ارجاع پرونده هستهای ایران از شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل، بیش از آنکه بتواند فشار حقوقی و امنیتی تازهای بر ایران ایجاد کند، بخشی از تلاش امریکا برای اهرمسازی در مذاکرات و مهمتر از آن، ایجاد شوک روانی در داخل کشور و فراهم کردن زمینه بیثباتسازی است. مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی، معتقد است واشینگتن در شرایطی که ابزارهای فشار نظامی و تحریمی را پیشتر به کار گرفته و به نتیجه مورد نظر نرسیده است، اکنون بر اثرات شناختی و روانی ارجاع پرونده حساب باز کرده و همزمان با ادعاهای تازه ترامپ درباره فعالیت هستهای ایران و برجستهسازی «کوه کلنگ»، زمینه اقدام احتمالی علیه تأسیسات هستهای ایران را نیز فراهم میکند.
مهدی محمدی در تحلیلی با اشاره به دو تحول مهم در پرونده هستهای ایران گفت: نخستین تحول، ارجاع پرونده ایران از شورای حکام آژانس به شورای امنیت و تحول دوم، بازگشت دونالد ترامپ به ادعاهای مربوط به تلاش ایران برای ساخت سلاح هستهای و اظهارات او درباره «کوه کلنگ» است که بلافاصله با استقبال و موضعگیری بنیامین نتانیاهو همراه شد. محمدی درباره ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، سه نتیجه را قابل توجه دانست و گفت: نخستین نتیجه این است که وضعیت حقوقی پرونده از وین به نیویورک منتقل شده و نباید تصور کرد که هیچ اتفاقی نیفتاده است. نتیجه دوم، این است که روسیه و چین در شورای امنیت ابزار وتو دارند، در حالی که چنین ابزاری در شورای حکام آژانس ندارند و به نظر میرسد در صورت ارائه قطعنامه علیه ایران از آن استفاده خواهند کرد. محمدی تأکید کرد: این مسئله لزوماً به دلیل دوستی عمیق روسیه و چین با ایران در موضوع هستهای نیست، بلکه به اختلافات بسیار عمیق آنها با غرب، بهویژه روسیه با کشورهای غربی مربوط میشود. روسیه و چین اساساً با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مخالفند، همانگونه که با مکانیسم ماشه نیز مخالفت کردند و رسماً آن را غیرقانونی دانستند. وی در عین حال گفت: حتی اگر قطعنامهای در شورای امنیت تصویب شود، بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. فصل هفتم منشور در ماده ۴۱ امکان تحریم و در ماده ۴۲ امکان اقدام نظامی را مطرح میکند، در حالی که امریکا پیش از این، این اقدامات را «دهها برابر بیشتر از آنچه در شورای امنیت امکانش را داشته باشند» علیه ایران انجام داده است. بنابراین امریکاییها وارد «کوچهای» شدهاند که از مدتها قبل انتهای بنبست آن مشخص شده است.
محمدی درباره سومین نتیجه ارجاع پرونده گفت: امریکا از این اقدام بهعنوان اهرمی در مذاکرات نیز استفاده خواهد کرد تا این تصور را ایجاد کند که با رفتن پرونده به شورای امنیت باید برای جلوگیری از اتفاقات بد، وارد مذاکره شد. وی این تصور را سادهدلانه و از جنس «خیال خام» توصیف کرد و افزود: ایران این مسیر را چند بار طی کرده و حتی دو بار با امریکا جنگیده است. بنابراین صرف ارجاع پرونده یا حتی تصویب یک قطعنامه، دلیلی برای امتیاز دادن به امریکا ایجاد نمیکند. محمدی تأکید کرد: مهمتر از اثر حقوقی و سیاسی ارجاع پرونده به شورای امنیت، کارکرد روانی و داخلی آن است. به گفته وی، امریکاییها میخواهند با ایجاد این تصور که «پرونده ایران به شورای امنیت رفته»، در جامعه شوک و هراس ایجاد و از این شوک برای فشار بر بازار ارز و ایجاد بیثباتی استفاده کنند. وی افزود: این اقدام در کنار برنامههای دیگری که امریکاییها برای اواخر شهریور و مهرماه دنبال میکنند، میتواند در چارچوب پروژه آنها برای برهمزدن فضای داخلی ایران و ایجاد آشوب قرار گیرد، بهویژه آنکه «این شوکهای روانی خیلی تا حالا برای امریکاییها کار کرده است». محمدی هشدار داد که در روزها و هفتههای آینده نیز باید انتظار «فیکنیوزها»، «روایتهای دروغی» و ایجاد «هراس کاذب» درباره اتفاقات احتمالی در شورای امنیت را داشت. بنابراین شناخت این پروژه و جلوگیری از اثرگذاری آن بر افکار عمومی و بازار اهمیت ویژهای دارد.
محمدی در ادامه به ادعاهای تازه ترامپ درباره فعالیتهای هستهای ایران اشاره کرد و گفت: ایران سلاح هستهای نمیسازد، دکترین هستهای کشور تغییر نکرده و ایران همچنان عضو انپیتی است. وی با اشاره به سخنان ترامپ درباره برخی تأسیسات و بهویژه «کوه کلنگ» و اعلام اینکه امریکا در آنجا اقدام خواهد کرد، گفت: با توجه به «شکستی که خوردهاند» و اقداماتی که تاکنون علیه ایران انجام دادهاند و به نتیجه نرسیده است، احتمال اینکه امریکا و رژیم صهیونیستی در حال بررسی یک «ضربه احمقانه و ریسکی» به تأسیسات هستهای ایران، کوه کلنگ یا نقاط دیگر باشند، جدی است. محمدی در پایان تأکید کرد: لازم است در مقطعی درباره یک «تصمیم بزرگ» در خصوص خروج از انپیتی و تغییر دکترین هستهای تصمیمگیری شود.