جوان آنلاین: تاریخ ۱۷ شهریور یا همان جمعه سیاه، تداعیگر حادثه خونین تهران و برگی دیگر از جنایات رژیم پهلوی در تقویم ایران است. قتلعام مردم تهران در میدان ژاله، یکی از نقاط عطف انقلاب اسلامی بود که پایههای متزلزل حکومت ظالم شاهنشاهی را به نقطه پایان نزدیک کرد، زیرا این حکومت تا چند ماه بعد دوام نیاورد. این واقعه، همچون رویدادهای دیگر، ماهیت واقعی شاهی را که با ژستها و اظهارات فریبنده خود را مردمدوست و خیرخواه نشان میداد، رسوا کرد و تلاشهایش را برای سرپوشی بر جنایات باطل نمود.
۱۷ شهریور پس از سلسلهتظاهرات مردمی علیه شاهنشاهی رخ داد. راهپیمایی ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ در تهران که مصادف با عید فطر بود، با آرامش برگزار شد. چهار روز بعد، در ۱۶ شهریور، جمعیتی حدود نیممیلیون نفر دوباره به خیابانها آمدند. اما دولت شریفامامی که تازه نام «آشتی ملی» را بر خود نهاده بود، یک روز بعد یعنی ۱۷ شهریور - که با حمایت کارتر (رئیسجمهور وقت امریکا) به اجرا درآمد - حکومت نظامی اعلام کرد. برخلاف ایده ارعاب مردم و توقف جریان فراگیر انقلاب، جمعیت گستردهای از مردم در خیابانها حضور یافتند. رژیم مرعوب شاه نیز به نیروهای نظامی خود دستور داد از زمین و با هلیکوپتر از هوا، مردم را گلولهباران کنند که در نتیجه جمعیت بسیاری به شهادت رسیدند. این جنایت فراموشناشدنی بعدها به «جمعه سیاه» معروف شد و میدان ژاله از سوی مردم «میدان شهدا» نام گرفت. کشتار مردم توسط رژیم پهلوی به حدی بود که امام خمینی (ره) در پی این حادثه، اعلام عزای عمومی و ادامه اعتصابات را فرمودند. اسناد و شواهد متعددی حتی از درون حکومت وجود دارد که بر جنایات گسترده پهلوی صحه میگذارد و آن را تأیید میکند. در اسناد لانه جاسوسی آمده است: «نماینده امنیتی گفت که تظاهرات و برخوردهای عظیمی در منطقه میدان ژاله وجود داشته و بیش از ۴ هزار یا احتمالاً نزدیک به ۴ هزار و ۵۰۰نفر کشته شدهاند، علاوه بر این چند صد نفر در دیگر مناطق پایینشهر کشته شدهاند.»
برخی پژوهشگران، از جمله یرواند آبراهامیان، در آثار خود به این نکته اشاره کردهاند که برای پراکندهکردن جمعیت در مناطق جنوبی تهران از بالگردهای نظامی استفاده شد. یک روزنامه اروپایی نیز در گزارشی نوشته بود که این بالگردها «کوهی از اجساد متلاشیشده» به جای گذاشتند.
میشل فوکو، فیلسوف، جامعهشناس و روزنامهنگار شهیر فرانسوی، در ۲۵ شهریور یعنی حدود یک هفته پس از این واقعه و احتمالاً تحت تأثیر آن به تهران آمد؛ کشتههای این واقعه را ۴ هزار نفر توصیف کرد. البته آمار او بعدها مورد خدشه واقع شد، اما نشان میدهد که او تحت تأثیر فضای ملتهب و خشمگین جامعه ایران قرار گرفته بود. امریکا نیز نقش مؤثری در این حادثه جنایتبار داشت. با اعلام حکومت نظامی در روز ۱۷شهریور، وزارت امور خارجه امریکا نیز بلافاصله برقراری حکومت نظامی در ایران را مورد تأیید قرار داد و سخنگوی آن اعلام کرد که «ما جمعه اظهار امیدواری کردیم که نظم بهزودی در تهران برقرار شود و امروز تکرار میکنیم که آرامش نیز مجدداً برقرار شود.» از سوی دیگر، از آنجا که مستشاران نظامی امریکا بر ارتش شاهنشاهی سیطره داشتند، میتوان نقش امریکا را در حوادث ۱۷ شهریور تأیید کرد.
از قصاب دیروز تا جانی امروز!
کودتای دیماه، پرده از تکرار جنایتهای خاندان پهلوی با حمایتهای امریکا در پهنه تاریخ ایران برمیدارد. رژیمی مانند رژیم جنایتکار اسرائیل - همان که ربع پهلوی از آن با عنوان «دوست» یاد میکند - بنای حکومت و حتی هویت خود را با خونریزی پی ریخته و اکنون نیز برای بازپسگیری قدرت، جز با کفشهای آغشته به خون، گامی به سوی مقصد برنمیدارد.
پس از فراخوانهای متعدد ربع پهلوی و حضور ماشین ترور امریکا و رژیم اسرائیل در خیابانهای ایران، ربع پهلوی و رسانههای وابسته به غرب تلاش میکردند که آشوبهای خودساخته و مهندسیشده را اعتراض مردم جا بزنند، اما در واقعیت نتوانستند این دروغ را پنهان نمایند و خود معترف شدند که معترضان جز مزدوران مسلح نبودند و آشوب و کودتای دیماه همانند جنگی با طراحی قبلی بوده است؛ کسانی که با رفتار خشونتبار و اقدامات مسلحانه، با الحاق به اعتراضات مردمی، خیابان را به میدان جنگ تبدیل کردند و رسم کهنه ایرانیکشی را که هدف اصلی رژیم اسرائیل در ایران و شیوه حکومترانی خاندان پهلوی بود، پیاده کردند. ترامپ در مصاحبه فروردینماه با فاکسنیوز، با تکرار ادعاهایش درباره تعداد جانباختگان حوادث دیماه ۱۴۰۴، اعتراف کرد که در آن مقطع امریکا به ایران سلاح ارسال کرده که بین اغتشاشگران توزیع شود.
رضا پهلوی نیز ناچار در تأیید آشوب خودساخته خیابانی و وجود کشتههای بسیار، در پاسخ به خبرنگار سیبیاسنیوز که از او پرسید: «آیا این کار شما مسئولانه است که مردم را ترغیب میکنید به خیابانها بروند و اعتراض کنند، در حالی که آمار کشتهشدگان بیشتر میشود؟» پاسخ داد که «این جنگ است و هر جنگی تلفات دارد» و در جای دیگر صریحاً میگوید که یک دریای خون بین ما و نظام ایران قرار دارد. پهلویها در دوران جنگ نیز با همراهی با حملات امریکا علیه مردم ایران و نیز با کتمان جنایتهایی که بعدها در سطح جهانی مطرح شد، از جمله واقعهی مدرسهی میناب، نشان دادند که نه تنها در مسیر کشتار مردم ایران گام برمیدارند، بلکه تا آنجا پیش رفتهاند که هرکس بیشتر مردم ایران را به قتل برساند، بیشتر مورد تحسین قرار میگیرد. در حال حاضر فعالیتهای تروریستی پهلویها با گرفتن فرمان از اتاق کاخ سفید همچنان ادامه دارد.
اول آنکه پهلویها در تدارک یک آشوب بزرگتر و مسلحانهتر در ایران هستند، و دوم در چارچوب حمایت از جنگ امریکا، در حال عادیسازی حمله اتمی به ایران هستند. اظهارات تحریکآمیز پهلوی برای راهاندازی اغتشاش و ناآرامی، در کنار فعالیتهای رسانههای معاند برای پروژه آشوب که موساد آن را از زمان جنگ طراحی کرده و تاکنون موفق به عملیاتیکردن آن نشده، همچنان ادامه دارد.
به همین جهت، ربع پهلوی برای اینکه مانند پدران جنایتکارش چهرهای مردمی به خود بگیرد تا با ترمیم چهرهاش دوباره مخاطب جذب کند، با انکار خود و تحریف واقعیت فراخوانهای خشونتبار دیماه، به دروغ ادعا کرد که از مردم خواسته بود در خانهها بمانند! ادعایی مضحک که با دادههای بسیار و وجود فراخوانهای متعدد وی برای دعوت به آشوب خیابانی در تضاد است. علاوه بر آن، همکاری نزدیک موساد و سلطنتطلبان مزدور، ایده اقدامات مسلحانه و خرابکاری برای ایجاد آشوب را تأیید میکند. مشاوران رضا پهلوی، چون سعید قاسمینژاد همواره از همکاری امنیتی با اسرائیل و موساد سخن گفته و مدعی شدهاند که براندازی در ایران تنها با پشتوانه حمایت اسرائیل ممکن خواهد بود. این مواضع به خوبی اقدامات خشونتبار و کشتار مردم توسط نیروهای اسرائیلی را برملا میکند و دقیقاً اظهارات پمپئو را در مورد حضور مأموران موساد در خیابانهای تهران تأیید مینماید.
به تازگی یاسمین پهلوی با انتشار یک استوری در صفحه اینستاگرامش، ادعا کرد که ژاپن با بمب اتمی مورد حمله قرار گرفت و پیشرفت کرد. به وضوح، هدف یاسمین از این استوری، عادیسازی حمله هستهای به ایران است. این مسئله، در کنار ارزیابیهای میزان آسیبپذیری و لازمالاجرا بودن ایده حمله اتمی به ایران در شبکه تروریستی اینترنشنال، اثبات میکند که خاندان پهلوی با حمایت از کشتار مردم توسط امریکا، در حال عادیسازی جنایتهای بزرگتری در حد حمله اتمی هستند؛ جایی که مقامات کاخ سفید در حال تئوریزهکردن حمله اتمیاند. مارک لوین، مشاور ترامپ، طی اظهاراتی در برنامه تلویزیونی خود، با اشاره به امتناع ایران از تسلیمشدن در مواجهه با فشارهای خارجی، به نیاز به تکرار تجربه تاریخی ایالات متحده در مواجهه با ژاپن اشاره کرد و گفته است: «متأسفانه، ما مجبور شدیم دو بمب اتمی بیندازیم تا آنها تسلیم شوند.»