آقای دکتر پزشکیان رئیسجمهور در پایان نشست بریکس از جمله گفت: «با ولیعهد امارات گفتوگوی خوبی داشتیم و قرار شد گذشته را کنار بگذاریم و آینده خوبی بسازیم». عجب! مگر میشود با کنارگذاشتن گذشته، آیندهی خوب ساخت؟! شما کنار بگذارید، آنان کنار نمیگذارند و نگذاشتهاند. آقای دکتر پزشکیان رئیسجمهور در پایان نشست بریکس از جمله گفت: «با ولیعهد امارات گفتوگوی خوبی داشتیم و قرار شد گذشته را کنار بگذاریم و آینده خوبی بسازیم». عجب! مگر میشود با کنارگذاشتن گذشته، آیندهی خوب ساخت؟! شما کنار بگذارید، آنان کنار نمیگذارند و نگذاشتهاند.
میدانم کسانی خواهند گفت اینها بخشی از یک ادبیات سازشکارانه نیست که مستوجب ملامت باشد، بلکه از اینجور جملات گاهی بر زبان سیاسیون میآید و نباید سخت گرفت و رئیسجمهور اتفاقاً کسی نیست که آن گذشتهی خیانتآمیز شیوخ در حق یک کشور اسلامی و همسایه را «کنار بگذارد». ولی باید توجه داشت که رئیسجمهور یک شخص نیست که اگر خودش در اثر همنشینی با دوستان به ادبیاتی مثل این رسید، آن را در سیاست خارجی وارد کند. رئیسجمهور یک جایگاه است. هیچیک از شیوخ گذشته را فراموش نمیکنند و کنار نمیگذارند. آنان آن گذشته را ساختند و حال و آیندهی آنان نیز همین است. با آن در گذشته به ما حمله کردند، در حال مشغول دشمنی هستند و برای آینده نیز بر همین مرام خواهند ماند و البته هلاک آنان در همین است.
«اختلاف» این شیوخ با ایران «اشتباه» نبود و خصومت آنان از رهگذر تاریخ نبود که اکنون بگویند آن را کنار میگذاریم و به راه درست بازمیگردیم. درثانی اگر قرار بر این شده است باید اجازه میدادید که آن شیخ اماراتی این را بگوید، زیرا آن گذشته را آنان رقم زدند، نه ما. شیوخ عرب باید رسماً اعلام کنند ما با ایران «خصومت» داشتیم و با کسی که «اعراب فلسطینی را نسلکشی کرد» دوستی کردیم و از این دوستی برای خصومت با ایران نیز بهره بردیم و حالا میخواهیم خصومتهای گذشته را کنار بگذاریم و ادامه ندهیم. نه اینکه رئیسجمهور ما چنین بگوید.
آیندهی خوب را با فهم درست از گذشته میسازند. گذشتن از گذشته، اگر به معنای فراموشی حافظه تاریخی باشد، نه فضیلت اخلاقی است و نه سیاست عاقلانه. آشتی با گذشته از مسیر شناخت، اعتراف، جبران و تغییر رفتار میگذرد، نه از مسیر پاککردن آن از حافظه. آن شیخ اماراتی کدام را تضمین کرد؟ اعتراف به همدستی با امریکا را؟ جبران و تغییر رفتار را؟! بعید است حتی اشارهای به این کرده باشد.
رئیسجمهور حق دارد شخصاً خوشبین باشد، ولی سخن رئیسجمهور دربارهی روابط خارجی با احساس شخصی او نباید قاطی شود، زیرا سخن یک مقام رسمی و مسئول یک دولت است. سیاست خارجی عرصهی عواطف شخصی نیست. عرصهی محاسبهی منافع، تجربهی تاریخی، شناخت رفتار طرف مقابل و سنجش احتمال تکرار آن رفتارهاست. آیا دکتر پزشکیان در رفتارهای شیوخ که آن گذشته را ساختهاند تغییری دیده است؟ اگر تغییر رفتار اتفاق نیفتاده است، کنارگذاشتن گذشته چه معنایی دارد. اگر خصومت، رقابت، مداخله، ائتلافسازی و فشار سیاسی همچنان ادامه دارد، اعلام پایان گذشته چیزی جز اظهار لحیه نیست. اعتماد چیزی نیست که با یک گفتوگوی خوب ایجاد شود بلکه حاصل مجموعهای از رفتارهای مشاهدهپذیر و آزمودنی است.
اگر بخواهیم بدون آنکه امارات یا هر یک از شیوخ مشخصاً رفتار خود را تغییر بدهند، گذشته را فراموش کنیم، امکان تشخیص الگوهای تکرارشونده را از دست میدهیم. حافظهی تاریخی برای پرورش کینه نیست، برای جلوگیری از تکرار خطاست. جامعهی عاقل گذشته را برای انتقام حفظ نمیکند، برای احتیاط حفظ میکند.
ما مورد خصومت اعراب شنزارهای جنوب خلیجفارس بودیم. نمیتوان از ما انتظار داشت که در کنارگذاشتن «گذشته» پیشقدم شویم. نه از منظر سیاسی و نه از نظر اخلاقی نمیتوان از کسی که از یک رفتار آسیب دیده است خواست نخستین گام را بردارد. کنارگذاشتن گذشته پیش از آنکه متخاصم مسئولیت خصومت خود را بپذیرد بهمعنای بیاعتناشدن به حق آسیبدیده است. شیوخ اگر آشتی پایدار میخواهند باید گذشتهی ننگین خود را به رسمیت بشناسند.
باز تأکید میکنم ما طرف حمله قرار گرفتیم ولی اکنون با پیروزی در جنگ، دستبرتر را داریم. ادبیات مسئولان ما باید قوی و از دستبالا و مطالبهگرانه باشد. همچنین باید یکدست باشد. باید ادبیات رئیسجمهور با ادبیات سیاسی آقایان قالیباف و رضایی و عراقچی و چند شخصیت دیگر که سخنانشان در خارج شنیده میشود، یک تداعی داشته باشد. همه پرقدرت و از دستبالا.