کد خبر: 1377295
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
«جوان» در گزارشی به چرایی باور نسل جدید به شبه‌رسانه‌ها به جای رسانه‌های معتبر و تأثیرات این اتفاق پرداخته‌است
1 برخی از نظرسنجی‌ها مدعی هستند حدود ۶۸ درصد ایرانی‌ها در اکثریت اوقات برای دریافت اخبار ایران و جهان به شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند. همچنین ادعا شده در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال این عدد حتی بالاتر است و مثلاً یک نظرسنجی مدعی است که ۹/۹۶ درصد افراد این گروه سنی حداقل یک رسانه اجتماعی مانند واتس‌اپ، اینستاگرام یا تلگرام را استفاده می‌کنند و ۴/۷۴ درصد از آنها کاربر اینستاگرام هستند. 
سجاد آذری 

جوان آنلاین: در عصر انفجار اطلاعات، مرز میان خبر و شایعه هر روز باریک‌تر می‌شود. تا چند دهه پیش، مخاطب برای اطلاع از یک رویداد به روزنامه، رادیو یا تلویزیون مراجعه می‌کرد و دست‌کم می‌دانست که پشت هر خبر، تحریریه‌ای با سردبیر، خبرنگار، ویراستار و نظام پاسخگویی وجود دارد، اما امروز، به‌ویژه در میان نسل زد، منبع اصلی آگاهی نه خبرگزاری‌های رسمی، بلکه پست‌ها، استوری‌ها و ویدئو‌های کوتاه اینستاگرامی است. نتیجه این چرخش، پدیده‌ای است که می‌توان آن را «توهم دانایی اینستاگرامی» نامید؛ وضعیتی که در آن کاربر هر روز بیشتر احساس آگاهی می‌کند، اما در واقع هر روز بیشتر از حقیقت فاصله می‌گیرد. 
برخی از نظرسنجی‌ها مدعی هستند حدود ۶۸ درصد ایرانی‌ها در اکثریت اوقات برای دریافت اخبار ایران و جهان به شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند. همچنین ادعا شده در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال این عدد حتی بالاتر است و مثلاً یک نظرسنجی مدعی است که ۹/۹۶ درصد افراد این گروه سنی حداقل یک رسانه اجتماعی مانند واتس‌اپ، اینستاگرام یا تلگرام را استفاده می‌کنند و ۴/۷۴ درصد از آنها کاربر اینستاگرام هستند. 

 مهاجرت خبری به شبکه‌های اجتماعی 
این اعداد فقط یک تغییر سلیقه‌ای ساده نیستند؛ آنها نشانه یک جابه‌جایی ساختاری در نظام اطلاع‌رسانی هستند. بررسی‌های جهانی نیز همین روند را تأیید می‌کنند. گزارش ۲۰۲۴ مؤسسه رویترز نشان می‌دهد در میان جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله، حدود ۳۹ درصد شبکه‌های اجتماعی را منبع اصلی خبر می‌دانند و این رقم در برخی کشور‌ها از مرز ۵۰ درصد عبور کرده‌است. مطالعه دانشگاه MIT نیز نشان داده‌است اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی شش برابر سریع‌تر از اخبار واقعی منتشر می‌شوند و هیجان، موتور اصلی این انتشار است. 
با این حال، یک تناقض مهم وجود دارد؛ بر اساس گزارش رویترز، میانگین جهانی اعتماد به اخبار یافته‌شده در شبکه‌های اجتماعی تنها حدود ۲۳ درصد است. این یعنی در بسیاری از جوامع، اکثریت مردم می‌دانند نمی‌توان به آسانی به محتوا‌های پراکنده در شبکه‌های اجتماعی اتکا کرد، اما در ایران، که به واسطه اینکه تحت بی‌سابقه‌ترین تهاجم‌های رسانه‌ای قرار دارد، بسیاری برخلاف ترند جهانی، اخبار خود را عمدتاً از همان فضا‌های غیررسمی و پرشتاب مجازی می‌گیرند. 

 دلایل اعتماد بیشتر نسل زد به شبه‌رسانه‌ها 
برای درک پدیده اعتماد بیشتر نسل زد به شبه‌رسانه‌ها، باید به چند عامل کلیدی توجه کرد. اولین موضوع اقتصاد توجه و الگوریتم‌های اینستاگرام است. شبه‌رسانه‌ها بر پایه «اقتصاد توجه» عمل می‌کنند؛ مفهومی که هربرت سایمون، اقتصاددان برنده نوبل، معرفی کرد. در این اقتصاد، مهم‌ترین سرمایه، وقت و احساسات مخاطب است. الگوریتم‌های اینستاگرام نیز محتوای هیجانی، جنجالی و احساسی را در اولویت نمایش قرار می‌دهند، بنابراین یک خبر دروغ، اما هیجانی، بسیار بیشتر از یک خبر واقعی، اما آرام دیده می‌شود. مطالعات جهانی نشان داده‌اند اخبار دروغ وقتی در قالب زیبا و هیجان‌انگیز ارائه شوند، وایرال شده و مخاطبان بیشتری جذب می‌کنند. 
موضوع بعدی حباب فیلتر و سوگیری تأیید است. کارشناسان تأکید دارند کاربران در شبکه‌های اجتماعی در معرض اطلاعاتی قرار می‌گیرند که با باور‌ها و احساسات آنها همسو است. این حباب، تفکر انتقادی را تضعیف می‌کند و باعث می‌شود کاربر هر روایتی را که با احساساتش هماهنگ باشد، بدون راستی‌آزمایی باور کند. 
همچنین بی‌اعتمادی به رسانه‌های رسمی نیز تأثیرگذار است. بخشی از این مهاجرت خبری، محصول عملکرد خود رسانه‌های رسمی است. آنها نتوانسته‌اند زبان نسل جدید را بیاموزند، سرعت کافی برای انتشار خبر داشته باشند و اعتماد عمومی را جلب کنند. وقتی رسانه رسمی در لحظه بحران غایب باشد، شبه‌رسانه‌ها خلأ را پر می‌کنند. 
از سوی دیگر اثر توهم دانایی نیز وجود دارد. روان‌شناسان پدیده‌ای به نام اثر دانینگ- کروگر را اینگونه توصیف می‌کنند که هرچه اطلاعات فرد سطحی‌تر و پراکنده‌تر باشد، اعتماد به نفس او درباره دانایی‌اش بیشتر می‌شود. کاربر اینستاگرامی که روزانه ده‌ها پست و استوری می‌بیند، احساس می‌کند از همه چیز باخبر است؛ در حالی که اطلاعات او اغلب تکه‌پاره، بدون منبع و آمیخته به دروغ است. 


 ایران اینترنشنال؛ از شبه‌رسانه تا پروژه بی‌اعتمادسازی 
در میان شبه‌رسانه‌هایی که به مرجع خبری بخشی از نسل زد ایرانی تبدیل شده‌اند، شبکه ایران اینترنشنال نمونه‌ای خاص و قابل بررسی است. این شبکه که منابع مالی آن توسط دشمنان ایران تأمین می‌شود و در جهت بی‌ث
بات‌سازی و تجزیه ایران فعالیت می‌کند، با وجود انتشار بار‌ها اخبار غلط، اغراق‌شده یا یک‌سویه، همچنان از طریق تولید هیجان و روایت‌های جنجالی، مخاطب جوان ایرانی را جذب می‌کند. 
استفاده نسل زد از این رسانه، زنگ خطری جدی است. ایران اینترنشنال و امثال آن، دقیقاً از همان منطق شبه‌رسانه‌ها یعنی بزرگ‌نمایی، قطبی‌سازی، تولید خشم و تبدیل هر انتقاد داخلی به بحران ملی پیروی می‌کنند. این شبکه به هیچ مرجع نظارتی پاسخگو نیست و به همین دلیل، هر روز رفتار پوپولیستی بیشتری از خود نشان می‌دهد. هرچه دروغ بزرگ‌تر باشد، توجه بیشتری جلب می‌کند و هرچه توجه بیشتر باشد، درآمد و نفوذ بیشتری به دست می‌آید. 
در سال‌های اخیر دروغ‌پراکنی در فضای اینستاگرام و شبکه‌های وابسته، به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده است. مثلاً در جریان حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله، بار‌ها تصاویر و ویدئو‌های قدیمی یا مربوط به کشور‌های دیگر به عنوان وقایع جدید در ایران منتشر می‌شود. این پست‌ها ابتدا در صفحات ناشناس اینستاگرامی دست به دست می‌شوند و سپس به خوراک خبری شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال تبدیل می‌شوند. یا در آشوب‌ها، اعداد و روایت‌های اغراق‌آمیز بدون سند در اینستاگرام منتشر می‌شوند. بسیاری از این آمار‌ها ابتدا در صفحات بدون هویت منتشر می‌شوند و سپس با بازنشر ایران اینترنشنال، به عنوان خبر به مخاطب عرضه می‌شوند. پس از چند ساعت یا چند روز، برخی از این آمار‌ها از سوی منابع مستقل تکذیب می‌شوند، اما تکذیب هرگز به اندازه خود شایعه دیده نمی‌شود. 

 از شبه‌خردمندان تا توهم دانایی 
واقعیت این است که رفتار گسترده عمومی در استفاده از منابع مجازی و عدم تنوع در منابع خبری، به ایجاد توهم دانایی در بخشی از مردم، به‌ویژه نسل جوان، انجامیده‌است. بسیاری از افراد خصوصاً در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی بر این باورند در بسیاری موضوعات اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی کاملاً آگاهند؛ در حالی که آنچه پایه این دانایی است غالباً تکه‌هایی از اخبار غیررسمی و اغلب نادرست است. یک تحلیلگر رسانه می‌گوید که شبکه‌های اجتماعی غرور و اعتمادبه‌نفس کاذبی در افراد ایجاد کرده‌اند و ما اکنون در کوچه‌پس‌کوچه جامعه شاهد نسلی از «شبه‌خردمندان» هستیم که در همه زمینه‌ها اظهارنظر می‌کنند، اما تخصصی ندارند. 
این وضعیت دقیقاً همان چیزی است که باید از آن هراس داشت؛ نسلی که نه صرفاً بی‌اعتماد به رسانه‌ها، بلکه در بسیاری موارد اصول اولیه راستی‌آزمایی را هم نمی‌داند و برای تأیید یا رد اطلاعات خود، رجوعی به منابع معتبر یا مطالعه عمیق ندارد. به این ترتیب، جامعه به تدریج توان تشخیص حقیقت از دروغ را از دست می‌دهد؛ در چنین جامعه‌ای، هر جریانی که دروغ بزرگ‌تر و هیجان بیشتری تولید کند، برنده می‌شود. 
همچنین، شبه‌رسانه‌ها با ترویج ناامیدی، پوچ‌گرایی یا بزرگ‌نمایی کاستی‌ها تلاش می‌کنند حس حقارت جمعی را تقویت کنند و هم‌زمان دستاورد‌های کشور را کم‌اهمیت جلوه دهند. از آنجا که این صفحات از زیر نظر نهاد‌های حکومتی یا سازمان‌های مسئول بیرون‌اند، هیچ محدودیتی در انتشار شایعه یا روایت یک‌سویه خبری برایشان وجود ندارد. 

 توصیه‌ها برای گذر از توهم دانایی 
برای مقابله با این وضعیت، لازم است به دو سویه توجه کرد. از یک سو، خودِ کاربران و نسل جوان باید به سواد رسانه‌ای مجهز شوند؛ یعنی بیاموزند چگونه باید اخبار را در کانال‌های مختلف ارزیابی، صحت‌سنجی و از معتبر بودن منابع اطمینان یابند و از سوی دیگر رسانه‌های رسمی و مسئولان ارتباطات نیز باید بکوشند اعتماد عمومی را بازسازی کنند. 
در خصوص رسانه‌های رسمی، آنها باید اعتماد عمومی را بازسازی کنند؛ یعنی رسانه‌های رسمی باید شفاف‌تر عمل کنند، اشتباهات خود را بپذیرند و در برابر آنها پاسخگو باشند. همچنین باید سرعت و جذابیت خود را افزایش دهند، یعنی تولید محتوای خبری کوتاه، بصری و متناسب با زبان نسل زد، بدون قربانی کردن دقت باید انجام شود. حتی ضروری است رسانه‌ها باید حضور فعالی در پلتفرم‌های اجتماعی داشته باشند. رسانه رسمی باید در همان فضایی که نسل زد حضور دارد، با محتوای معتبر و جذاب حاضر شود. حتی همکاری با تولیدکنندگان محتوای معتبر نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد؛ یعنی استفاده از اینفلوئنسر‌های متعهد برای ترویج اخبار درست و آموزش سواد رسانه‌ای دور از ذهن نیست. 
از سوی دیگر نظام آموزشی نیز باید در این خصوص وارد میدان شود. آموزش سواد رسانه‌ای از مدرسه باید جدی گرفته‌شود و آموزش تشخیص منبع خبر، راستی‌آزمایی و تفکر انتقادی باید از دوره ابتدایی آغاز شود. از سوی دیگر تفکر نقادانه در دانشگاه آموزش داده‌شود. در این میان برگزاری کارگاه‌های سواد دیجیتال برای دانش‌آموزان، دانشجویان و معلمان نیز ضروری است. 
حتی خانواده‌ها نیز لازم است در این خصوص وارد عمل شوند. والدین باید با فرزندان خود درباره اخباری که در اینستاگرام می‌بینند گفت‌و‌گو کنند و از آنها بخواهند منبع خبر را نشان دهند. خانواده‌ها می‌توانند با مراجعه به رسانه‌های معتبر، الگوی مصرف خبر درست را به فرزندان نشان دهند. 
سیاست‌گذاران نیز لازم است رسانه‌هایی را که به اصول حرفه‌ای پایبندند، تقویت کنند و سیاست‌های شفاف برای محدود کردن نفوذ رسانه‌های خارجی که با هدف بی‌ثبات‌سازی فعالیت می‌کنند، اتخاذ کنند. 

 سخن آخر 
توهم دانایی اینستاگرامی، نه فقط یک مشکل رسانه‌ای، بلکه بحران شناخت عمومی است. وقتی بخش بزرگی از نسل زد اخبار خود را از شبه‌رسانه‌ها می‌گیرد، جامعه به تدریج توان تشخیص حقیقت از دروغ را از دست می‌دهد. 
راه‌حل، بازگشت به رسانه‌های معتبر و حرفه‌ای است، اما این بازگشت نیازمند دو حرکت همزمان است: اول اینکه رسانه‌های رسمی باید خود را با نیاز‌ها و زبان نسل جدید هماهنگ کنند و دوم اینکه مخاطبان، به‌ویژه نسل زد، باید به این پرسش عادت کنند که منبع این خبر چیست؟ و آیا این مطلب از یک رسانه پاسخگو منتشر شده‌است؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار