اشتباهات مکرر، اعتماد به فدراسیون فوتبال را خدشهدار کرده است؛ اشتباهات بحثبرانگیزی که هیچگاه توضیح قانعکنندهای برای آن داده نشد جوان آنلاین:اشتباهات مکرر، اعتماد به فدراسیون فوتبال را خدشهدار کرده است؛ اشتباهات بحثبرانگیزی که هیچگاه توضیح قانعکنندهای برای آن داده نشد. چه در ماجرای انتخاب نماینده سوم ایران برای معرفی بهایافسی، چه در مورد اعتراض مس رفسنجان و عدم حضورش در پلیآف و چه در خصوص تیم ملی که فرصت صعود از مرحله گروهی جام جهانی را از دست داد. اتفاقات متعددی که انتقادهای زیادی را به دنبال داشت و امیررضا واعظ آشتیانی، کارشناس مدیریت فوتبال ایران، یکیک آنها را نتیجه اعتماد به مدیریتی میداند که سالها پیش امتحان خود را پس داده بود، اما به کمک سازمانهای غیرفوتبالی بار دیگر فوتبال ایران را قبضه کرد تا اوضاع امروز تا این اندازه بغرنج باشد. آنقدر که بعد از برگزاری مراسم قرعهکشی لیگ بیست و ششم، بسیاری بر این باورند که فدراسیون برای برگزاری لیگ پیش رو نیز هیچ برنامهای ندارد؛ نگاهی که نشان از بیاعتمادی افکار عمومی به فدراسیون فوتبال دارد.
در هفتههای اخیر، اشکالات و ایرادهای زیادی متوجه فدراسیون فوتبال بوده است؛ از عملکرد تیم ملی در جام جهانی گرفته تا ماجرای معرفی نماینده ایران بهایافسی که حاشیههای فراوانی را رقم زد و حتی پرونده پلیآف نفت آبادان (تیم سوم لیگ یک) و مس رفسنجان، قعرنشین لیگ برتر.
دوران مدیریت تاج، دوران بحران و ناکارآمدی بوده و خروجی قابلقبولی از این مدیریت به دست نیامده است. آقایان با کمک سازمانهای غیررسمی و مجمع ناکارآمد، صرفاً توانستند این فدراسیون را قبضه خود نگهدارند و مقصر اصلی این وضعیت هم مجمع ناکارآمد است و بس.
این حجم از اشتباهات طبیعی است یا حاصل نوع مدیریت فعلی فدراسیون؟
چهار سال قبل به همین مورد اشاره کردم. گفتم تاج میخواهد برگردد که چه گلی به سر این فوتبال بزند، وقتی وضعیت فوتبال کشور محصول نابسامانیهای دوران خود اوست. وقتی فدراسیون نیاز به جراحی دارد، چطور میشود آن را به دست یک جراح ناشی داد که پیشتر امتحان خود را پس داده است؟ وقتی چنین اشتباهی میکنیم، باید هم چنین نتیجهای بگیریم. اتفاقات امروز کاملاً قابلپیشبینی بود؛ آن هم از رفتنمان به جام جهانی. بهترین فرصت را برای تحقیر ترامپ داشتیم؛ از دست دادیم. درست زمانی که میتوانستیم با کسب حداقل دو برد از گروه صعود کنیم، نتوانستیم. تنها دورهای بود که از هر گروه سه تیم صعود میکرد، اما توان آن را هم نداشتیم و بعد هم مدام به مردم آدرس غلط دادیم. تمام این مسائل نتیجه ناکارآمدی فدراسیونی است که بیهنری در کارها جزو افتخاراتش محسوب میشود.
یعنی مشکل اول، انتخاب تاج امتحانپسداده بود؟
درست است. مشکل انتخاب فردی است که آگاهی لازم را در حوزه مدیریت ندارد و صرفاً تلاش میکند با لابیگری حرکت کند. متأسفانه فراکسیون ورزش مجلس هم تحت تأثیر این مسائل است، بهطوریکه شنیده میشود عضو فراکسیون مجلس مربی معرفی میکند. وقتی فراکسیونی که باید حق ورزش را بستاند، خودش با فدراسیون بدهبستان دارد، دیگر چه انتظاری میتوان داشت؟ گویی سفرهای پهن است که هرکس دنبال برداشتن لقمهای از آن است.
همزمان با مسائل مربوط به تیم ملی، معرفی گلگهر سیرجان به عنوان نماینده ایران بهایافسی هم اوضاع را به هم ریخت، چرا که فدراسیون تصمیم به برگزاری تورنمنتی سهجانبه گرفته بود، اما برخلاف نتیجه بهدستآمده، دبیرکل فدراسیون نام تیمی دیگر را رد کرده بود، آن هم مدتها قبل از برگزاری تورنمنت.
شما مطمئن باشید که هدایت ممبینی خودش به تنهایی چنین تصمیمی را نگرفته است. ممبینی یکی از افرادی بود که برای بازگشت تاج کمک زیادی کرد. سؤال این است که او با چه سابقه اجرایی دبیرکل فدراسیون شد؟ دبیرکل باید فردی پخته و آگاه به مسائل فنی و مدیریتی باشد، اما با چنین انتخابهایی باید هم منتظر چنین اتفاقاتی باشیم. هرچند، مگر میشود دبیرکل خودسرانه تصمیم بگیرد؟ اما اگر بدون اطلاع دیگر اعضای فدراسیون هم این تصمیم را گرفته باشد، وای به حال فدراسیونی که رئیساش نداند دبیرکلاش چنین کاری میکند. هرچند که به اعتقاد من، آنها برای سرپوش گذاشتن روی ضعفهای مدیریتی خود، حاضرند حتی نیروی خودشان را هم قربانی کنند.
در چنین شرایطی، همه انتظار برخورد جدی با مسببان این ماجرا را داشتند، اما در عین ناباوری گفته شد که کارگروهی برای بررسی این موضوع تشکیل شده است. آیا این نحوه برخورد، فرار به جلو نیست و باعث سلب اعتماد مردم نمیشود؟
عدم اعتماد مردم موضوع تازهای نیست. سالهاست که مردم، کارشناسان و صاحبنظران نسبت به عملکرد این فدراسیون نگاه مثبتی ندارند. آزمون و خطا و رفتارهای ناکارآمد جزو برنامههای آنها شده است. اینها همه چیز را به تمسخر گرفتهاند و فکر میکنند جامعه کارشناسی چنین حرفهایی را باور میکند، درحالیکه اینطور نیست.
یعنی تا زمانی که مدیریت در فدراسیون تغییر نکند، نمیتوان امیدی به تغییر اوضاع داشت؟
دقیقاً. این واقعیتی است که شما از عملکرد فدراسیون میبینید. مردم شاهد هستند. تا زمانی که این مدیریت با این شرایط و این فضا در فوتبال ایران حضور داشته باشد، شما هیچگونه پیشرفت و توسعهای را شاهد نخواهید بود. اینها نه مدیریت میدانند، نه مفاهیم را و نه حتی هدف را. اینها هنوز با مفاهیمی که برای پیشرفت یک سازمان وجود دارد، بیگانه هستند و صرفاً کار را به دست چند نفر از اطرافیان خود دادهاند، بدون اینکه توجهی به لزوم ارزیابی در حوزههای مختلف داشته باشند. به همین دلیل هیچگونه خردهای نمیتوان به شرایط گرفت، چرا که آنچه امروز ما میبینیم، ساخته و پرداخته همین تفکرات است و صدالبته نتیجه تصمیم مجمع بیخاصیتی که حاضر نیست یک جلسه فوقالعاده بگذارد برای بررسی اوضاع و مؤاخذه مسببان شرایط فعلی فوتبال ایران.
فکر میکنید بیتفاوتی مجمع باعث بدتر شدن اوضاع شده؟
بله. چرا نباید کسانی که فوتبال ایران را به این روز انداختهاند، مورد مؤاخذه قرار بگیرند؟ آقایان برای خود جزیرهای درست کردهاند و در خیالات خود به سر میبرند. گویی اینها برای یک مملکت دیگر هستند و تازه منت هم سر مردم و فوتبال کشور دارند. به همین دلیل هم هست که اینها هرگز دنبال افراد قوی نمیگردند که عیبهایشان را بازگو نکنند و صرفاً دست روی افراد ضعیفتر از خود میگذارند. همین مسئله باعث میشود که یک تشکیلات به هیچ هدف و سرانجام مثبتی نرسد، اما درعینحال آقایان با وجود آنکه میدانند موفقیتی کسب نکردهاند، مدام به تعریف و تمجید از عملکرد خود میپردازند. نتیجه این نوع نگاه مدیریتی این میشود که اعضای تیم ملی، از بازیکنان گرفته تا سرمربی، به جای عذرخواهی از مردم بابت عدم کسب برد و عدم صعود از مرحله گروهی، با خودشیفتگی تمام خواهان ساختن مجسمههایشان میشوند. این صرفاً نتیجه مدیریت فدراسیون است.