معادلات سیاسی -انتخاباتی در حزب حاکم امریکا روزبهروز پیچیدهتر میشود. رصد مستندات و گزارشهای کنونی نشان میدهد که ترامپ عملاً شکست در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان را پذیرفته و تمرکز اصلی خود را بر حفظ اکثریت نسبی در مجلس سنا گذاشته است معادلات سیاسی -انتخاباتی در حزب حاکم امریکا روزبهروز پیچیدهتر میشود. رصد مستندات و گزارشهای کنونی نشان میدهد که ترامپ عملاً شکست در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان را پذیرفته و تمرکز اصلی خود را بر حفظ اکثریت نسبی در مجلس سنا گذاشته است. اما به نظر میرسد بحران اصلی در حزب جمهوریخواه، پس از برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر آغاز شود؛ جایی که رقابت درونحزبی جمهوریخواهان بر سر جانشینی ترامپ تشدید میشود.
مسئله اصلی اینجاست که نظرسنجیهای ایالتی در امریکا اصلاً به سود جمهوریخواهان نیست. در ایالاتی حساس و سرنوشتساز مانند پنسیلوانیا، میشیگان، ویسکانسین، نوادا و آریزونا، حزب دموکرات توانسته است برتری انتخاباتی ترامپ را به چالش بکشد. با توجه به ساختار الکترال حاکم بر انتخابات امریکا، چنین بحرانی میتواند به پاشنهآشیل جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ تبدیل شود. فراتر از آن، رقابت پنهان مارک روبیو، پیت هگست و دی ونس برای جانشینی ترامپ، پس از شکست نسبی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره امسال وارد فاز تازهای خواهد شد. با توجه به محدودیت قانون اساسی امریکا مبنی بر عدم امکان حضور دونالد ترامپ در رقابتهای ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸، نبرد پنهان برای تصاحب ردای رهبری جنبش محافظهکار و کسب نامزدی نهایی حزب جمهوریخواه از هماکنون وارد فاز عملیاتی شده است. در حالی که کانونهای قدرت درونحزبی در ماههای اخیر نگاه خود را عمدتاً به دوگانه «جیدی ونس» (معاون اول) و «مارکو روبیو» (وزیر خارجه) دوخته بودند، افشای رایزنیهای غیررسمی «پیت هگست»، وزیر دفاع امریکا، با چهرههای کلیدی ایالت «آیووا»، معادلات اولیه را با چالشی جدی مواجه ساخته است.
در مهندسی انتخابات درونحزبی امریکا، ایالت کوچک آیووا نقشی نمادین، اما فوقالعاده تعیینکننده ایفا میکند، زیرا بهطور سنتی نخستین کانون رأیگیری مقدماتی (Caucus) به شمار میرود. پیروزی یا حتی کسب نتیجهای فراتر از انتظار در آیووا، همواره شتاب اولیه لازم را برای تسخیر ایالات بعدی نظیر نیوهمپشایر و کارولینای جنوبی فراهم میکند.
تحرکات زودهنگام هگست در این ایالت نشاندهنده تلاشی حسابشده برای ایجاد پایگاه پیش از شکلگیری انحصار حول رقباست. او روی نقاط عطف پیشرو حساب ویژهای باز کرده است؛ از جمله احتمال بروز نارضایتی در بدنه حزب در صورت ناکامی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره، که میتواند موقعیت چهرههای مستقر نظیر ونس و روبیو را متزلزل کرده و فضا را برای یک گزینه «برونسیستمی و تهاجمی» باز کند.
محصول این روند هرچه باشد به سود حزب دموکرات خواهد بود. دموکراتها روی شکافهای سه جریان «جمهوریخواهان سنتی»، «نومحافظهکاران» و «ماگا» حساب ویژهای باز کردهاند. همین شکاف در رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۰ منجر به شکست ترامپ در برابر بایدن شد، تا جایی که حتی در ایالاتی مانند آریزونا و جورجیا که بهطور سنتی به جمهوریخواهان رأی میدادند، دموکراتها پیروز شدند. در نظامهای سیاسی مبتنی بر احزاب، سازوکار تعیین نامزد نهایی بر محاسباتی، چون سوابق حاکمیتی، شبکه حامیان مالی، مقبولیت رسانهای و نظرسنجیهای ملی استوار است. با این حال شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره، قطعاً مولد آشفتگیهای آشکار و عمیقی در حزب حاکم امریکا و بدنه رأی آن در ایالات حساس و کلیدی خواهد بود.