تداوم حملات امریکا به مناطق جنوبی کشور، بیشتر از آنکه گویای یک طرح راهبردی برای تداوم جنگ باشد، بیانگر ضعف سیستماتیک امریکا برای دستاوردسازی و کسب موفقیتهای تسکینآور است. جوان آنلاین: تداوم حملات امریکا به مناطق جنوبی کشور، بیشتر از آنکه گویای یک طرح راهبردی برای تداوم جنگ باشد، بیانگر ضعف سیستماتیک امریکا برای دستاوردسازی و کسب موفقیتهای تسکینآور است.
امریکا در هر دو مسیر جداگانه جنگ و آزادسازی تنگه هرمز - که با وجود همبسته بودن، قابلیت تفکیکپذیری دارند - بهرغم استفاده از همه ابزارهای موجود، به تنگنا رسیده و هیچ گزینه رسمی برای تداوم جنگ به نفع خود در دست ندارد. حملات یکشنبهشب به جزیره لارک، به خوبی این موضوع را نشان داد. این حمله، یک واکنش عصبی ناگزیر برای نمایش قدرت بود که به طور معکوس، ادعای مضحک مالکیت ترامپ بر تنگه هرمز را باطل کرد. این موضوع، وضعیت شکننده امریکا را روایت میکند. امریکا به وضعیت سردرگمی و بدون راهبرد رسیده که نیاز به دستاوردسازی محدود دارد، اما با دستان خودش به ادعایش مهر باطل میزند و حقیقت موضوع را آشکار میسازد. چندی پیش، ترامپ برای انحراف افکار عمومی از ناکامی امریکا برای گشودن این تنگه راهبردی، در شبکه اجتماعی خود تصویری از نقشه منطقه منتشر کرد که روی آن، نام تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» تغییر یافته بود.
پس از عدم تحقق اهداف مدنظر جنگی، امریکا با دست کشیدن مقطعی از جنگ گسترده، خود را به عملیات برای گشودن تنگه هرمز محدود کرد تا موفقیت در آن را به عنوان یک پایانبندی موفقیتآمیز سیاسی- نظامی در مرحله اول جنگ، در پرونده خود ثبت کند. اما کلاف پرپیچوخم تنگه هرمز، با اشراف کامل ایران، مانعی سخت و غیرقابلمحاسبه برای هرگونه فعالیت در راستای بازکردن آن به سبک امریکایی شده است. شورای روابط خارجی امریکا میگوید یا این کشور باید با پرداخت عوارض و شرایط ایران کنار بیاید، یا ریسک جدی تشدید نظامی را بپذیرد. امریکا ابتدا با بازی مذاکره و همزمان با حملات ممتد به مراکز دیدهبانی تنگه هرمز، تلاش کرد که خود را از این مضیقه وجودی نجات بخشد، چرا که عدم موفقیت امریکا در بازگشایی تنگه هرمز، تردیدهای بسیاری را در میان دولتمردان جهان در مورد تواناییهای نظامی امریکا ایجاد کرده و جایگاه قدرت برتر نظامی را به شدت مخدوش ساخته است. تضعیف اعتماد به امریکا و جستوجوی اعراب برای یافتن جایگزین امریکا، پیدایش توافق مکه و تلاش کره جنوبی (متحد کلیدی شرقآسیای امریکا) برای استقلال نظامی از امریکا، از نمونه پیامدهای این افول هستند. با این وجود، امریکا نه تنها برای اعمال اهداف خود بر تنگه موفق نشده، که هر بار دادههای جدید و بهروزتری این گزاره را تأیید میکنند که مدیریت تنگه هرمز در دست ایران است. حملات امریکا به لارک، از همین دست رویدادهایی است که نشان میدهد امریکا همچنان ناتوان از بازگشایی این تنگه راهبردی، برای چندمین بار دست به حملات سخت زده است. احتمالاً امریکا برای آزادسازی این تنگه روی مذاکرات عمان حساب باز کرده بود که عملاً روند آن مخالف خواست امریکا پیش میرود.
از طرف دیگر، مهمترین عنصر خسارتبار برای امریکا، زمان است که با حملات پراکنده تلاش دارند خود را از آن رهایی بخشند. زیرا گذر زمان، هم از توان محاصره دریایی آن میکاهد و هم موقعیت انتخاباتی ترامپ را به دلیل ناکامی در اهداف مدنظر امریکا در جنگ، به خطر میاندازد. افزون بر آن، به ایران فرصت میدهد که برای بازیابی و ترسیم دوباره نقشه راه خود، شتاب کند و محاسبات جدیدتر و عملیتری را برای افزایش بازدارندگی به وجود آورد. حملات ترکیبی و برقآسای ایران به پایگاههای راهبردی امریکا در اردن و امارات، در پاسخ به حملات آن به لارک، نشانهای از افزایش توان پدافندی و آفندی و همچنین آمادگی کامل ایران برای مقابله با هرگونه تجاوز امریکاست. رویترز گزارش داده که حمله امریکا به لارک در شرایطی انجام شد که واشینگتن مدعی بود نیروهای سپاه در حال آمادهسازی پرتابگرهای موشکی و مینگذاری در تنگه هرمز بودند. پس از حمله امریکا، ایران به نیروهای امریکایی در اردن حمله کرد. در واقع، به جز اینکه این حملات ناتوانی امریکا را در بازگشایی تنگه ترسیم میکند، از طرف دیگر اثبات میکند که ایران هر روز بهتر از دیروز، آمادگی و توانمندیهای رزمی را ارتقا داده است. این گزاره در جهت خلاف ادعای امریکا مبنی بر نابودی کامل توان نظامی ایران است که از همان روزهای اول جنگ در اسفندماه، توسط ترامپ مطرح میشد.
در نهایت، در این آزمون امریکا بازنده بود و دستگاه محاسباتی امریکا دوباره با این واقعیت روبهرو شد که ایران در راستای افزایش قدرت نظامی گام برمیدارد و هر چه زمان بگذرد، این توانمندی بیش از گذشته خواهد شد. از این رو، این تصور که حملات به پایگاههای نظامی ایران و محاصره، تا حد زیادی از توان رزمی ایران کاسته و میتواند مقدمات حملات گسترده دیگر را فراهم کند، نمیتواند درست باشد. گاردین میگوید: تنگه هرمز به نقطهای تبدیل شده که هزینههای جنگ را به خود امریکا برمیگرداند. به طوری که واشینگتن برای حفظ کشتیرانی، مجبور به صرف منابع دریایی و نظامی است؛ نیروی دریایی امریکا تحت فشار بودجه و مهمات قرار گرفته و پس از شش ماه، هنوز نتوانسته یک بازگشایی پایدار و بدون تنش در تنگه ایجاد کند.