ماجرای به دام افتادن یک شناور زیرسطحی بدون سرنشین امریکایی در ورودی تنگه هرمز را نباید صرفاً در حد یک «غنیمت جنگی» دید. براساس گزارش سپاه درباره این عملیات پیچیده، اهمیت واقعی ماجرا در جایی فراتر از خود شناور قرار دارد: در توانایی کشف، رهگیری و کنترل یک سامانه خودران در محیطی که اساساً برای پنهانکاری، ماندگاری و کاهش ریسک انسانی طراحی شده است. ماجرای به دام افتادن یک شناور زیرسطحی بدون سرنشین امریکایی در ورودی تنگه هرمز را نباید صرفاً در حد یک «غنیمت جنگی» دید. براساس گزارش سپاه درباره این عملیات پیچیده، اهمیت واقعی ماجرا در جایی فراتر از خود شناور قرار دارد: در توانایی کشف، رهگیری و کنترل یک سامانه خودران در محیطی که اساساً برای پنهانکاری، ماندگاری و کاهش ریسک انسانی طراحی شده است.
زهپاد (زیرسطحی هدایتپذیر از دور) Dive-LD محصول Anduril، یک وسیله معمولی نیست. مشخصات اعلامی سازنده از طول حدود ۸/۵ متر، قطر ۲/۱ متر، ماندگاری تا ۱۰ روز و توان عملیاتی تا عمق ۶ هزار متر حکایت دارد. این سامانه برای مأموریتهایی همچون شناسایی، نقشهبرداری بستر دریا، مقابله با مین و پایش زیرساختهای زیرسطحی طراحی شده است. نخستین نمونه آن نیز در سال ۲۰۲۵ به نیروی دریایی امریکا تحویل شده است. بنابراین اهمیت حادثه در یک پرسش راهبردی خلاصه میشود:
اگر یک سامانه خودران، عمیقرو و ماندگار بتواند وارد محیط عملیاتی شود، اما در همان محیط کشف و مهار شود، مسئله فقط از دست رفتن یک وسیله نیست؛ مسئله به چالش کشیده شدن بخشی از مزیت اطلاعاتی طرف مقابل است. گاهی اهمیت یک حادثه را نه آنچه اتفاق افتاده، بلکه تلاشی که برای کوچک نشان دادن آن صورت میگیرد آشکار میکند. اهمیت ماجرا دقیقاً از جایی آغاز میشود که بلافاصله واشینگتن با فرار به جلو روایت خود را ارائه کرد که شناور بیش از یک روز قبل دچار نقص شده، مدل قدیمی بوده و اطلاعات حساس یا تجهیزات طبقهبندی شدهای در اختیار نداشته است. سازنده نیز بر «قابل مصرف بودن» این سامانه و پیشبینی احتمال از دست رفتن آن تأکید کرده است. ناگفته پیداست که روایت پنتاگون و سنتکام با اهداف مختلف از جمله کاهش ارزش عملیات اطلاعاتی ایران، جلوگیری از انتشار قدرت سایبری و اطلاعاتی ایران، جلوگیری از استخفاف و تحقیر ارتش امریکا منتشر میشود و فاقد ارزش خبری است و نباید اجازه داد معیار ارزشگذاری عملیات ایران نیز از همانجا تعیین شود. اگر یک سامانه نظامی قدیمی بوده، سؤال این است که چرا هنوز در چنین محیط حساسی مأموریت انجام میداده است؟
اگر اطلاعات حساسی همراه آن نبوده، سؤال مهمتر این است که چگونه یک سامانه خودمختار زیرسطحی، در محیطی که برای عملیات پنهان و جمعآوری اطلاعات طراحی شده، شناسایی و در نهایت به دست طرف مقابل افتاده است؟ اگر نقص فنی داشته، باز هم یک پرسش باقی میماند و آن اینکه چه کسی زودتر از دیگری فهمید که این سامانه دیگر در اختیار صاحب اصلی خود نیست؟
حقیقت این است که جنگ آینده فقط جنگ موشک با موشک یا هواپیما با هواپیما نیست. بخش مهمی از جنگ آینده، جنگ «دیدن» و «دیده نشدن» است؛ جنگ حسگرها، شبکهها، سامانههای خودمختار و هوش اطلاعاتی. شناوری که برای دیده نشدن ساخته شده، اگر دیده شود، بخشی از مأموریتش را از دست داده است. شناوری که برای جمعآوری اطلاعات فرستاده شده، اگر خودش تبدیل به موضوع اطلاعاتی طرف مقابل شود، معادله تغییر کرده است و شناوری که برای ماندن در میدان بدون حضور انسان طراحی شده، اگر سرانجام به دست رقیب برسد، دیگر فقط یک قطعه سختافزار نیست؛ یک شکست در زنجیره اطمینان اطلاعاتی است.
ارزش یک عملیات اطلاعاتی را نمیتوان فقط با قیمت وسیله، جدید یا قدیمی بودن آن یا وجود چند قطعه طبقهبندی شده سنجید. گاهی ارزش واقعی در خود وسیله نیست، بلکه در توانی است که برای پیدا کردن آن به کار گرفته شده است. برای همین، تقلیل ماجرا به «یک زهپاد قدیمی که خراب شده بود» بیش از آنکه پاسخ به اصل حادثه باشد، تغییر صورت مسئله است.
اگر دشمن سامانهای را برای پنهان ماندن فرستاده و ایران توانسته آن را پیدا کند، همین واقعیت بهاندازه کافی معنادار است. اگر این موفقیت با مطالعه فنی، مهندسی، توسعه سامانههای بومی و ارتقای توان اشراف زیرسطحی همراه شود، حادثه از یک خبر روز فراتر خواهد رفت. آنچه امروز در ظاهر یک شناور بهدست آمده است، میتواند فردا به یک تجربه راهبردی تبدیل شود، تجربهای درباره اینکه چگونه باید با نسل جدید جنگافزارهای خودمختار مواجه شد.
تاریخ جنگها را فقط تعداد سلاحهای منهدم شده نمینویسد. گاهی یک حادثه کوچکتر، پردهای از آینده را کنار میزند و شاید پیام اصلی این حادثه همین باشد؛ در جنگ قرن بیستویکم، برتری فقط در داشتن سامانههای پیشرفته نیست، در این است که چه کسی زودتر میبیند، چه کسی دقیقتر میفهمد و چه کسی میتواند سامانهای را که برای پنهان ماندن آمده است، به نقطهای از آسیبپذیری تبدیل کند. در این صورت، مسئله دیگر «یک زهپاد امریکایی» نیست. مسئله، نبرد بر سر برتری اطلاعاتی در اعماق خلیج فارس است و این نبرد، تازه آغاز شده است. وَمَاالنَّصْرُ إلَّا منْ عنْد اللَّه الْعَزیز الْحَکیم.