اگر اشتباه محاسباتی «دونالد ترامپ» پس از دو بار تکرار برایش عبرت نشود، پاسخ ایران بسیار دردناک و فراتر از تصور خواهد بود و میتواند بازار انرژی در جهان را به شکل برگشتناپذیر تغییر دهد. جوان آنلاین: آمریکا پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، اقدامات تجاوزکارانه متعددی را انجام داده است. ترامپ که پیشتر با حمله به ونزوئلا توانست این کشور را در چند ساعت فلج کند، با همین تصور به ایران حمله کرد؛ اما نتیجهای که از این اقدامات بهدست آورد، چیزی جز شکست برای واشنگتن نبود.
به گزارش دفاع پرس، ارتش تروریستی آمریکا در حمله به ایران خسارتهای قابل توجهی وارد کرد، اما ایران با حملات متقابل به منافع نظامی آمریکا در منطقه، بخشهایی از زیرساختهای این کشور را عملاً از کار انداخت؛ تا جایی که برخی پایگاههای آمریکا در منطقه تقریباً بلااستفاده شدهاند.
این وضعیت در حالی است که آمریکا در دو جنگ بزرگ قرن بیستویکم، یعنی افغانستان و عراق، نیز نتوانست دستاوردی پایدار بهدست آورد؛ ناکامیهایی که در ادامه به شکستهای این کشور در عراق و افغانستان اشاره میکنیم.
نتایج و دستاوردهای حمله آمریکا به افغانستان
سابقه جنگافروزی آمریکا محدود به ایران نیست؛ این کشور در سال ۲۰۰۱ به افغانستان و در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و با وجود تصرف سرزمینی، به دستاورد قابل قبولی نرسید. در سال ۲۰۰۱، ارتش تروریستی آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلوی تجارت جهانی، افغانستان را هدف قرار داد و مدعی بود که طالبان و القاعده را ریشهکن خواهد کرد؛ اما نتایج بهدستآمده فاصله چشمگیری با واقعیت داشت.
اگر بخواهیم نتایج حمله آمریکا به افغانستان را دسته بندی کنیم به نتایج زیر میتوانیم اشاره کنیم:
-افزایش تولید خشخاش در افغانستان و گسترش افراط گرایی در این کشور.
-روی کار آمدن دولت طالبان بعد از ۲۰ سال در این کشور. شایان ذکر است که در زمان حمله به افغانستان هم دولت طالبان بر سر کار بود و هزینه دو تریلیون دلاری آمریکا در افغانستان نتیجه جز تغییر حکومت طالبان با حکومت طالبان پس از ۲۰ سال نداشت.
-فرار نظامیان آمریکایی از افغانستان و برجای گذاشتن بیش از ۸۰ میلیارد دلار تجهیزات نظامی در این کشور (تسلیحات و تجهیزاتی که با پول مالیات مردم آمریکا تهیه شده بود و اکنون همه آنها در اختیار دولت طالبان است).
-گسترش درگیریها و تنشهای مرزی با کشورهای همسایه در سایه حضور اشغالگران آمریکایی در دو دهه اخیر
-التهاب و تنش در مرزهای کشورهای همسایه با افغانستان در اثر وجود گروهکهای تروریستی در خاک افغانستان؛ از جمله در کشورهای پاکستان و ایران
-فقیرتر شدن مردم افغانستان و فرار از این کشور در دو دهه اخیر و گسترش فساد و تبعیض در افغانستان در سایه حضور ۲۰ ساله اشغالگران در این کشور
-کشته شدن بیش از دو هزار نظامی آمریکایی در عراق در اثر حمله مستقیم نیروهای طالبان و یا بمبهای رود ساید (بمبهای کنار جادهای)
بهنظر میرسد آمریکا در افغانستان نهتنها به دستاوردی نرسید، بلکه این لشکرکشی با پیامدهایی همچون گسترش افراطگرایی و تداوم بیثباتی همراه شد و نتیجهای جز هزینههای سنگین برای این کشور نداشت. روزنامه نیویورکتایمز در شماره ۲۹ دسامبر ۲۰۱۹ در گزارشی بودجه مصرفشده آمریکا طی ۱۹ سال حضور در افغانستان را بررسی کرده است.
بر اساس این گزارش، حدود ۲ تریلیون دلار صرف این حضور شده و در این مدت ۲۴۰۰ سرباز آمریکایی و ۳۸ هزار شهروند افغانستان کشته شدهاند. با وجود این هزینهها، حاصل حضور آمریکا در افغانستان چیزی جز گسترش نفوذ طالبان در بخشهای بیشتری از کشور، فقدان توسعه اقتصادی و تداوم تبدیل افغانستان به یکی از بزرگترین منابع جمعیت آواره و مهاجر در جهان نبوده است.
نتایج و پیامدهای حمله آمریکا به عراق
آمریکا پس از پایان جنگ افغانستان، بدون دستیابی به نتیجهای قابل قبول، وارد جنگ عراق شد. جورج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا، با ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و با هدف کشورگشایی و بهرهبرداری از منابع این کشور، در مارس ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد.
این حمله نیز جز تصرف خاک و کشتار مردم عراق دستاوردی برای آمریکا نداشت و رخدادهای فاجعهآمیزی را رقم زد. از نگاه تحلیلگران سیاسی آمریکایی، مجموعهای از پیامدهای نامطلوب این حمله به شرح زیر قابل اشاره است:
-کشتار و تجاوز به مردم بی گناه عراق و نابودی زیرساختهای اساسی این کشور.
-به غارت بردن منابع نفتی عراق و تسلط گسترده شرکتهای آمریکایی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر چاههای نفتی این کشور.
-گسترش افراط گرایی و رشد گروههای سلفی و تکفیری در این کشور همچون «داعش» و «القاعده» در استانهایی همچون استان «الانبار»، «نینوا» و «صلاح الدین» در غرب و شرق عراق.
- سقوط دولت ضد ایرانی صدام و روی کار آمدن یک دولت همپیمان با ایران.
-عدم وجود امنیت برای پرسنل دیپلماتیک و نظامی آمریکا در منطقه سبز بغداد و مورد اصابت قرار گرفتن منطقه سبز توسط نیروهای مقاومت.
-شلیک روزانه موشک و پهپاد به مراکز نظامی و دیپلماتیک آمریکایی در جنگ ۴۰ روزه.
-کشته شدن بیش از ۴ هزار سرباز آمریکایی در جنگ عراق و هزینه کرد بیش از ۴ تریلیون دلار در این کشور از آغاز جنگ عراق تاکنون.
-تخلیه پایگاههای آمریکایی در عراق با حضور بسیار کمرنگ در این پایگاهها توسط نیروهای آمریکایی از جمله پایگاه نظامی «ویکتوریا» که تقریبا با کمترین پرسنل مشغول فعالیت است.
پایان توهم اشغال ایران
آمریکا با وجود این نتایج خجالتآور در افغانستان و عراق، همچنان در توهم شکست دادن ایران به سر میبرد؛ در حالیکه نیروهای مسلح کشور در اوج آمادگی هستند و با اتکا به دهها هزار موشک، پهپاد و تجهیزات ویژه، توان دفاعی قابلاتکایی دارند.
ایران امروز دارای حدود ۳۰ میلیون جانفدا و دهها هزار نیروی آماده در ارتش، سپاه و بسیج است که در صورت نبرد زمینی، توان حفاظت مؤثر از کشور را دارند.
همچنین نیروهای مسلح ایران دارای سلاحهایی هستند که دشمنان را میتواند بسیار غافلگیر کرده و زیر ساختهای آنها را به شدت مورد اصابت قرار دهد. ایران امروز نهتنها دارای هزاران هزار فروند موشک بالستیک با بردهای مختلف (کوتاه، متوسط و بلندبرد) از جمله خانوادههای «قدر»، «عماد»، «سجیل»، «خیبرشکن» و «حاج قاسم» است، بلکه با توسعه نسل جدید موشکهای هایپرسونیک (فراصوت) مانند «فتاح» و «فتاح ۲» و موشکهای کروز پیشرفته با قابلیت مانورپذیری بالا در فاز نهایی و رهگیریگریزی، معادلات دفاعی دشمن را بهطور کامل برهم زده است.
علاوه بر موشکها، ناوگان پهپادی ایران شامل پهپادهای انتحاری سری «شاهد (مانند شاهد ۱۳۶ و ۱۳۱)»، پهپادهای شناسایی-رزمی «مهاجر-۶» و «کمان-۲۲» و پهپادهای پیشرفتهتری مانند «شاهد-۱۹۱» که توانایی انجام حملات هماهنگ، پیچیده و اشباعکننده (Swarm Attacks) را دارند، بهعنوان یک نیروی ضربت استراتژیک و بازدارنده عمل میکند.
دکترین نظامی ایران بر پایه شلیک انبوه، همزمان و از محورهای متعدد طراحی شده است؛ به این معنا که در صورت بروز هرگونه تهدید جدی، صدها موشک و پهپاد بهطور همزمان از نقاط مختلف جغرافیایی، شامل شهرهای موشکی زیرزمینی و پایگاههای مخفی و با مسیرهای پروازی متفاوت و غیرقابل پیشبینی به سمت اهداف از پیش تعیینشده شلیک خواهند شد.