زوال قدرت سخت نظامی و قدرت نرم بینالمللی امریکا، از محورهای کلیدی مورد تأکید رهبر معظم انقلاب در پیام معظمله به مناسبت ۱۳آبان ماه و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است. زوال قدرت سخت نظامی و قدرت نرم بینالمللی امریکا، از محورهای کلیدی مورد تأکید رهبر معظم انقلاب در پیام معظمله به مناسبت ۱۳آبان ماه و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی است. معظمله در این پیام، این روز را نماد صفآرایی جبهه حق در مقابل جبهه باطل خواندند و بر شفافتر شدن تکلیف ملت ایران با امریکای جنایتکار تأکید و خاطرنشان کردند امروز در اثر رسوایی خودساخته مستکبران، قدرت و سلطه رو به زوال امریکا در هر دو بعد قدرت سخت نظامی و قدرت نرم بینالمللی دچار سقوطی برگشتناپذیر شده و روند فروپاشی آن تسریع گردیده است.
زوال قدرت امریکا با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است، اما شکست امریکا در دو جنگ تحمیلی اخیر از مردم ایران، به رغم برنامهریزی چندین ساله سران کاخ سفید و تمهید مقدمات لازم، علاوه بر تحمیل بزرگترین شکست بر این به اصطلاح ابرقدرت جهانی، ماهیت پوشالی قدرت استکبار جهانی را به رخ جهانیان کشید. این نکتهای است که بعد از شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر، علاوه بر رسانهها، حتی در کلام مسئولان امریکایی نیز بر آن تصریح شده است، به گونهای که ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز با اشاره به پیامدهای شکست امریکا در این جنگ اعتراف میکند که جنگ با ایران و پیامدهای اقتصادی آن، از جمله افزایش قیمت بنزین، در شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نقش داشته است.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا، نیز با اشاره به اینکه نتیجه جنگ با ایران دلیل شکست جمهوریخواهان بود، به چند دلیل برای آن اشاره میکند که ادامه جنگ علیه ایران و پیامدهای آن در افزایش قیمتها و بیتوجهی ترامپ و جمهوریخواهان به مسئله هزینههای زندگی آنها، حمایت از رژیم صهیونیستی و نیاز به تأکید بیشتر بر رویکرد «اول امریکا» از دلایل اصلی آن است.
بدیهی است که اگر امریکا و رژیم صهیونیستی به اهدافشان در این دو جنگ دست یافته و به پیروزی رسیده بودند، نه جمهوریخواهان در انتخابات شکست میخوردند و نه نیاز بود که ترامپ و ونس اینگونه به سقوط قدرت امریکا اعتراف کنند. نکتهای که از دید نشریه امریکایی «فارن افرز» نیز دور نمانده و در یادداشتی در روزهای اخیر اعتراف میکند که جنگ با ایران، شکستی استراتژیک بود. این نشریه امریکایی تأکید میکند که «امریکا و اسرائیل نشان دادند که پس از هشت ماه جنگ و فشار، نتوانستند به اهداف کلان از جمله تغییر حکومت، نابودی برنامه هستهای ایران یا حتی بازگشایی تنگه هرمز دست یابند».
دشمنانی که در این جنگ وقیحانه به دنبال تجزیه کشور، زانو زدن ملت، فروپاشی نظام و نابودی تمدن اصیل و کهن ایران بوده و البته در تمام مراحل خصومتورزی با مردم ایران و به ویژه در جنگ تحمیلی سوم، با دیوار محکم واقعیت میدانی و صخرههای استوار اراده ملت غیور ایران مواجه شده و نتیجه محاسبات غلط و توهمات استکباریشان را در سبد هزینههایی سنگین بر دوش مردم امریکا و حکومتهای دستنشانده دولت امریکا گذاشتهاند. اکنون ناچارند زوال قدرت سخت و نرم امریکا را در این جنگ به شماره بنشینند.
در حوزه قدرت سخت، جنگ امریکا علیه مردم ایران توانایی نظامی امریکا را به شدت فرسوده، اعتبار بینالمللی آن را تضعیف، موقعیت سیاسی داخلی را بدتر و اقتصاد جهانی را مختل کرده است و به قول اوباما، رئیسجمهور اسبق امریکا، ایران را دارای حق وتو در تنگه هرمز کرده است. جلوههای دیگر زوال قدرت سخت امریکا عبارتاند از:
- امریکا در جنگ اهدافی مانند تغییر نظام، نابودی توانمندیهای راهبردی یا وادار کردن ایران به تسلیم را دنبال میکرد، اما تجربه نشان داد که حتی پس از بمبارانهای شدید، این اهداف محقق نشده و ایران با اتخاذ استراتژی «جنگ منطقهای» توانست هزینههای امریکا را به شدت افزایش دهد.
- شکست توهم برتری نظامی امریکا به رغم برخورداری از بزرگترین ارتش جهان و برخورداری از پیشرفتهترین و مجهزترین تجهیزات و تسلیحات روز جهان.
- جنگ با ایران به سرعت ذخایر مهمات دقیق امریکا را تخلیه کرد. این واقعیت، توانایی امریکا برای پاسخ به بحرانهای همزمان در سایر نقاط جهان را به شدت کاهش داده است.
- طولانی شدن مدت مأموریت نظامیان امریکا در دریا و به ویژه از دست دادن پایگاههای منطقهای و ناتوانی در پشتیبانی مؤثر از آنها، روحیه نظامیان امریکایی را به شدت کاهش داده که میزان خودکشیها در ناو آبراهام لینکلن حتی در گزارشهای رسمی در کنگره امریکا مورد توجه قرار گرفته است.
- عدم تجربه هگست در وزارت دفاع و تصمیمات نامناسب کاخ سفید، اعتراض ژنرالهای امریکایی را در پی داشته و همین امر سبب شکاف در سطوح فرماندهی و برکناریهای گسترده در سطوح فرماندهان نظامی شده است و این روزها حتی جمهوریخواهان کنگره در پی استیضاح و برکناری هگست هستند.
- پایگاههای امریکا در منطقه غرب آسیا که امریکا طی چند دهه اخیر برای ایجاد آنها دهها میلیارد دلار هزینه کرده بود، در این جنگ یا نابود شده یا اینکه به شدت آسیب دیدهاند. این امر سبب ایجاد مشکلات جدی برای عملیات یا پشتیبانی نیروهای امریکا در ناوهای مستقر در منطقه شده است.
- ایران با استفاده از پهپادها، سامانههای پدافندی متحرک و شبکههای توزیعشده، توانست با «دفاع نامتقارن» هزینههای عملیاتی سنگینی را بر امریکا تحمیل کند.
- افزایش قیمت نفت و بنزین ناشی از جنگ، مستقیماً بر معیشت مردم امریکا تأثیر گذاشته است و بحران اقتصادی و سیاسی داخلی را بر این کشور تحمیل و نتیجه انتخابات اخیر محصول آن است.
اما در عرصه قدرت نرم بینالمللی امریکا، هزینه این رژیم کمتر از قدرت سخت نبوده که جلوههای آن نیز به قرار زیر است:
- تسریع روند افول قدرت امریکا و از دست دادن مشروعیت مورد ادعای سران این رژیم به عنوان رهبر جهان و سقوط شدید امریکا در افکار عمومی جهانی.
- اوجگیری نفرت جهانی علیه صهیونیستها به ویژه در درون امریکا، به رغم سرمایهگذاری دهها ساله غرب برای احیا و تثبیت موقعیت صهیونیزم جهانی؛ به دلیل این تنفر، ترامپ ناچار شده است در روزهای اخیر دستور قطع کمک نظامی امریکا به رژیم صهیونیستی را صادر کند.
- برخلاف جنگهای گذشته، این درگیری از حمایت بینالمللی گستردهای برخوردار نبود و عدم اجماع جهانی، هزینههای سیاسی و اقتصادی این جنگ را برای واشنگتن افزایش داده است.
- شکست در مقابل ایران، تصویر امریکا به عنوان یک قدرت «غیرقابل اعتماد» و «ناتوان در به پایان رساندن کارها» را تقویت کرده است. این امر متحدان منطقهای امریکا را وادار کرده است تا برای امنیت خود به فکر راههای جایگزین باشند و به تدریج از واشینگتن فاصله بگیرند.
- فروپاشی اعتبار امریکا؛ دادههای مراکز نظرسنجی بر کاهش جذابیت ایالات متحده در جهان تأکید میکنند. یک کارشناس مؤسسه بروکینگز تأکید کرده است که جنگ غزه و ایران به طور کامل «ادعای اقتدار اخلاقی یا هنجاری» ایالات متحده را از بین برده است.
- با توجه به تبعات جنگ گذشته برای دیگر کشورها و خصوصاً کشورهای منطقه و نگرانی آنها از پیامدهای عملیات متقابل ایران در یک جنگ جدید، سبب مخالفت آنها با عملیات جدید امریکا شده است.
- ترامپ با بیاعتنایی و نقض قوانین بینالمللی و خروج از توافقنامههای بینالمللی و کاهش کمک به نهادهای بینالمللی، موجب انزوای دیپلماتیک امریکا در جهان شده است.