گاهی برای فهمیدن یک مسئله پیچیده، فقط کافی است یک سؤال ساده بپرسیم: اگر یک خودرو واقعاً ایمن نیست، چرا باید شهروند مجبور باشد جان خود را برای حمایت از تولیدکننده به خطر بیندازد؟ گاهی برای فهمیدن یک مسئله پیچیده، فقط کافی است یک سؤال ساده بپرسیم: اگر یک خودرو واقعاً ایمن نیست، چرا باید شهروند مجبور باشد جان خود را برای حمایت از تولیدکننده به خطر بیندازد؟
این سؤال زمانی جدیتر میشود که رئیس پلیس راهور فراجا، نه یک منتقد صنعت خودرو، بلکه عالیترین مقام پلیس مسئول ایمنی تردد در کشور، صراحتاً میگوید: «حمایت از تولید داخل به قیمت جان مردم اشتباه محض است.» این جمله را نمیتوان در میان انبوه خبرهای روزمره گم کرد. پشت آن سالها تصادف، مرگ، معلولیت، هزینههای سنگین درمان و خانوادههایی قرار دارند که یک حادثه رانندگی، زندگیشان را برای همیشه تغییر داده است. هیچکس منکر اهمیت تولید داخل نیست. صنعت خودرو اشتغال ایجاد میکند، زنجیره بزرگی از صنایع را به حرکت درمیآورد و بخشی از اقتصاد کشور به آن وابسته است. اما سؤال اینجاست که مرز حمایت کجاست؟ آیا حمایت از یک صنعت باید آنقدر مطلق باشد که شهروند حتی حق انتخاب خودروی ایمنتر را هم نداشته باشد؟
سردار سیدتیمور حسینی به یک واقعیت ساده اشاره کردهاست: انسان خطا میکند. راننده ممکن است خوابآلود شود، حواسش پرت شود یا در یک لحظه تصمیم اشتباهی بگیرد. فلسفه وجود سامانههای ایمنی خودرو نیز دقیقاً همین است، اینکه خطای انسانی به قیمت جان انسان تمام نشود.
پس وقتی یک مقام مسئول میگوید برخورد یک پژو با گاردریل میتواند به مرگ شش سرنشین منجر شود، دیگر نمیتوان همه چیز را به «خطای انسانی» تقلیل داد. اگر انسان جایزالخطاست، خودرو و جاده باید برای کاهش تبعات این خطا طراحی شوند. از همینجا یک پرسش اجتماعی جان گرفته است: اگر خودروهای وارداتی و استاندارد میتوانند احتمال مرگ یا شدت جراحت را کاهش دهند، چرا دسترسی به آنها نباید برای همه شهروندان فراهم باشد؟
اکنون در مازندران سخن از ظرفیت خودروهای وارداتی و پلاک منطقه آزاد است. اگر منطقهای بتواند از این امکان استفاده کند، اصل مسئله قابل تأمل است، اما چرا این امتیاز باید محدود به جغرافیا باشد؟ اگر خودروی ایمن، حق طبیعی شهروند است، چه تفاوتی میان جان شهروند مازندرانی و شهروند تهرانی، اصفهانی، کرمانی یا سیستانوبلوچستانی وجود دارد؟
اگر قرار است منطقه آزاد، راهی برای دسترسی مردم به خودروهای ایمنتر باشد، شاید بهتر باشد بهجای توسعه استثناها، درباره اصل سیاست بازنگری کنیم. چرا کل کشور نباید بهگونهای مدیریت شود که شهروند بتواند میان خودروهای ایمن داخلی و خارجی انتخاب کند؟ و پرسشی که سالهاست افکار عمومی با خود حمل میکند: چرا بسیاری از مدیران، مالکان و تصمیمگیران صنعت خودرو و خانوادههای آنان، برای سفرهای شخصی خود الزاماً همان محصولاتی را انتخاب نمیکنند که از مردم انتظار دارند استفاده کنند؟ اگر این خودروها از نظر ایمنی در شأن خانوادههای آنان نیست، آیا سزاوار شهروندان عادی هستند؟ سالهاست گفته میشود «خودروی داخلی را حمایت کنید». شاید امروز باید جمله را اصلاح کرد: «تولید داخلی را حمایت کنید، اما نه به قیمت جان مردم.»
وقت آن رسیده است که در سیاست خودرو، جان انسان از مصلحت صنعت مهمتر باشد. شهروند ایرانی نباید برای سوار شدن بر خودروی ایمن، مجبور باشد منتظر استثنا، منطقه آزاد یا مجوز ویژه بماند. اگر خودروهای ایمن وجود دارند، راه دسترسی به آنها را باز کنید و اگر تولید داخلی توان رقابت ندارد، به جای بستن درهای انتخاب مردم، کیفیت تولید را بالا ببرید. در نهایت، این مردم نیستند که باید هزینه ضعف سیاستگذاری را با جان خود بپردازند.