توان از دشواری‌های زندگی چشم پوشید، همانطور که نمی‌توان هر تخلفی را به مشکلات اقتصادی نسبت داد. میان توضیح یک رفتار و توجیه آن تفاوت وجود دارد. شرایط دشوار ممکن است، زمینه عصبانیت و شتاب‌زدگی را فراهم کند، اما مسئولیت رفتار را از دوش فرد برنمی‌دارد. 
فرهنگ رانندگی یکی از روشن‌ترین جلوه‌های فرهنگ رفتاری جامعه است زیرا در خیابان، فاصله میان باور‌های اخلاقی و رفتار واقعی به‌سرعت آشکار می‌شود. احترام به چراغ قرمز، رعایت فاصله ایمن، توقف پشت خط عابر پیاده و پذیرش حق تقدم، صرفاً بند‌هایی از آیین‌نامه نیستند. پشت هرکدام، اصلی انسانی قرار دارد: جان و حق دیگران به‌اندازه جان و حق ما ارزشمند است. کسی که به عابر پیاده راه می‌دهد، در عمل می‌پذیرد، خیابان ملک شخصی او نیست. راننده‌ای که در تقاطع حق تقدم را رعایت می‌کند، نشان می‌دهد عجله‌اش را به دیگران تحمیل نمی‌کند. در مقابل، سبقت غیرمجاز، تغییر ناگهانی مسیر، استفاده نابجا از بوق و توقف دوبله، نشانه‌هایی از غلبه خواسته فردی بر نظم مشترک‌اند. بااین‌حال، تقلیل تمام مشکلات ترافیکی به بی‌فرهنگی شهروندان، تحلیلی ناقص است. طراحی نامناسب معابر، ضعف حمل‌ونقل عمومی، ابهام در برخی مقررات، نظارت ناکافی و اجرای نابرابر قانون نیز بر رفتار ترافیکی اثر می‌گذارند. مسئولیت نهاد‌های متولی در فراهم کردن زیرساخت مناسب و اجرای عادلانه قانون، به‌اندازه مسئولیت شهروندان در رعایت مقررات اهمیت دارد. فرهنگ‌سازی زمانی اعتبار پیدا می‌کند که مردم تناقضی آشکار میان توصیه و عمل نبینند. نمی‌توان از شهروند خواست قانون را رعایت کند، اما در برابر تخلف افراد برخوردار از قدرت یا موقعیت اجتماعی سکوت کرد. قانون‌مداری با توصیه آغاز می‌شود، اما با عدالت در اجرا جان می‌گیرد. 
در بحث فرهنگ عمومی، گاهی نسل جوان بیش از دیگران در معرض سرزنش قرار می‌گیرد؛ گویی بی‌نظمی‌های اجتماعی محصول رفتار یک نسل است. چنین نگاهی نه منصفانه است و نه راه‌حل مناسبی به دست می‌دهد. جوانان امروز در فضایی زندگی می‌کنند که سرعت تغییرات، فشار‌های اقتصادی و نفوذ رسانه‌های اجتماعی بر آن چشمگیر است. آنان به آموزش نیاز دارند، اما بیش از آن، به الگو‌های قابل اعتماد و فرصت مشارکت در ساختن فرهنگ اجتماعی نیازمندند. هدف آموزش قانون نباید تربیت افرادی باشد که فقط از ترس جریمه تخلف نمی‌کنند. هدف، پرورش شهروندانی است که دلیل وجود مقررات را می‌فهمند و حتی در نبود ناظر، به آن پایبند می‌مانند. تفاوت بزرگی وجود دارد میان کسی که پشت چراغ قرمز فقط از ترس دوربین می‌ایستد و کسی که می‌داند عبور غیرمجاز ممکن است جان انسانی را به خطر بیندازد. اینجاست که وجدان اخلاقی اهمیت پیدا می‌کند. هیچ پلیس و دوربینی نمی‌تواند در همه لحظه‌های زندگی اجتماعی حضور داشته باشد. آنچه رفتار فرد را در موقعیت‌های بی‌ناظر هدایت می‌کند، درونی شدن ارزش‌هایی مانند انصاف، مسئولیت‌پذیری و احترام به حقوق دیگران است. جامعه قانون‌مدار، جامعه‌ای نیست که در آن همه از مجازات بترسند؛ جامعه‌ای است که در آن رعایت قانون به بخشی از معیار فرد برای درست و نادرست تبدیل شده باشد. در این مسیر، نهاد‌های فرهنگی، مدارس، رسانه‌ها، ادبیات و سینما نقشی تعیین‌کننده دارند؛ به‌شرط آنکه از تکرار توصیه‌های مستقیم فراتر بروند و بتوانند بر احساس، تخیل و تجربه مخاطب اثر بگذارند. مجموعه انیمیشنی «سیاساکتی» نمونه‌ای آشنا از ظرفیت طنز و شخصیت‌پردازی برای آموزش رفتار‌های صحیح ترافیکی است. جذابیت چنین آثاری در این است که پیام آموزشی را در دل موقعیتی داستانی قرار می‌دهند؛ مخاطب با یک رفتار نادرست روبه‌رو می‌شود، پیامد آن را می‌بیند و بدون قرار گرفتن در جایگاه شنونده یک موعظه طولانی، درباره آن قضاوت می‌کند. رسانه‌ها به‌جای آنکه صرفاً تخلف‌ها را نمایش دهند، می‌توانند پیامد‌های انسانی آنها و ارزش رفتار‌های مسئولانه را روایت کنند. مدرسه نیز می‌تواند آموزش ترافیک را از حفظ کردن تابلو‌ها فراتر ببرد و به تمرین واقعی احترام به حق تقدم و ایمنی تبدیل کند. بااین‌حال، هیچ اثر هنری به‌تنهایی قادر به اصلاح فرهنگ عمومی نیست. آموزش هنگامی ماندگار می‌شود که با تجربه روزمره مردم هماهنگ باشد؛ وقتی کودک احترام به قانون را هم در انیمیشن می‌بیند، هم در رفتار خانواده تجربه می‌کند و هم در عملکرد عادلانه نهاد‌های مسئول شاهد آن است. ۱۴آبان، روز فرهنگ عمومی، نباید فقط به یادآوری ضرورت رعایت قانون محدود شود. این مناسبت فرصتی است برای بازاندیشی در عادت‌هایی که شاید کوچک به نظر برسند، اما کیفیت زندگی اجتماعی را تعیین می‌کنند: رعایت نوبت، احترام به عابر پیاده، پرهیز از تحمیل عجله خود به دیگران و پذیرش اینکه هیچ‌کس به دلیل خواسته شخصی‌اش از حقوق برابر شهروندان برخوردارتر نیست. فرهنگ عمومی با فرمان و بخشنامه ساخته نمی‌شود؛ حاصل پیوند تربیت خانوادگی، آموزش مستمر، روایت هنری، زیرساخت مناسب و اجرای عادلانه قانون است. هرکدام از این عوامل که نادیده گرفته شود، نتیجه نهایی ناقص خواهد ماند. شاید برای آغاز این مسیر، لازم نباشد به دنبال مفاهیمی پیچیده بگردیم. کافی است دوباره به همان تصویر کتاب فارسی فکر کنیم؛ آدم‌هایی که در صف نانوایی منتظر می‌ماندند تا نوبت‌شان برسد. فرهنگ عمومی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرد، حتی وقتی می‌تواند حق دیگری را نادیده بگیرد، تصمیم می‌گیرد این کار را نکند. حق تقدم با فرهنگ است و فرهنگ، پیش از آنکه در خیابان سنجیده شود، در وجدان ما شکل می‌گیرد.

برچسب ها: فرهنگ ، رانندگی ، حمل و نقل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار