میگفت برای اینکه اسم فرزند جدیدم را «مسیحا» بگذارم، همه راهها را رفته بودم و دیگر ناامید شده بودم. میگفت برای اینکه اسم فرزند جدیدم را «مسیحا» بگذارم، همه راهها را رفته بودم و دیگر ناامید شده بودم. یکبار آقای رئیسی را با یکی دو محافظش در خیابان دیدم. خیلی از او خوشم نمیآمد ولی چیزی مرا به سوی او کشاند. جلو رفتم و گفتم: حاجآقا! عرضی دارم؛ و گلایهام را به او گفتم. آنموقع آقای رئیسی مسئولیت قضایی داشت. با درخواست خودش به اداره ثبت احوال مشهد رفتیم. از همان دم در زنگ زد و به مسئول مربوط گفت با دفتر ثبت پایین بیاید. انگار میخواست تحکمی به او کرده باشد. طرف آمد و حاجآقا گفت این اسم چه اشکالی دارد که آن را ثبت نمیکنید؟ همین الان جلوی من اسم بچه را با همین مسیحا ثبت کنید. از خوشحالی داشتم بال در میآوردم.
رئیسی هم مثل همه شهدای خوب اینسالها، معصوم و بینقص نبود، اما هرچه بود ویژگیها و امتیازاتی داشت که او را به همه رؤسای جمهور ایران برتری میداد. او هم میتوانست مثل رئیسجمهور قبل از خودش، ماههای مدید از ریاست جمهوری بیرون نیاید و طرحها را از راه دور و با ارتباط تصویری افتتاح کند، اما او میخواست در حاشیه خدماتش حرفها و گلایههای مردم را بشنود و اگر میتواند برایشان کاری کند. او هم میتوانست مثل حسن روحانی برای بازدید از کارخانه خودروسازی، با شاسیبلندی که حتی شیشههایش را هم پایین نداده بود وارد کارخانه شود و با لگد کارگرانی که چشمهاشان از تعجب گرد شده بود، بدرقه شود، اما رئیسی برای احقاق حقوق پایمالشده کارگران، با پای خودش به کارخانههای تعطیلشده فراوانی رفت و با پایمردی تا راهاندازی مجدد آنها و آغاز چرخه تولید و بازگشت کارگران بیکارشده ایستاد. او جلوی کارفرما و نیز کارفرمایانی که بهناحق و با رانت و زیرپاگذاشتن قانون به ریاست رسیده بودند، ایستاد و عزل آنان را پیگیری کرد. رئیسی هم میتوانست مثل روحانی در دوران سخت و طاقتفرسای کرونا، نه از تولید واکسن داخلی حمایت کند و نه برای واردات واکسن از برخی کشورها تلاش حداقلی کند تا روزانه صدها تن از هموطنانش جان دهند، اما او به محض رسیدن به ریاست، آستینها را بالا زد و با رایزنیها و تماسهای مکرر با برخی رؤسای جمهور دنیا واردات انبوه واکسن کرونا را به کشور میسر کرد و جان هزاران تن از هموطنانش را نجات داد و آمار مرگومیر این ویروس منحوس را به صفر رساند.
رئیسی، اما یک شباهت با رئیسجمهور قبل از خود داشت و آن اینکه هر دو اشک وزرای خود را درآورده بودند! وزرای روحانی در حسرت یک دیدار اختصاصی با رئیسجمهور برای طرح مشکلات وزارتخانه متبوعشان مانده بودند، چون حضرت رئیسجمهور در دوران کرونا خیلی جانعزیز بود و خود را در قرنطینه کامل قرار داده بود، اما رئیسی هر هفته علاوه بر سفر دو روزهای که به یک استان داشت و وزرای مرتبط را با خودش همراه میبرد تا مشکلات هر منطقه را با حضور آنان بررسی و رتقوفتق کند، جمعهها هم به آنان فرصت استراحت نمیداد و دوسه نفر آنان را با خود به یک شهرستان کوچک میبرد تا حرفهای مردمی که صدایشان به جایی نمیرسد و مشکلاتشان را کسی نمیبیند، بشنود و راه چاره بجوید. اینجا بود که صدای رهبر شهید را هم در آورده بود: «شهید، یکسره [در حال]کار بود؛ یکسره! شب و روز نداشت، خستگی نمیشناخت. بنده مکرّر به ایشان میگفتم که یک مقداری ملاحظه کنید، ممکن است مزاج طاقت نیاورد، یک وقت آدم میافتد نمیتواند کار کند، ایشان میگفت من از کار خسته نمیشوم!»
رئیسی زبان دفاع از خود نداشت؛ آنروز که رقبای انتخاباتی او گفتند او شش کلاس بیشتر سواد ندارد، او نگفت که علاوه بر تحصیلات بالای حوزوی، دکترا دارد و استاد راهنمایش اتفاقاً یکی از روحانیان شاخص اصلاحطلب بوده است! یا آنروز که کارگران را برای دیدار او بیشتر نگه داشته بودند و او شرط کرده بود که به آنها ناهار بدهند، و وقتی در آغاز صحبت از آنها پرسید «شماها ناهار خوردهاید؟» این جمله بهجای آنکه امتیاز بزرگی برای او محسوب شود، دستمایه استهزا و ریشخند شد و کسی هم نیامد از او دفاع کند یا توضیح دهد یا اگر توضیح میداد در میانه بمباران تهمت و دروغ دشمنان عنود و ناکارامدان حسود دیده و شنیده نمیشد!
گفتند رئیسی زبان تعامل با دنیا را نمیداند، اما سیاست خارجی او یکی از موفقترین دوران تعامل و افزایش ارتباطات دیپلماتیک بود. در زمان او ایران به عضویت سازمان همکاری شانگهای درآمد، به گروه بریکس پیوست، پس از مدتها بیتوجهی روابط اقتصادی ایران با کشورهای همسایه بهشدت گسترش یافت، و ارتباطات اقتصادی با قارههای دور هم جدی شد؛ ارتباطاتی که منافع مادی فراوانی هم برای ایران داشت. از صدقه سر همان تعاملات رئیسی با دنیاست که همین الان که این یادداشت نوشته میشود، آقای پزشکیان به هندوستان رفته و در اجلاس بریکس شرکت کرده و لابد در پی گشایش برای حل برخی تنگناهای اقتصادی روز کشور است.
اما کار بزرگ رئیسی علاوه بر پرداخت بدهیهای دولت روحانی و ساخت نیروگاه و افزایش تحسینبرانگیز ظرفیت تولید برق که موجب شد در دوران او ناترازی انرژی به پایینترین دوران در سالهای اخیر برسد، تکمیل و بهرهبرداری از فاز ۱۱ پارس جنوبی پس از حدود ۲۰ سال بلاتکلیفی و تکمیل پالایشگاههای دیگر بود که دست ما را در دوران تحریم بهشدت باز کرد.
این روزها کسانی که در ناکارامدیها دستی دارند یا از ناکارآمدهای دولتهای مختلف پروژههای چرب گرفتهاند، با ادبیاتی هزل و بچگانه و دادههایی بدون استناد و پشتوانه مشغول بدوبیراه گفتن به شهید رئیسی هستند تا کوتاهیها و قصورهای ریز و درشت قبل و بعد از او به چشم نیاید. درست است که خداوند وعده داده است از او دفاع میکند: «ان الله یدافع عن الذین آمنوا»، ولی این نباید موجب شود کسانی که آنهمه خدمات و امتیازات و زحمات و فداکاریهای شهید رئیسی را دیدهاند، بهجای دفاع از آن مرد بزرگ، بنا را بر سکوت و تماشا بگذارند.
امام خمینی درباره شهید دکتر بهشتی گفت مظلومیت او بزرگتر از شهادتش بود، به نظر میرسد در این دوران مظلومیت شهید دکتر رئیسی هم بیشتر از شهادتش است؛ حتی بزرگتر از مظلومیت بهشتی.