تصاویر هولناک شکنجه چند مرد پاکستانی، سفیر پاکستان در تهران را راهی پلیس کرد؛ تصاویری که از گروگانگیری اتباع پاکستانی در ایران حکایت داشت. جوان آنلاین: تصاویر هولناک شکنجه چند مرد پاکستانی، سفیر پاکستان در تهران را راهی پلیس کرد؛ تصاویری که از گروگانگیری اتباع پاکستانی در ایران حکایت داشت. آدمربایان با فریب طعمههای خود به بهانه کاریابی در ایران و کشورهای اروپایی، آنها را به باغی در حوالی هشتگرد کشانده و پس از به اسارت گرفتنشان، قصد اخاذی از خانوادههایشان را داشتند. تحقیقات پلیس سرانجام به شناسایی مخفیگاه این باند و آزادی هفت گروگان پاکستانی منجر شد.
چند روز قبل سفیر پاکستان در تهران با مراجعه به پلیس، از گرفتار شدن چند تبعه پاکستانی در چنگال آدمربایان خبر داد و خواستار رسیدگی فوری به این پرونده شد.
وی در تشریح ماجرا گفت: «یک روز قبل دو خانواده پاکستانی به سفارت پاکستان مراجعه کردند و گفتند فرزندانشان که برای کار به ایران آمدهاند، از سوی افرادی ربوده شدهاند. آنها تصاویر و فیلمهایی در اختیار وزارت امور خارجه قرار دادند که آدمربایان از صحنههای دلخراش شکنجه فرزندانشان تهیه کرده بودند.»
درخواست ۲۰ میلیون روپیه برای آزادی
سفیر پاکستان ادامه داد: «گروگانگیران برای آزادی هرکدام از جوانان ۲۰ میلیون روپیه درخواست و تهدید کردهبودند، در صورت پرداخت نشدن پول، گروگانها را خواهند کشت. آنها همچنین خواسته بودند مبلغ درخواستی از طریق یک صرافی در افغانستان پرداخت شود.» با ثبت این شکایت، پرونده برای تحقیقات تخصصی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران، تحقیقات برای شناسایی آدمربایان و نجات گروگانها آغاز شد.
شکایتهای مشابه روی میز پلیس
کارآگاهان در جریان تحقیقات با شکایتهای مشابه دیگری نیز روبهرو شدند. چند خانواده پاکستانی که بستگانشان در پاکستان زندگی میکردند، پس از اطلاع از ربودهشدن فرزندان آنها در ایران، به نیابت از آنها به پلیس تهران مراجعه کرده بودند.
بررسیهای تخصصی کارآگاهان نشان داد اعضای این باند، اتباع پاکستانی را که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده بودند، شناسایی کرده و با وعده کاریابی در ایران و کشورهای اروپایی آنها را فریب میدادند.
کشف اسارتگاه در باغ
تحقیقات برای شناسایی اعضای باند ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان موفق شدند مخفیگاه متهمان را در باغی در حوالی شهر هشتگرد شناسایی کنند. پس از هماهنگیهای قضایی، تیمهای عملیاتی پلیس در یک عملیات غافلگیرانه وارد باغ شدند و هشت عضو این باند را دستگیر کردند.
در میان دستگیرشدگان شش تبعه افغانستان و دو ایرانی حضور داشتند.
نجات ۷ گروگان از داخل سوله
مأموران پس از ورود به باغ با صحنه هولناکی روبهرو شدند. هفت تبعه پاکستانی که دستوپا بسته داخل سولهای نگهداری میشدند، در حالی پیدا شدند که آثار ضرب و جرح و شکنجه روی بدنشان نمایان بود.
تحقیقات نشان داد این هفت نفر حدود یک هفته قبل با وعده اشتغال در کشورهای یونان و آلمان و به بهانه شرکت در مصاحبه کاری به اسارتگاه اعضای باند کشانده شده بودند.
آدمربایان قصد داشتند پس از گروگان گرفتن آنها، با خانوادههایشان تماس گرفته و برای آزادی هرکدام درخواست پول کنند، اما پیش از اجرای نقشه اخاذی، مأموران پلیس موفق به شناسایی مخفیگاه و دستگیری اعضای باند شدند.
اعتراف به آدمرباییهای سریالی
متهمان صبح دیروز تحت بازجویی قرار گرفتند و به آدمرباییهای سریالی اعتراف کردند. تحقیقات برای شناسایی سایر جرایم احتمالی این باند ادامه دارد.
میخواستم پولدار شوم و به اروپا بروم
سردسته این باند، جوانی ۲۸ ساله به نام بشیر است که در بازجوییها خود را مغز متفکر این گروه معرفی کرد. او اعتراف کرد قصد داشته با پولی که از خانوادههای گروگانها اخاذی میکند، زندگی خود را تغییر دهد، با دختر مورد علاقهاش ازدواج کند و همراه او به اروپا برود.
بشیر! چه شد که وارد ماجرای آدمربایی شدی و این باند را تشکیل دادی؟
واقعیتش این است که باند را من تشکیل ندادم. سردسته اصلی باند فردی در افغانستان است و حتی پولهایی که از خانواده گروگانها میگرفتیم به حساب او واریز میشد، اما خودم مدتی قبل با همین شیوه گرفتار آدمربایان شده بودم. بعد از اینکه آزاد شدم، این فکر به ذهنم رسید که میتوانم از همین روش برای پولدار شدن استفاده کنم.
چطور گرفتار آدمربایان شدی؟
چند سال قبل به صورت غیرقانونی وارد ایران شدم. چند نفر با وعده پیدا کردن کار، مرا به یک باغ متروکه کشاندند. آنجا من را حبس و شکنجه کردند. دوستم مجبور شد مبلغ زیادی به آنها بدهد تا آزاد شوم. چون مجوز ورود به ایران را نداشتم، از ترس اینکه برای خودم دردسر درست شود، شکایت نکردم. مدتی بعد برای کار به ترکیه رفتم، اما آنجا هم شرایط خوبی نداشتم و دوباره به ایران برگشتم. بعد از آن بود که با دوستانم وارد این ماجرا شدم.
چرا از ترکیه فرار کردی؟
آنجا هم به صورت غیرقانونی زندگی میکردیم و نتوانستیم کار مناسبی پیدا کنیم. به همین دلیل با چند نفر از همشهریانم وارد کار سرقت شدیم. بعد از مدتی همدستانم دستگیر شدند و من از ترس دستگیری فرار کردم و دوباره به ایران آمدم.
درباره شیوه آدمرباییها توضیح بده. چطور طعمهها را پیدا میکردید؟
بین همدستانم به این معروف بودم که خوب فکر میکنم و برای کارها نقشه میکشم. مدتی به این فکر افتادم که اتباع پاکستانی را که به صورت غیرقانونی وارد ایران میشوند، با وعده کاریابی در ایران و کشورهای اروپایی فریب بدهم و آنها را به مخفیگاهمان بکشانم و از خانوادههایشان اخاذی کنم. واقعیتش این است که از تجربه تلخی که خودم داشتم درس گرفتم. معمولاً اطراف اداره مهاجرت میرفتم یا با کمک دوستان و رابطهایمان اتباع پاکستانی را که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده بودند، شناسایی میکردیم. بعد سراغشان میرفتم و با چربزبانی و اطلاعاتی که از حضورم در ترکیه داشتم، به آنها میگفتم در خارج از ایران کار مناسبی سراغ دارم. بعد هم به بهانه انجام مصاحبه کاری، آنها را به باغ میکشاندم.
وقتی طعمهها وارد باغ میشدند، چه اتفاقی میافتاد؟ همدستانت آنجا منتظر بودند؟
بله. وقتی وارد باغ میشدند، چند نفر از همدستانم سراغشان میرفتند، دستوپایشان را میبستیم و آنها را داخل سوله میانداختیم. بعد هم با تهدید و شکنجه از آنها فیلم میگرفتیم و تصاویر را برای خانوادههایشان در واتساپ و شبکههای اجتماعی میفرستادیم تا بتوانیم از آنها پول بگیریم.
از هر خانواده چقدر پول میخواستید؟
برای آزادی هر گروگان ۲۰ میلیون روپیه درخواست میکردیم.
فقط به فکر اخاذی بودی یا برنامه دیگری هم داشتی؟
واقعیتش من عاشق یک دختر ایرانی شده بودم. میخواستم از این راه پول زیادی به دست بیاورم، بعد با او ازدواج کنم و برای زندگی به اروپا بروم.