کد خبر: 1377461
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان
1 در جنگ شناختی یک کشور را می‌توان بدون اشغال حتی یک وجب از خاکش شکست. کافی است نسل آینده‌اش را قانع کنی که زندگی بهتر، هویت بهتر و آینده بهتر را باید جای دیگری در فرامرز‌ها جست‌و‌جو کند

در جنگ شناختی یک کشور را می‌توان بدون اشغال حتی یک وجب از خاکش شکست. کافی است نسل آینده‌اش را قانع کنی که زندگی بهتر، هویت بهتر و آینده بهتر را باید جای دیگری در فرامرز‌ها جست‌و‌جو کند. جنگ واقعی از همین‌جا آغاز می‌شود، جایی که یک نوجوان بی‌آنکه گلوله‌ای شلیک شده باشد، آرام‌آرام نسبت خود را با سرزمین، تاریخ، خانواده و آینده‌اش بازتعریف می‌کند. 
این همان نقطه‌ای است که معنای سخن رهبر معظم انقلاب درباره «توجه فراراهبردی به مسئله فرهنگ، تعلیم و تربیت» آشکار می‌شود. فراراهبرد یعنی فرهنگ را نباید در انتهای زنجیره تصمیم‌گیری نشاند، فرهنگ باید در ابتدای تصمیم و تا انتهای اقدام حاضر باشد. یعنی دولت هنگام تنظیم اقتصاد، مجلس هنگام قانون‌گذاری، رسانه هنگام روایت یک حادثه و مدرسه هنگام تربیت دانش‌آموز، بدانند که در کنار نتیجه مستقیم کار خود، در حال ساختن نوعی انسان و سبک زندگی نیز هستند. فرض کنیم سیاستی اقتصادی، مصرف یک کالای خارجی را آسان‌تر کند. حسابدار فقط قیمت و بازار را می‌بیند، اما نگاه فرهنگی سؤال دیگری دارد: این تصمیم چه الگویی از مصرف را تقویت می‌کند؟ یا وقتی شبکه‌های اجتماعی، موفقیت را در ثروت نمایشی، شهرت فوری و مصرف بی‌حد خلاصه می‌کنند، مسئله فقط سرگرمی نوجوان نیست، رقابت بر سر تعریف «زندگی خوب» است. 
امروز این رقابت بی‌وقفه جریان دارد. فرزند ما هم‌زمان از خانواده، مدرسه، مسجد، دوستان، رسانه داخلی و هزاران صفحه و تصویر در فضای مجازی پیام دریافت می‌کند. هرکدام تصویری از انسان موفق، خانواده مطلوب، رابطه اجتماعی و آینده پیش روی او می‌گذارند. اگر روایت ایرانی از زندگی جذاب، عقلانی و اقناع‌کننده نباشد، خلأ نمی‌ماند، دیگری آن را پر می‌کند. پس فرهنگ را نمی‌توان به وزارت فرهنگ تحویل داد و منتظر نتیجه ماند. فرهنگ در سبک مدیریت، کیفیت مدرسه، معماری شهر، محتوای رسانه، قیمت و کیفیت کالای ایرانی، رفتار پزشک و پرستار، منش معلم و استاد و حتی نحوه برخورد یک کارمند با ارباب‌رجوع ساخته می‌شود. به همین دلیل است که امام امت در این پیام، از معلم و استاد، حوزه و دانشگاه، پزشک و پرستار و بانوان خانه‌دار نام می‌برند. در این میان، خانه شاید مهم‌ترین سنگر باشد. نخستین درس ایران‌دوستی، مسئولیت‌پذیری، راستگویی، احترام و امید، در کلاس درس داده نمی‌شود، کودک پیش از آنکه دانش‌آموز باشد، فرزند است. خانواده‌ای که فرزندش را برای ساختن آینده همین سرزمین تربیت می‌کند، بی‌آنکه عنوانی داشته باشد، در حال انجام یک مأموریت ملی است. «فراراهبرد» دقیقاً همین‌جا معنا پیدا می‌کند. هیچ تصمیم بزرگی نباید فقط با متر اقتصادی، سیاسی یا فنی سنجیده شود. هر تصمیم باید پاسخگوی سؤالات حوزه فرهنگ باشد: با خانواده چه می‌کند؟ با امید مردم چه می‌کند؟ با هویت نسل بعد چه می‌کند؟ چه نوع سبک زندگی را تقویت می‌کند؟ و آیا در بلندمدت ایران را مستقل و قوی‌تر می‌سازد یا وابسته‌تر می‌کند؟ 
این نگاه البته به معنای پنهان کردن ضعف‌ها نیست. فرهنگ سالم با انکار مشکل ساخته نمی‌شود. نقد مسئول، مطالبه‌گری و دیدن کاستی‌ها لازمه اصلاح است، اما جامعه‌ای که فقط شکست‌های خود را می‌بیند و هیچ تصویری از توانایی و آینده خویش ندارد، دیر یا زود اعتماد به نفس ملی خود را از دست می‌دهد. روایت قدرت، مکمل حل ضعف است، جایگزین آن نیست. اکنون که ایران برای عبور از جنگ، فشار اقتصادی و رقابت سنگین جهانی به سرمایه انسانی و اجتماعی خود بیش از همیشه نیاز دارد، انتخاب پیش روی ما روشن است: یا نسل آینده را خودمان تربیت و روایت می‌کنیم، یا دیگران این کار را برایمان انجام خواهند داد. ایران قوی فقط کشوری نیست که موشک دارد، کارخانه دارد یا رشد اقتصادی را تجربه می‌کند. ایران قوی کشوری است که فرزندانش ماندن، ساختن و پیشرفت کردن در آن را انتخاب می‌کنند. شاید این همان معنای واقعی «فراراهبرد» باشد: فرهنگ را از حاشیه سیاست‌گذاری به قلب حکمرانی بیاوریم، زیرا سرنوشت ایران پیش از آنکه در میدان‌های آینده تعیین شود، در ذهن و شخصیت نسلی تعیین خواهد شد که فردای این کشور را به دست می‌گیرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار