کد خبر: 1379243
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۰
q فاش‌شدن مأموریت «گلوریا استاینم» پس از مرگش نشان داد واقعیت فمینیسم نه دفاع از حقوق زنان بلکه پوششی برای سوء‌استفاده از این قشر است
زهرا چیذری 

جوان آنلاین: خبری که جهان و به خصوص جهان طرفداران فمنیسم را در شوک فرو برد! پس از مرگ گلوریا استاینم، فمینیست مشهور فاش شد که او مأمور سیا بوده و برای بنیاد راکفلر و پل ارلیش کار می‌کرد تا طرحی را برای نابودی هسته خانواده به عنوان بخشی از برنامه بزرگ‌تر کاهش جمعیت برای فروپاشی تمدن اجرا کند! در واقع استاینم، «فمینیست رادیکال» محبوب ساختار حاکم، با سازمان سیا همکاری کرد تا تبلیغاتی ارتجاعی را ترویج دهد و به هدایت جنبش آزادی زنان به مسیری سازگار با منافع شرکت‌ها و ضدسوسیالیستی کمک کرد. 

واقعیت فمنیسم اگرچه با تضییع حقوق زنان در ظاهری متفاوت آمیخته شده و تاریخ این جنبش شاهد ظلم‌های بزرگ به زنان با بزک دفاع از حقوق زن بوده، اما ماجرای گلوریا اشتاینم یک بار دیگر از ماهیت واقعی این جنبش پرده برداشت و نشان داد جنبش فمنیسم نه حرکتی برای دفاع از حقوق زنان بلکه پوششی برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی دنیای لیبرال غرب و سوء‌استفاده بیشتر از زنان برای رسیدن به چنین مقاصدی است. همچنانکه چهره‌های مشهور این جنبش همچون گلوریا اشتاینم بیشتر از آنکه یک مبارز برای دفاع از حقوق زنان باشد، یک مأمور کارکشته سیا بوده که با دریافت بودجه از این سازمان، در راستای پیشبرد اهداف آن ارائه خدمت می‌کرده و در این میان زنان و حق و حقوق آنها برایش کمترین ارزشی نداشته است. همچنانکه در طول سال‌های اوج محبوبیتش به عنوان فمنیستی تأثیرگذار هم با نوشتن مقاله‌ای در دفاع از بیل کلینتون او را از اتهام‌های جنسی‌اش تبرئه کرده بود؛ مقاله‌ای که در همان زمان مورد انتقاد قرار گرفت، اما جراین حامی استایم همچنان او را در اوج نگه داشت و تا زمان مرگش هویت اصلی و مأموریت او را برای نابودی هسته خانواده و برنامه کاهش جمعیت پنهان نگه داشت. 

 گلوریا استاینم که بود
استاینم که ۲۵ مارس ۱۹۳۴ در تولدو، ایالت اوهایو به دنیا آمد از چهره‌های شاخص «فمینیسم موج دوم» و از پیشگامان جنبش زنان در امریکا در دهه ۱۹۶۰ بود. 
او کار حرفه‌ای خود را به عنوان روزنامه‌نگار آزاد در نیویورک آغاز کرد و نقطه عطف فعالیتش در سال ۱۹۶۳ رقم خورد، زمانی که برای مجله شو در پوشش پیشخدمت باشگاه‌های پلی‌بوی کار کرد. گزارش افشاگرانه او شرایط کاری زنان در باشگاه‌های هیو هفنر را برملا کرد. 
در سال ۱۹۶۸، استاینم از مؤسسان مجله نیویورک بود؛ جایی که به عنوان دبیر و نویسنده سیاسی کار می‌کرد. او سال بعد مقاله‌ای با عنوان «پس از قدرت سیاهان، رهایی زنان» منتشر کرد؛ مطلبی که برایش توجه سراسری به همراه آورد و او را در جایگاه یکی از رهبران فمینیستی قرار داد. 
استاینم سپس زندگی خود را وقف مبارزه برای آزادی‌های تولیدمثل و پیشگیری از خشونت خانگی، همچنین نابرابری‌های جنسیتی در محیط کار و سیاست کرد. 
او در سال ۱۹۷۱ همراه با دیگر فعالان، بلا آبزوگ، بتی فریدن و شرلی چیزهولم، در تأسیس «کمیته ملی سیاسی زنان» (NWPC) مشارکت کرد؛ نهادی که هدفش افزایش حضور زنان در سیاست بود. 
او سخنرانی معروف «خطاب به زنان امریکا» را ایراد کرد؛ سخنرانی‌ای که بیش از همه با این بخش به یاد آورده می‌شود: «این یک اصلاح ساده نیست؛ در واقع یک انقلاب است. جنسیت و نژاد، چون تفاوت‌هایی آسان و قابل مشاهده‌اند، مهم‌ترین ابزار برای تقسیم انسان‌ها به گروه‌های فرادست و فرودست و تبدیل آنها به نیروی کار ارزان بوده‌اند؛ نیروی کاری که این نظام هنوز به آن وابسته است. ما از جامعه‌ای صحبت می‌کنیم که در آن هیچ نقشی جز آنچه انتخاب یا کسب شده وجود نخواهد داشت؛ ما در واقع داریم از انسان‌گرایی حرف می‌زنیم.»
یک‌سال بعد او از هم بنیانگذاران مجله «ام. اس.» شد؛ نشریه‌ای که به یکی از نماد‌های جنبش فمینیستی تبدیل شد و موضوعاتی، چون خشونت خانگی، آزار جنسی و سقط جنین را به جریان اصلی رسانه‌ای آورد. خود استاینم در سال ۱۹۵۷ سقط جنین کرده بود، زمانی که این کار هنوز غیرقانونی بود؛ موضوعی که او تنها در سال ۱۹۶۹ به طور علنی فاش کرد. 
استاینم در ادامه سازمان‌های دیگری از جمله «بنیاد‌ام. اس برای زنان» و «مرکز رسانه‌ای زنان» را نیز بنیان گذاشت. 
در کنار همه این فعالیت‌های پوششی، اما استایم یک مأموریت ویژه داشت، مأموریتی که واقع ماهیت اصلی و هویت واقعی او بود، اما او توانست سالیان سال این هویت را زیر لوای پرچم فعال فمنیستی و با شعار حمایت از حقوق زنان پنهان کند. هر چند در همان دوران فعالیت‌ها هم گاهی وقت‌ها اغراض و اهداف شخصی‌اش آشکار می‌شد. درست مانند مقاله‌ای که در سال ۱۹۹۸ برای حمایت از بیل کیلنتون در برابر اتهام آزار جنسی نوشت و انتقاد‌هایی را برانگیخت. 
او در سال ۱۹۹۸ به دلیل مقاله‌ای در نیویورک تایمز با واکنش‌های انتقادی روبه‌رو شد؛ مقاله‌ای که در آن از بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت امریکا در برابر اتهام‌های آزار جنسی دفاع کرده بود. استاینم در این متن نوشت: «او به آزار جنسی متهم نیست، فقط یک حرکت زننده، احمقانه و بی‌محابا نسبت به یکی از حامیانش در دوره‌ای دشوار از زندگی او انجام داده است.»
ماهیت دیگر فعالیت‌های استایم هم با اگر و، اما‌های متعددی همراه بوده است. 
استاینم زمانی در صحنه ظاهر شد که جنبش فمنیسم پیشاپیش به پیروزی‌های چشمگیری دست یافته بود. هزاران زن از طبقه‌کارگر، به دلیل تبعیض جنسیتی از کارفرمایان خود شکایت می‌کردند. سقط جنین در سال ۱۹۷۰ در ایالت نیویورک قانونی شد. «اصلاحیه حقوق برابر» در سال ۱۹۷۱ در مجلس نمایندگان و در مارس ۱۹۷۲ در مجلس سنا تصویب شد و بلافاصله پس از آن ۲۲ ایالت نیز آن را تصویب کردند. 

 ظهور مجله Ms.
استاینم که در آن زمان نویسنده‌ای حرفه‌ای برای مجلات و ۳۷ ساله بود، با توجه به بازاری که رادیکال‌ها از قبل به وجود آورده بودند، با کلی فلکر، سردبیر مجله نیویورک همکاری کرد تا مجله Ms. را راه‌اندازی کند. نخستین شماره در دسامبر ۱۹۷۱ به‌صورت بخشی ضمیمه‌شده به مجله نیویورک منتشر شد و در ژوئیه ۱۹۷۲ نیز انتشار مستقل خود را آغاز کرد. کاترین گراهام، ناشر واشینگتن پست، در آن سرمایه‌گذاری کرد و شرکت وارنر کامیونیکیشنز نیز یک میلیون دلار سرمایه در اختیار مجله گذاشت، اما در مقابل تنها ۲۵ درصد از سهام آن را درخواست کرد؛ توافقی به‌طرز غیرمعمول سخاوتمندانه. 
برخی از پیشگامان جنبش آزادی زنان در ابتدا از شنیدن خبر انتشار این نشریه جدید خوشحال شدند. کتی ساراچایلد از گروه ردستاکینگز که عبارت «خواهری قدرتمند است» را ابداع کرده و متن بنیادین «برنامه‌ای برای افزایش آگاهی فمینیستی» را در سال ۱۹۶۸ نوشته بود، گفت که در ابتدا تصور می‌کرد مجله Ms. قرار است به‌عنوان یک نشریه افشاگر فمینیستی عمل کند و به نفع آرمان زنان، روزنامه‌نگاری تحقیقی انجام دهد، اما خیلی زود، او و دیگر بنیانگذاران جنبش آزادی زنان سرخورده شدند. 

 فمینیسم مورد تأیید ساختار حاکم
مجله Ms. در استفاده از منابع مالی بنیاد‌های خصوصی برای جهت‌دهی به اولویت‌های جنبش فمینیستی پیشگام بود. 
استاینم دوست داشت جمله‌ای را از یک زن راننده تاکسی در بوستون نقل کند که به او گفته بود: «اگر مردان می‌توانستند باردار شوند، سقط جنین به یکی از آیین‌های مقدس تبدیل می‌شد.» این جمله خنده‌دار است، اما رابطه علت و معلولی ستم بر زنان را وارونه می‌کند. سیمون دو بووار، نظریه‌پرداز بنیانگذار فمینیسم رادیکال، استدلال کرده بود که زنان به این دلیل تحت ستمند که کار تولیدمثل را انجام می‌دهند؛ اگر مردان می‌توانستند باردار شوند، آنها جنس تحت ستم می‌بودند. 
سیاست استاینم از کجا می‌آمد؟ به نظر می‌رسید او از همان ابتدا یک پایش در ساختار حاکم بود. ابتدا با تد سورنسن، سخنرانی‌نویس جان اف. کندی رابطه داشت؛ سپس با فرانکلین توماس که کمی بعد ریاست بنیاد فورد را بر عهده گرفت و در دهه ۱۹۸۰ نیز با مورتیمر زاکرمن، سرمایه‌گذار املاک و مستغلات. 

 استاینم و سازمان سیا
در سال ۱۹۶۷، مجله چپ‌گرای Ramparts پرده از جریان عظیم و پنهانی پول سازمان سیا برداشت که به «انجمن ملی دانشجویان»، بزرگ‌ترین تشکل دانشجویی ایالات متحده، سرازیر می‌شد. پس از این افشاگری‌ها، استاینم درباره نقش خود در جذب دانشجویان ضدکمونیست برای حضور در «جشنواره‌های جهانی جوانان» و ایجاد اخلال در آنها با مطبوعات صحبت کرد. این جشنواره‌ها فعالیت خود را در جهان سوسیالیستی آغاز کرده بودند و قرار بود برای نخستین بار در سال ۱۹۵۹ در وین و در سال ۱۹۶۲ در هلسینکی به آن سوی پرده آهنین راه پیدا کنند. 
او به‌صورت تمام‌وقت مدیریت «سرویس مستقل اطلاعات درباره جشنواره جوانان وین» را بر عهده داشت؛ سازمانی که بعد‌ها نامش به «سرویس مستقل پژوهش» یا IRS تغییر یافت. این نهاد مجرایی برای فعالیت سازمان سیا بود و جشنواره‌ها را با تبلیغات ضدکمونیستی و طرفدار ایالات متحده پر می‌کرد. در جشنواره هلسینکی که ۱۸ هزار نفر از ۱۳۷ کشور در آن شرکت کردند، IRS روزنامه‌ای روزانه به سه زبان منتشر می‌کرد که استاینم و کلی فلکر به‌طور مشترک سردبیری‌اش را بر عهده داشتند. 
یکی از انتشارات سال ۱۹۵۹ که نام استاینم بر آن درج شده بود، با عنوان مروری بر جداسازی نژادی سیاه‌پوستان در ایالات متحده، ادعا می‌کرد که مشکل تبعیض نژادی در ایالات متحده اساساً حل شده و مشکلات باقی‌مانده ناشی از وضعیت روانی سیاه‌پوستان است. در این نوشته آمده بود که میزان پایین ثبت‌نام رأی‌دهندگان به این دلیل است که «در بسیاری از مناطق جنوب، بی‌تفاوتی عمیقی در میان سیاه‌پوستان نسبت به این مسئولیت بسیار مهم شهروندی شایسته وجود دارد.»
هدف سازمان سیا این بود که با تشویق درگیری‌های خشونت‌آمیز، جشنواره‌ها را چنان پرتنش و مشکل‌آفرین کند که کشور‌های میزبان از برگزاری آنها منصرف شوند. در نهایت، دو جشنواره بعدی واقعاً لغو شدند، زیرا میزبانان برنامه‌ریزی‌شده آنها نخست الجزایر در سال ۱۹۶۵ و سپس غنا در سال ۱۹۶۶ با کودتا مواجه شدند. به گفته جان استاک‌ول، افسر سازمان سیا این سازمان در کودتای غنا نقش داشت. 
استاینم در مصاحبه‌های سال ۱۹۶۷ گفت که تأمین مالی برنامه از سوی سیا هیچ اشکالی نداشته است. او به نیویورک تایمز گفت: «این دخالت نه‌تنها مرا شوکه نکرد، بلکه خوشحال بودم که در آن روزگار، در دولت لیبرال‌هایی را می‌دیدم که دوراندیش بودند و آنقدر اهمیت می‌دادند که امریکایی‌هایی با تمام دیدگاه‌های سیاسی را به جشنواره بفرستند.» او همچنین گفت از او خواسته نشده بود درباره افرادی که در آنجا ملاقات می‌کرد، گزارش بدهد. 
از آنجا که استاینم در آن زمان چهره شناخته‌شده‌ای نبود، هشت سال طول کشید تا گروه فمینیستی ردستاکینگز در نیویورک، پس از آنکه استاینم به‌سرعت به صف مقدم جنبش رسیده بود، این ارتباط را کشف کند. 
ردستاکینگز در سال ۱۹۷۵ گزارشی افشاگرانه منتشر کرد و در آن گفت جایگزین‌کردن «استاینم و مجله Ms.» به‌جای «فعالان اصیل و واقعی‌ای که جنبش را آغاز کرده بودند»، شبیه دیگر عملیات سازمان سیا به نظر می‌رسد؛ عملیاتی که «سازمان‌های موازی را به وجود می‌آورند یا از آنها حمایت می‌کنند تا جایگزینی برای رادیکالیسم فراهم کنند.» این گزارش همچنین خاطرنشان می‌کرد گزارشی که سازمان استاینم درباره جشنواره وین منتشر کرده بود، شامل پرونده‌های مختصری درباره ده‌ها رهبر دانشجویی از سراسر جهان بود؛ موضوعی مغایر با ادعای او مبنی بر اینکه هرگز درباره شرکت‌کنندگان گزارش نداده است. 
استاینم در ابتدا حاضر نشد به این اتهامات پاسخ بدهد، اما وقتی سرانجام پاسخ داد، بار دیگر از نقش خود و نقش سازمان سیا در جشنواره‌ها دفاع کرد. بااین‌حال، او تلاش قابل‌توجهی نیز برای سرکوب استدلال‌های مطرح‌شده از سوی ردستاکینگز انجام داد. انتشارات رندوم هاوس قصد داشت نسخه‌ای عمومی و انبوه از کتاب انقلاب فمینیستی منتشر کند؛ کتابی که ردستاکینگز پیش‌تر با هزینه خود منتشر کرده و فصلی درباره استاینم در آن گنجانده بود. استاینم رندوم هاوس را به شکایت تهدید کرد و ناشر نیز تسلیم شد و آن فصل را سانسور کرد. وکلای استاینم همچنین نشریه The Village Voice را تهدید کردند و حتی برای تک‌تک اعضای هیئت‌مدیره «اتحادیه مستأجران کلمبیا» در نیویورک نامه‌ای تهدیدآمیز فرستادند، زیرا روزنامه این اتحادیه، The Heights and Valley News، مجموعه‌مطالبی درباره استاینم و این سانسور منتشر کرده بود. 
استاینم در سال‌های اخیر تمام تظاهر‌های خود به رادیکال‌بودن را کنار گذاشت. او در رقابت مقدماتی حزب دموکرات در سال ۲۰۱۶، در برابر برنی سندرز از هیلاری کلینتون حمایت کرد و در مصاحبه‌ای در همان سال با برنامه Real Time With Bill Maher گفت زنان جوان فقط به این دلیل از سندرز حمایت می‌کنند که «پسر‌ها آنجا هستند؛ پسر‌ها طرفدار برنی‌اند.» او بعد‌ها ادعا کرد منظورش را نادرست بیان کرده است. 

 اسطوره‌سازی رسانه‌ای از مأمور سیا
اسطوره‌سازی رسانه‌ای از استاینم در دهه گذشته به اوج خود رسید؛ با ساخت اثری تلویزیونی و نمایشی از زندگی او به نام The Glorias، نمایشنامه‌ای با عنوان Gloria: A Life و شرح‌حال‌های ستایش‌آمیزی که در نیویورک تایمز، نیویورکر و دیگر رسانه‌ها منتشر شدند. 
این موج استاینم‌زدگی همزمان با دوره‌ای بود که زنان جوان سودمندی «فمینیسم یک‌درصدی» را زیر سؤال می‌بردند؛ فمینیسمی که چهره‌هایی مانند کلینتون، مادلین آلبرایت و شریل سندبرگ نمایندگی‌اش می‌کردند. آیا هدف جنبش آزادی زنان واقعاً این بود که شرکت‌های استثمارگر و امپراتوری خشونت‌بار ایالات متحده به دست زنان اداره شوند؟ بار دیگر استاینم را به صحنه آوردند تا بحث را به مسیر‌هایی بی‌خطر هدایت کند، اما تا زمان حضورش در برنامه ماهر Maher، او دیگر صرفاً موجب بدنامی فمینیست‌ها می‌شد. 
تمام پیشگامان جنبش آزادی زنان، بدون استثنا از دل جنبش حقوق مدنی، جنبش ضدجنگ و چپ دانشجویی برخاسته بودند. آنها معتقد بودند که فمینیسم منسجم و پیگیر به سوسیالیسم منتهی می‌شود و سوسیالیسم نیز به همان ترتیب به فمینیسم می‌انجامد. 
آنها با پیروی از بووار می‌خواستند عمیقاً به ریشه‌ها نفوذ کنند و استثمار زنان و ستمی را که برای حفظ آن لازم بود، از میان بردارند. آنها از دهه ۱۹۶۰ یک جنبش رادیکال موفق را طراحی و بنا کردند؛ جنبشی که وضعیت زنان در ایالات متحده را عمیقاً تغییر داد و بازتاب آن در سراسر جهان احساس شد. 
جنبش آنها به مدت ۵۰ سال در وجود کسی تجسم یافت که هرگز اهدافش را دنبال نمی‌کرد. 
دکتر پل ارلیش از رؤسای استایم طرح کاهش جمعیت اجباری را که او در ترویج آن کمک کرد را اینگونه تشریح می‌کند: «کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) باید اطمینان حاصل کند که خانواده‌های بزرگ همیشه در تلویزیون به صورت منفی نشان داده شوند... اگر این کارساز نبود، آنگاه دولت باید اندازه خانواده را قانونگذاری کند و اگر فرزندان بیش از حد داشته باشید، شما را به زندان بیندازد!»

 پرده‌ای از واقعیت جنبش‌های غربی
فعالیت‌های ضدحقوق بشری و ضدزن استایم به همین‌ها محدود نمی‌شود. 
بلافاصله پس از ۷اکتبر، گلوریا استاینم با افتخار به میدان آمد تا مهر تأیید خود را بر پروپاگاندای جنایتکارانه هولوکاست تجاوز جعلی بزند تا تجاوز و قتل دسته‌جمعی واقعی دختران، زنان، پسران و مردان فلسطینی را تطهیر کند. او یک مأمور سیا - موساد صهیونیست یهودی برتری‌طلب نسل‌کش بود. 
گلوریا اشتاینم در ۹۲ سالگی درگذشت. بسیاری از منتقدان و متفکران غربی معتقدند، هیچ‌کس مانند استایم به عنوان یک مأمور ویژه سیا با جنبش فمینیستی‌اش به نابودی واحد سنتی خانواده امریکایی کمک نکرده است. ماجرای استایم فقط یک وجهه آشکارشده از اهداف پشت‌پرده جنبش فمنیسم برای ظلم آشکار به حقوق زنان و اقلیت‌ها و بخش کوچکی از ماهیت واقعی اسطوره‌های رسانه‌ای امریکایی است که به دنبال تخریب و تهدید آرامش و امنیت در جهان هستند.

برچسب ها: زن ، فمنیست ، زنان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار