تساوی بدون گل برابر چین در دومین دیدار، خدشهای به جایگاه امیدهای ایران در صدر جدول گروه B وارد نکرد. با وجود این نکات حائز اهمیتی را در پی داشت. مسائلی که بیتوجهی به آن هم کار صعود به عنوان صدرنشین را دشوار میکند و هم در ادامه میتواند عبدی و شاگردانش را به دردسر بیندازد جوان آنلاین: تساوی بدون گل برابر چین در دومین دیدار، خدشهای به جایگاه امیدهای ایران در صدر جدول گروه B وارد نکرد. با وجود این نکات حائز اهمیتی را در پی داشت. مسائلی که بیتوجهی به آن هم کار صعود به عنوان صدرنشین را دشوار میکند و هم در ادامه میتواند عبدی و شاگردانش را به دردسر بیندازد.
مصاف با چین به مراتب آزمونی دشوارتر از بازی با امارات بود، به طوری که اگرچه ایران به لحاظ آماری مالکیت توپ و میدان را در اختیار داشت، اما این مالکیت به برتری کیفی در یکسوم هجومی حریف تبدیل نشد، چراکه چینیها فضا را در اختیار داشتند و با یک دفاع فشرده و انتقال مستقیم، عملاً مهمترین بخش بازی شاگردان عبدی را خنثی کرده و اجازه ندادند ایران اهداف هجومی خود را در زمین بازی به نمایش بگذارد، به طوری که در طول بازی امیدهای فوتبال ایران از ۱۱ شوتی که به سمت دروازه حریف روانه کردند تنها یکی در چارچوب بود و بس!
البته چین هم مجموعاً چهار شوت و صرفاً یک شوت در چارچوب داشت، اما مسئله این بود که ایران در بازی با امارات (نیمه دوم) هجومیتر ظاهر شده بود، ولی در این بازی مقهور دفاع چندلایه چین شد و نتوانست راهی برای ایجاد شکاف در این دفاع پیدا کند، آن هم در شرایطی که نیمه نخست، بیشتر بازی در زمین چین بود، اما حریف ساختار دفاعی خود را حفظ کرد، چراکه مالکیت ایران بیشتر افقی بود و کمخطر!
بیشک وقتی تیمی مقابل بلوک دفاعی فشرده حریف قرار میگیرد، صرفاً گردش توپ کارساز نیست و باید با پاسهای عمقی بین مدافعان و هافبکها، حرکت مهاجمان یا هافبکها بین خطوط و مجبور کردن مدافع حریف به جابهجایی یا تغییر سریع جهت بازی برای ایجاد دو به یک در کنارهها، ساختار دفاعی حریف را شکست یا نهایتاً متزلزل کرد. مسئله حائز اهمیتی که ایران در اجرای آن چندان موفق نبود و به همین دلیل بخش قابل توجهی از حملات انجام شده به شوت از پشت محوطه جریمه ختم شد. شوتهایی که ۱۰ مورد آن اصلاً در چارچوب نبود که بخواهد نگرانی برای چینیها ایجاد کند.
مسئله دیگر ضربه نهایی بود. شاگردان عبدی با وجود دفاع چندلایه حریف بارها خود را به زمین حریف رساندند، اما در گرفتن تصمیم نهایی و زدن ضربه آخر کیفیت لازم را نداشتند. ایران در مصاف با چین تیم صاحب توپ و گاهی هم صاحب موقعیت بود، اما نه از امتیاز اولی بهرهای برد و نه دومی که کمتر پیش آمد. در حالی که برابر دیوار چین، بازیکن صاحب توپ باید مدافع را یا دریبل کند یا وادار به تصمیم یا در نهایت با پاس یک ضرب یا حتی حرکت بدون توپ او را پشت سر بگذارد. اما کاری که امیدهای فوتبال ایران انجام میدادند چرخاندن مداوم توپ در مقابل خط دفاعی بود. اقدامی که این اجازه را به چین میداد که شکل دفاعی خود را حفظ کند و راههای نفوذ حریف را ببندد. در واقع شاگردان عبدی دست خود را برای حریف رو کرده بودند و چین هم کاملاً نقطه ضعف ایران در این مدل حمله را پیدا کرده بود، به همین دلیل هیچ علاقهای به رقابت برای گرفتن مالکیت توپ و میدان نداشت. آنها ترجیح میدادند نظارهگر بازی با توپ ایران باشند و در لحظه مناسب با ایجاد انتقال همان توپ ضدحمله بزنند. مسئلهای که در آغاز نیمه دوم دو، سه مرتبه پشت سرهم دروازه خلیفه را به مخاطره انداخت که با واکنش خوب این دروازهبان، ایران از دریافت گل برخلاف روند بازی جان سالم به در برد.
امیدهای ایران برای گلزنی و باز کردن راهی به دیوار چین جلو میکشیدند، اما در عین حال پشت سر توپ، فضای بیشتری به چین میدادند و چه بسا اگر خلیفه نبود، ایران صدر جدول را از دست داده بود. در چنین شرایطی، تعویضها (سحرخیزان و کسری طاهری) نیز بیشتر برای تغییر انرژی حمله بود تا تغییر ساختار، در حالی که مسئله ساختار حمله بود، نه شهرآبادی و قلیزاده، به همین دلیل معاملهگری که برای باز کردن دروازه حریف مدام به شوتزنی متوسل میشد. ایران حتی در بازپسگیری توپ از حریف هم موفق بود، اما در طراحی حمله نه، به همین دلیل دو امتیاز باارزش برابر چین را از دست داد و حالا برای صعود به عنوان صدرنشین چارهای جز برتری برابر کرهشمالی که از دو بازی تنها یک امتیاز گرفته، ندارد.