کد خبر: 1374431
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۰
جعفر صارمی*

جوان آنلاین: تفاهم چهارده‌بندی ایران و امریکا که روز‌های پایانی خرداد امسال منتشر شد، در بند دهم خود به معافیت نفتی ایران اشاره دارد. اما این معافیت که جی‌دی ونس آن را ابزاری برای رصد جریان مالی ایران توصیف کرد، بیش از آنکه امتیاز باشد، تله‌ای برای بازگرداندن نظام فروش نفت به مسیر دلاری است. 

روز‌های پایانی خرداد امسال، متن تفاهم ۱۴ بندی میان ایران و امریکا منتشر شد. این توافق که پس از ماه‌ها جنگ و درگیری در خلیج‌فارس به امضا رسید، در بند دهم خود به معافیت نفتی ایران اشاره داشت. بر این اساس، وزارت خزانه‌داری امریکا موظف شد بلافاصله معافیت‌هایی برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و تمامی خدمات مرتبط از جمله بانکی، بیمه و حمل‌ونقل صادر کند. 

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور امریکا، این معافیت را امتیاز بزرگی برای ایران ندانست و گفت که تحریم‌ها اساساً ناکارآمد بوده و ایران بدون تخفیف نفت زیادی فروخته است. او افزود که تنها دستاورد تحریم‌ها، سوق دادن نظام مالی ایران به بانکداری سایه بوده و حال با لغو محاصره، امریکا می‌تواند جریان مالی ایران را رصد کند. 

اما این خوانش از منظر منافع ملی ایران، تحلیلی ناقص و در حقیقت گمراه‌کننده است. معافیت نفتی امریکا بیش از آنکه امتیاز باشد، تله‌ای برای بازگرداندن فروش نفت به مسیر دلاری و وابسته کردن دوباره ایران به نظام مالی غربی است. 

همان‌طور که تجربه سال‌های گذشته نشان داده، معافیت‌ها ابزار کنترل و نظارت هستند نه تسهیل واقعی. ایران طی چهار سال گذشته با خنثی‌سازی تحریم‌ها فروش نفت را به رکورد‌های شش‌ساله رسانده و با استفاده از زیرساخت‌های مالی جایگزین، شبکه‌ای مستقل از واسطه‌ها و مسیر‌های تسویه‌حساب ساخته است. 

بازگشت داوطلبانه به چارچوب دلاری یعنی دست کشیدن از این دستاورد‌ها و قرار گرفتن مجدد در معرض آسیب‌پذیری‌های ناشی از وابستگی به سوئیفت، نظارت وزارت خزانه‌داری امریکا و ریسک مسدودسازی دارایی‌ها. 

سازوکار فروش نفت پس از تحریم‌ها

پس از خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریم‌های نفتی، نظام فروش نفت ایران دگرگونی عمیقی را تجربه کرد. دولت سیزدهم با استراتژی خنثی‌سازی تحریم توانست نفت را به بازار‌های جدید، به‌ویژه آسیای شرقی، صادر کند. 

این فروش نه از طریق سوئیفت یا با دلار، بلکه با ارز‌های ملی از جمله یوان چین، روپیه هند و ارز‌های دیجیتال صورت گرفت. شبکه‌ای از واسطه‌ها و مینی‌پالایشگاه‌های چینی که در تحلیل‌های غربی به بانکداری سایه تعبیر می‌شوند، زیرساخت این سیستم جایگزین را شکل دادند. 

گزارش فایننشال‌تایمز در فروردین ۱۴۰۳ نشان داد که ایران در سه ماهه نخست آن سال میلادی به طور متوسط یک‌میلیون و ۵۰۰ و ۶۰ هزار بشکه نفت در روز صادر کرده بود که بالاترین رقم از سال ۲۰۱۸ محسوب می‌شد. 

این موفقیت آشکار کرد که نظام مالی جهان دیگر منحصراً به دلار وابسته نیست. ایران با عضویت در سازمان شانگهای و بریکس و تقویت روابط با همسایگان، به تدریج خود را از آسیب‌پذیری ناشی از وابستگی به نظام دلارمحور دور کرد. 

سؤال اصلی این است که آیا ایران باید این مسیر را کنار بگذارد و دوباره به نظام فروش دلاری بازگردد؟ آیا معافیت نفتی واقعاً به نفع ایران است یا ابزاری برای بازگرداندن کنترل واشینگتن بر جریان درآمد‌های نفتی؟

انگیزه امریکا از صدور معافیت

برای فهم انگیزه امریکا، باید به ماهیت بحران تنگه هرمز نگاه کرد. بحرانی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ با شهادت رهبر انقلاب آغاز و به جنگ در خلیج‌فارس تبدیل شد، تهدیدی مستقیم علیه سلطه پترودلاری بود. ایران با اجازه عبور کشتی‌های منتخب به شرط پرداخت هزینه با یوان یا ارز‌های دیجیتال، نشان داد که دلار دیگر تنها واسط تجارت انرژی نیست. این اقدام بیش از یک تاکتیک نظامی، ضربه‌ای استراتژیک به منطق پترودلار بود. 

امریکا در موضع دفاعی قرار گرفت. محاصره دریایی که ترامپ اعلام کرد نتوانست گره را باز کند. محاصره نشان داد که نظام نظامی امریکا بدون پشتیبانی بین‌المللی کافی، قادر به اجرای پایدار ممنوعیت در یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان نیست. تجارت یوانی نفت با چین ادامه داشت و نشان داد که زیرساخت‌های لازم برای تجارت انرژی بدون دلار وجود دارد و در حال تقویت است. 

تفاهمنامه از این منظر نه پیروزی دیپلماتیک برای ایران، بلکه تلاش واشینگتن برای مدیریت عقب‌نشینی است. امریکا با ارائه معافیت تلاش می‌کند ایران را به چارچوب مالی خود بازگرداند و از این طریق بر جریان درآمدها، مقاصد نهایی پول و شبکه خریداران نظارت داشته باشد. 

خود ونس به این هدف اشاره کرد که لغو محاصره به امریکا امکان می‌دهد ببیند سیستم مالی ایران پول را از کجا دریافت و به کجا می‌فرستد. معافیت نه از سر حسن‌نیت، بلکه از محاسبه استراتژیک برای بازیابی کنترل ارائه می‌شود. 

خطر بازگشت به نظام دلاری

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که معافیت‌های نفتی امریکا هرگز دائمی نبوده و همواره ابزار فشار سیاسی باقی مانده‌اند. معافیت‌هایی که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ برای کشور‌های خریدار نفت ایران صادر شد، سریع لغو شدند. حتی در دوران اعتبار معافیت‌ها، مکانیسم‌های بانکی و بیمه‌ای تحت کنترل غرب همچنان محدودیت‌هایی ایجاد می‌کردند که بخشی از درآمد‌ها را در حساب‌های خارجی مسدود نگه می‌داشت. 

بازگشت به فروش دلاری یعنی کنار گذاشتن دستاورد‌های چهار سال اخیر. ایران در این مدت شبکه‌ای از خریداران، واسطه‌ها و مسیر‌های مالی جایگزین ایجاد کرده که از آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌های یک‌جانبه جلوگیری می‌کند. بازگشت به چارچوب دلاری یعنی قرار گرفتن دوباره در معرض نظارت وزارت خزانه‌داری امریکا، ریسک مسدودسازی دارایی‌ها و احتمال قطع دسترسی به سوئیفت. 

امریکا در حال حاضر نه از موضع قدرت، بلکه از موضع ضعف این معافیت را ارائه می‌دهد. بحران تنگه نشان داد سلطه پترودلار شکننده است. چین دیگر نمی‌خواهد تمام مبادلات انرژی را با دلار انجام دهد. عربستان به پروژه‌ام‌بریج پیوسته و خطوط مبادله ارزی با چین برقرار کرده است. زیرساخت‌های مالی جایگزین دلار دیگر صرفاً آزمایش نظری نیستند، بلکه در حال آزمون واقعی در شرایط بحران هستند. 

ضرورت ادامه مسیر استقلال مالی

اگر معافیت نفتی تله است، پس راه‌حل در تقویت همان مسیر‌هایی است که در چهار سال گذشته ایجاد شده‌اند. ایران باید بر استفاده از سیستم‌های پرداخت جایگزین تأکید کند و فروش نفت را بر پایه ارز‌های ملی و ارز‌های دیجیتال ادامه دهد. 

CIPS که از ۲۰۱۵ راه‌اندازی و در سال‌های اخیر گسترش یافته، امکان تسویه‌حساب به یوان را بدون نیاز به سوئیفت یا واسطه‌های بانکی غربی فراهم می‌کند. این سیستم بیش از هزارو ۳۰۰ مؤسسه مالی در بیش از صد کشور را متصل می‌کند و در حال تبدیل شدن به زیرساخت واقعی برای تجارت بین‌المللی بدون دلار است. 

برای ایران، استفاده رسمی از CIPS یعنی قرار گرفتن در شبکه‌ای که تحت کنترل واشینگتن نیست و دارای پشتوانه یکی از بزرگ‌ترین اقتصاد‌های جهان است. ارز‌های دیجیتال که در جریان بحران تنگه به صورت محدود استفاده شدند، شفافیت کمتری برای نظارت غربی دارند و سرعت و انعطاف بیشتری در تسویه‌حساب فراهم می‌کنند. 

محمدباقر قالیباف اعلام کرد که ایران نفت را بیست درصد گران‌تر می‌فروشد. این استراتژی نه تنها به جبران هزینه‌های تحریم کمک می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که ایران دیگر حاضر نیست در قالب قیمت‌گذاری‌های دیکته‌شده عمل کند. 

آنچه در ماه‌های اخیر اتفاق افتاد، صرفاً بحران منطقه‌ای نبود. جهان به دلار پس‌انداز می‌کند، چون نفت با دلار معامله می‌شود. اما این چرخه در حال شکستن است. چین که بیش از چهار برابر امریکا از عربستان نفت می‌خرد، دیگر تمایلی ندارد تمام این تجارت را با دلار انجام دهد. عربستان نیز پس از ضعف امریکا در اجرای محاصره، آینده خود را در ائتلاف با قدرت‌های شرقی می‌بیند. 

ایران در این تحول جایگاه ویژه دارد. کشوری که در سخت‌ترین تحریم‌ها شبکه مبادلات غیردلاری ایجاد کرده، می‌تواند یکی از بازیگران اصلی نظم مالی جدید باشد. عضویت در بریکس، همکاری با سازمان شانگهای، و روابط استراتژیک با چین، روسیه و هند، بخشی از این جایگاه‌یابی هستند. اما برای تثبیت این جایگاه، ایران نباید به تله معافیت نفتی گرفتار شود. 

مذاکره یک روش است و ایران با امریکا نه به‌عنوان دوست، بلکه به‌عنوان دشمنی بدعهد مذاکره می‌کند. اما ضمانت اصلی هر توافقی، نه قطعنامه‌های شورای امنیت که تجربه برجام بی‌اعتباری‌شان را نشان داد، بلکه قدرت میدانی و اقتصادی ایران است. جلوگیری از تله دلاری نه انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورتی راهبردی است. 

ایران می‌تواند از موج تحول نظام مالی جهانی بهره ببرد و جایگاه خود را به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی نظم جدید تثبیت کند. این فرصت تنها زمانی محقق می‌شود که ایران به دستاورد‌های سال‌های اخیر پایبند بماند و از مسیر استقلال مالی عقب‌نشینی نکند. 

* پژوهشگر اقتصادی

برچسب ها: دلار ، بانک ، اقتصاد ، نفت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار