افشاگری وزارت اطلاعات، توهم توطئه را به حقیقت عیان بدل کرد؛ دیپلماتهای فرانسوی و آلمانی در قرارهای مخفی با برخی سینماگران داخلی حاضر شدند و توافق کردند تا با هزینه آنها فیلم «شوالیه سیاه» در خیابانهای تهران ساخته شود! جوان آنلاین: افشاگری وزارت اطلاعات، توهم توطئه را به حقیقت عیان بدل کرد؛ دیپلماتهای فرانسوی و آلمانی در قرارهای مخفی با برخی سینماگران داخلی حاضر شدند و توافق کردند تا با هزینه آنها فیلم «شوالیه سیاه» در خیابانهای تهران ساخته شود!
دیگر وقت آن رسیده که واژههای «توهم توطئه» را کنار بگذاریم. عملیات هوشمندانه و بهموقع سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات، پرده از یک معادله شوم و کاملاً واقعی برداشت؛ معادلهای که در آن، فرانسه به عنوان یک دولت استعماری، با دو بال «امنیتی- دیپلماتیک» و «فرهنگی- سینمایی» به جان استقلال و امنیت ملی ایران افتاده است. این یک پروژه گسترده، برنامهریزیشده و با امضای مستقیم سفیر سابق فرانسه است که حالا دیگر جزئیات آن برای ملت ایران روشن شده است. ما به عنوان رسانه خط مقدم جبهه فرهنگی، نه با تعارف که با قاطعیت، ابعاد این خیانت را افشا میکنیم. وزارت اطلاعات اعلام کرد که در حین بازداشت دو متهم پرونده نفوذ، دو دیپلمات فرانسوی بهصورت غیرقانونی در محل قرار مخفی متهمین حاضر بودهاند. این یک اقدام جاسوسی آشکار در پوشش مصونیت دیپلماتیک است. فراتر از آن، بررسی اسناد مکشوفه نشان میدهد که «امضای سفیر سابق فرانسه در ایران» پای این قراردادهای شوم وجود دارد. این یعنی جریان نفوذ از لایههای میانی عبور نکرده و مستقیماً از بالاترین سطح سفارت فرانسه در تهران طراحی و هدایت شده است. دولت فرانسه دیگر نمیتواند با شانه خالی کردن از زیر بار این جاسوسی علنی بگریزد؛ چراکه امضای سفیرشان، یک سند قطعی برای محاکمه آنها در محافل بینالمللی است.
اگر فکر میکنید ماجرا به یک پرونده امنیتی ختم میشود، در دام فریبنده عوامل طراح این پروژه افتادهاید؛ چراکه این اتفاق بخشی از یک جریان بسیار عظیمتر است و این پروژه یک شاخه بسیار خطرناک فرهنگی نیز دارد. پروژه سینمایی «شوالیه سیاه» (با نام انحرافی «حکایت شمرون» برای جشنوارههای خارجی) دقیقاً در دل همین توطئه متولد شده است. اسناد فاششده به ما میگوید که حدود ۸۵ درصد از سرمایه این فیلم را دولت فرانسه و مابقی آن را دولت آلمان پرداخت کرده است.
این یعنی یک فیلم که با نام یک «کارگردان ایرانی- فرانسوی» و یک «تهیهکننده داخلی» به نمایش درآمده، در عمل یک فیلم سفارشی دولت فرانسه است. فرانسویها با این سرمایهگذاری کلان، به دنبال روایتسازی مورد نظر خود در دل سینمای ایران بودند و دقیقاً در آستانه حوادث پاییز ۱۴۰۱، فیلمبرداری این پروژه را به پایان رساندند. این یک اقدام هماهنگ فرانسویها برای نفوذ در عمق باورها و فرهنگ مردم ایران است. نگاه به سهم مالی عوامل داخلی این پروژه، فریب بزرگ مافیای فرهنگی غرب را عریان میکند. علی مصفا، به عنوان تهیهکننده و ویترین ایرانی این فیلم، در میان ۴۸۶ هزار یورو سرمایه فرانسوی- آلمانی، تنها ۱،۷۵۰ یورو (حدود ۴ دهم درصد) سهم داشته در مقابل کارگردان فیلم که یک فرد «دو تابعیتی» به نام عماد آلابراهیم دهکردی و مقیم پاریس است و بیشترین سهم را هم داشته است!
این یعنی عاملیت این فیلم (کارگردان) به فرانسه وابستگی کامل دارد و تأمینکننده مالی آن (دولت فرانسه) است؛ پس «تهیهکننده داخلی» تنها یک پوشش برای فریب افکار عمومی و صادرکنندگان مجوز و اخذ پروانه ساخت داخلی بوده است. این همان منطق استعماری قدیمی فرانسه است که با بهرهکشی از برخی مزدوران، میخواهند اراده و فرهنگ ملت و جامعه هدف را به زیر بکشند. این پرونده، دیگر یک اتهام رسانهای نیست؛ یک پرونده باز اطلاعاتی با اسناد و امضای مسلم است، چه اینکه امروز دولت فرانسه، از طریق سفارت خود در تهران و از طریق سرمایهگذاری مستقیم روی پروژههای سینمایی، به دنبال «مهندسی فرهنگی» و نفوذ امنیتی در ایران است.
ضمن قدردانی از اقدام وزارت اطلاعات در برخورد با دیپلماتهای متخلف، لازم است به همه عوامل داخلی که حاضر میشوند با پول استعماری فرانسه و زیر نظر کارگردانان دو تابعیتی فیلم بسازند، هشدار داده شود که ملت مبعوث شده ایران ارزشی برای «شوالیههای مزدور» قائل نیستند و همانطور که اعلام شده، هرگونه تکرار این مداخلهگری، بدون هیچ تعارفی از سوی دستگاههای مسئول با برخورد قاطع و عبرتآموز مواجه میشود.