کد خبر: 1380092
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۰
رسانه‌های برون‌مرزی ایران چگونه روایت مسلط رسانه‌های غربی در جنگ را می‌شکنند؟
ض حالا که دیگر نبرد‌های سیاسی و امنیتی فقط در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند و بخش مهمی از موازنه قدرت در عرصه ادراک، تصویرسازی و تولید معنا شکل می‌گیرد

جوان آنلاین: حالا که دیگر نبرد‌های سیاسی و امنیتی فقط در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند و بخش مهمی از موازنه قدرت در عرصه ادراک، تصویرسازی و تولید معنا شکل می‌گیرد، مسئله نسبت میان «واقعیت» و «روایت» به یکی از بنیادی‌ترین موضوعات مطالعات رسانه بدل شده است. در چنین فضایی، رسانه‌هایی که بیرون از مدار رسمی قدرت در غرب، عمل می‌کنند، بیش از دیگران در معرض برچسب‌هایی قرار می‌گیرند که رایج‌ترین آنها «پروپاگاندا» ست. این برچسب، در بسیاری از مواقع ابزاری برای بی‌اعتبارسازی رقیب و محروم‌کردن او از حق روایت است. 

به تازگی انتشار مقاله‌ای با عنوان «پیروزی ساختگی جمهوری اسلامی: وقتی پروپاگاندا با واقعیت روبه‌رو می‌شود» به قلم الکساندر لورس سعی دارد با ترسیم یک سناریوی فرضی از جنگی ویرانگر در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) چنین القا کند که ایران با وجود تحمل خسارت‌های بسیار گسترده در حوزه زیرساخت، توان نظامی و صادرات نفت، از طریق شبکه‌های رسانه‌ای برون‌مرزی خود و به‌طور خاص پرس تی‌وی، روایتی تصنعی از پیروزی ساخته و آن را به افکار عمومی عرضه کرده است. در چهارچوب مقاله لورس، پرس تی‌وی یک رسانه حرفه‌ای نیست و به‌عنوان ابزاری برای پوشاندن واقعیت و تبدیل شکست به پیروزی معرفی می‌شود. 
با این‌حال، پیش از آنکه چنین داوری‌ای بررسی شود، لازم است جایگاه حرفه‌ای و تخصصی نویسنده این ادعا نیز مورد توجه قرار گیرد. بررسی سوابق الکساندر لورس نشان می‌دهد که او در زمره پژوهشگران دانشگاهی حوزه ارتباطات، روابط بین‌الملل یا مطالعات امنیتی قرار ندارد. داده‌های موجود در پروفایل حرفه‌ای او در لینکدین و مطالب منتشرشده از او نشان می‌دهد که تمرکز اصلی فعالیتش بر بازاریابی دیجیتال، فناوری‌های مالی، بلاک‌چین و بازار دارایی‌های رمزنگاری‌شده بوده است. همچنین مواضع علنی او در شبکه‌های اجتماعی، بیانگر گرایش روشن سیاسی و همدلی او با جریان اپوزیسیون سلطنت‌طلب ایران است. از این‌رو، مقاله او را نمی‌توان متنی خنثی، بی‌طرف و برآمده از تخصص آکادمیک در حوزه رسانه دانست بلکه باید آن را متنی سیاسی با پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک مشخص تلقی کرد. 
ادعای محوری لورس آن است که ایران، با وجود تحمل ضربات سنگین به زیرساخت‌هایش، نابودشدن ناوگان دریایی آن و افتی بیش از ۹۰ درصدی در صادرات نفت از جزیره خارگ، از طریق شبکه‌هایی، چون پرس تی‌وی تصویری خلاف واقع از وضعیت خود عرضه کرده است. 
طبق این ادعا گویی رسانه‌های جریان اصلی غرب بازتاب‌دهنده ناب واقعیت‌اند و هر رسانه‌ای که قرائتی متفاوت ارائه کند، لاجرم وارد قلمرو پروپاگاندا شده است. اطلاق عنوان «پروپاگاندا» به پرس تی‌وی بیشتر به واکنشی سیاسی شبیه است که در برابر رسانه‌های موازنه‌ساز شکل می‌گیرد. در تاریخ رسانه، هرگاه یک رسانه خارج از شبکه قدرت مسلط غربی توانسته روایت رسمی را به چالش بکشد، بلافاصله با اتهام‌هایی از این دست روبه‌رو شده است. 
اگر معیار قضاوت، اصول مدیریت رسانه و روزنامه‌نگاری حرفه‌ای باشد و سازمان‌های خبری را بر پایه شاخص‌هایی، چون تنوع منبع، استفاده از اسناد دست اول، اتکا به تصاویر میدانی، حضور خبرنگار در صحنه، امکان تقاطع دیدگاه‌ها و قابلیت تحلیل‌محوربودن ارزیابی کنیم، پرس تی‌وی رسانه‌ای شناخته می‌شود اصول حرفه‌ای رسانه را برای نمایاندن دیدگاهی مستقل از روایت جریان رسانه‌ای عبری- غربی دنبال می‌کند. 
برای فهم بهتر این تفاوت، می‌توان به نحوه پوشش بحران‌ها در پرس تی‌وی و رسانه‌های جریان اصلی غرب نگاه کرد. در بسیاری از بحران‌های نظامی، رسانه‌های بزرگ غربی با زبانی عمل می‌کنند که در آن حمله پیش‌دستانه، بازدارندگی، دفاع مشروع و جراحی دقیق اهداف نظامی به‌عنوان چهارچوب‌های مسلط برجسته می‌شوند. چنین چهارچوبی به‌طور ضمنی تحریم، عملیات نظامی و فشار ساختاری را مشروع جلوه می‌دهد و خسارت‌های انسانی واردشده به طرف مقابل را به حاشیه می‌راند. 
اما تمرکز پرس تی‌وی بر ریشه‌های بحران، آثار انسانی تحریم، نسبت اقدامات نظامی با حقوق بین‌الملل و بازتاب‌دادن تجربه زیسته قربانیان حملات به طور مشخص امریکا و رژیم صهیونیستی است. اگر رسانه‌های جریان اصلی، هدف قرارگرفتن یک زیرساخت را با عباراتی، چون «اصابت دقیق» یا «انهدام هدف راهبردی» بازنمایی کنند، پرس تی‌وی می‌کوشد با پخش تصاویر صحنه، گفت‌و‌گو با شاهدان عینی و استناد به مستندات حقوقی، سویه انسانی همان رخداد را نیز مرئی سازد. این شبکه در چنین موقعیتی به بازنمایی شهادت غیرنظامیان ایرانی، کودکان مدرسه میناب، مردم عادی حاضر در یک مراسم سنتی عروسی و نیز حمله به محلی در مجاورت بیمارستان محل درمان کودکان و بزرگ‌سالان سرطانی می‌پردازد و از سوی دیگر، برخلاف ادعا‌های ترامپ توفیقات نیروی دریایی ایران در شکار اهداف پیچیده امریکایی، کنترل تنگه هرمز و تأثیر این استقامت و اقتدار چندین‌ماهه در خلیج‌فارس و تنگه هرمز را نشان می‌دهد تا افکار عمومی دنیا خود قضاوت کند که توان دفاعی ایران در چه شرایطی است. 
نکته مهم‌تر آن است که پرس تی‌وی برای نقد روایت مسلط، فقط به منابع رسمی داخلی تکیه نمی‌کند. این شبکه بار‌ها برای اثبات تناقض‌های موجود در گفتمان رقیب، به گفته‌ها و اعترافات تحلیلگران و نهاد‌های غربی استناد کرده است. ارجاع به مطالب منتشرشده در نشریاتی مانند اکونومیست و فارن افرز، یا استفاده از تحلیل‌های موجود در اندیشکده‌هایی نظیر بروکینگز، رند، چتم‌هاوس و شورای روابط خارجی امریکا بخشی از همین راهبرد است. این شیوه را می‌توان نوعی بازپس‌گیری مرجعیت اسناد دانست؛ راهبردی که در آن یک رسانه برای بی‌اعتبار کردن روایت طرف مقابل، از داده‌ها و اعترافات برخاسته از همان اردوگاه بهره می‌گیرد. چنین رویکردی، به‌ویژه برای مخاطب غربی یا منطقه‌ای، اهمیت فراوان دارد زیرا او را با شکاف‌ها و تناقض‌های درونی گفتار و تضاد‌های رفتاری غربی مواجه می‌کند. 
در موقعیت‌هایی که جنگ روانی با شایعه، شوک، اغراق، تکرار و تصویرسازی فاجعه‌آمیز همراه می‌شود، رسانه‌ای که بتواند از فروپاشی ذهنی مخاطب جلوگیری کند، عملاً وارد قلمرو مدیریت بحران شده است. در چنین شرایطی، پافشاری بر استقامت مردمی، تأکید بر بازدارندگی و نشان‌دادن واقعیت‌ها و شواهد عینی و ملموس این نکته که جامعه ایرانی دچار فروپاشی نشده، واکنشی ضروری به جنگ شناختی تمام‌عیار امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر اساس اصول مدیریت رسانه است. 
در همین چهارچوب، گزارش‌های میدانی از بازارها، مراکز هنری و فرهنگی، سینماها، تفریح‌گاه‌ها و زندگی روزمره شهری، معنایی فراتر از خبررسانی ساده پیدا می‌کند. از خلال همین بازنمایی است که تصویری متفاوت از ایران ساخته می‌شود. تصویری که با برداشت رسانه‌های غربی و با سناریوی مطلوب کسانی، چون لورس تطابق ندارد و نشان‌دهنده آن است که رسانه‌های برون‌مرزی ایران توانسته‌اند ابتکار عمل روایی را از دست انحصارگران بیرون آورند. 
نکته دیگری که نباید از آن غافل شد، شرایط نابرابر گردش اطلاعات در محیط بین‌المللی است. هنگامی که برخی سازمان‌های به‌اصطلاح بین‌المللی دسترسی به شواهد خسارت‌ها و ضربات واردشده به پایگاه‌های امریکا در منطقه را محدود می‌کنند و سوگیری آشکار به‌نفع واشنگتن از خود نشان می‌دهند، رسانه‌ای مانند پرس تی‌وی مجرایی برای عبور آن بخش از واقعیت است که در نظام رسمی توزیع خبر، مجال ظهور پیدا نمی‌کند. 
وجه مهم دیگر عملکرد پرس تی‌وی، دادن تریبون به صدا‌هایی است که در رسانه‌های وابسته غرب کمتر امکان حضور دارند. این شبکه در سال‌های مختلف کوشیده است فعالان ضدجنگ، اندیشمندان ضدامپریالیست، حقوق‌دانان منتقد، و چهره‌های وابسته به جنبش‌های مدنی در امریکای شمالی و اروپا را به صحنه گفت‌و‌گو وارد کند. پیونددادن صدای مقاومت منطقه‌ای با صدا‌های عدالت‌خواه جهانی، یکی از مؤثرترین وجوه کنش رسانه‌ای پرس تی‌وی بوده است. 
حتی حجم حملات رسانه‌ای و سیاسی علیه پرس‌تی‌وی نیز خود واجد معناست. تلاش‌های مکرر در طول سالیان متمادی برای حذف این شبکه از ماهواره‌ها، بستن یا محدودکردن صفحات رسمی آن در شبکه‌های اجتماعی، و تولید سلسله‌ای از مقالات و یادداشت‌ها علیه اعتبار حرفه‌ای آن، به‌سختی می‌تواند فقط واکنشی به یک رسانه بی‌اثر باشد. در منطق رقابت رسانه‌ای، این سطح از حساسیت معمولاً زمانی پدید می‌آید که یک بازیگر توانسته باشد به‌طور واقعی نظم تک‌صدایی را مختل کند. 
تمام این عوامل نشان می‌دهد که جریان رسانه‌ای در غرب دست به تلاشی گسترده جهت سلب اعتبار از رسانه‌های غیر همسو با جریان فکری خودش گرفته تا تنها یک روایت از محور مقاومت به جهان مخابره کند و تا الان رسانه‌هایی مثل پرس تی‌وی به خوبی مقابل این دیکتاتوری خبری و رسانه‌ای ایستاده‌اند.

برچسب ها: رسانه ، فرهنگ ، هنر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار