کد خبر: 1371841
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
1 جنگ عملاً تمام شده است و هرچه از این پس می‌بینیم حتی تبادل آتش گاه‌به‌گاه عملاً «جنگ روانی» است!
غلامرضا صادقیان | سردبیر

جوان آنلاین: تنگه‌هرمز حتی به‌تنهایی- نه همراه با باب‌المندب و چه‌بسا سوئز که اخیراً حادثه‌دار شد! - یک اتوبان یا گذرگاه ساده نیست که بتوان آن را به آسانی جایگزین کرد. ولی می‌بینیم برخی تحلیلگران در داخل اخیراً تلاش می‌کنند نشان دهند که با ادامه‌ی بسته‌ماندن تنگه هرمز از ارزش آن کاسته می‌شود، و مدعی می‌شوند ارزش واقعی تنگه به فزونی رفت‌و‌آمد در آن است و اگر تنگه دیرزمانی بسته بماند، دیگران راه‌های جایگزین پیدا می‌کنند. حتی برخی مسئولان نیز در مقاطعی چنین گفتند، بدون اینکه توضیح دهند اگر تنگه مانند شنبه‌بازار‌ها پررونق باشد ولی رونقی برای ایران نداشته باشد و اتفاقاً آن بازبودن و پررفت‌و‌آمدبودن، تلخندی علیه ایران بشود، ایران برای این زیان چه جایگزینی دارد؟! بنگرید که در کوتاه‌مدت، تنگه تقریباً هیچ جایگزینی ندارد. در میان‌مدت، فقط بخشی از صادرات قابل انتقال است؛ و در بلندمدت، ممکن است سرمایه‌گذاری‌های جدید انجام شود که هرچه باشد، نباید اثر سیاسی امروز را با ظرفیت اقتصادی چند دهه بعد مقایسه کرد. 
مسئولان ما باید ارزش تنگه را از «عبور نفت» به «حق وتوی ژئوپلیتیکی» ارتقا دهند. ارزش یک گلوگاه ژئوپلیتیکی بیشتر از آن‌که تابع حجم عبور باشد، به قدرت ایجاد عدم‌قطعیت وابسته است. مثلاً کانال سوئز، باب‌المندب و برخی دیگر از گذرگاه‌ها سال‌ها بدون بحران کار می‌کنند، ولی کافی است احتمال اختلال ایجاد شود تا ببینید چه بر سر بیمه‌ی کشتی‌ها، قرارداد‌های آتی، هزینه‌ی حمل، ریسک سرمایه‌گذاری و مانند آن می‌آید. ارزش واقعی تنگه‌های راهبردی جبهه مقاومت، اکنون دیگر در تعداد کشتی‌هایی که از آن عبور می‌کنند یا آنچه عبور می‌دهند نیست، بلکه در تعداد تصمیم‌هایی است که می‌تواند در پایتخت‌های جهان تغییر دهد. هرمز و باب زمانی اهمیت خود را نشان می‌دهند که جهان ناچار شود رفتار خود را با احتمال بسته‌ماندن آنها تنظیم کند. 
نباید ساده از کنار این مهم گذشت که این تنگه‌ها و دارایی‌هایشان در یک چرخه‌ی تکاملی میلیون‌ها سال تاریخ زمین‌شناسی، باارزش شده‌اند و این چیزی نیست که در یک جنگ کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت به راحتی نقش آن کمرنگ شود. در تحلیل‌ها دیدم که یک کارشناس ریسک‌های ژئوپلیتیک درباره رخداد یک بندر در مصر گفته است «اکنون کنترل جنگ در دست ایران است. هرگز قرار نبود این جنگ شش ماه طول بکشد یا اقتصاد جهانی را تا این اندازه در معرض خطر قرار دهد. اگر ایران تصمیم بگیرد قدرت خود را به نمایش بگذارد یا فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد، ترامپ هیچ توانایی برای متوقف کردن آن نخواهد داشت. نتیجه این نبرد از همین حالا مشخص شده و جنگ عملاً پایان یافته است». درست است جنگ عملاً تمام شده است و هرچه از این پس می‌بینیم حتی تبادل آتش گاه‌به‌گاه، عملاً «جنگ روانی» است!
نخستین و مهم‌ترین نکته این است که واقعیت عینی تردد دریایی، به‌وضوح حکایت از بسته‌بودن مؤثر تنگه دارد، نه بازبودن آن. ترابری دریایی در تنگه هرمز پنج ماه است که مسدود شده است. بله، ترامپ و امریکا خلاف این را می‌گویند و اتفاقاً ادعای مکرر دشمن که تنگه هرمز «به روی تردد کشتی‌های تجاری باز است»، دقیقاً استدلالی است که نشان می‌دهد اگر تنگه واقعاً بی‌اهمیت بود، امریکا نیازی به تکرار این ادعای خلاف‌واقع نداشت، ائتلاف دریایی، اسکورت نفتکش، ناو هواپیمابر، و اطلاعیه‌های روزانه لازم نبود! پس این حجم واکنش‌ها نشان‌دهنده‌ی چیست؟!
 اصرار بر دروغ بازبودن تنگه، خود گواهی بر اهمیت حیاتی آن است زیرا واشینگتن به‌خوبی می‌داند که نمی‌تواند به افکارعمومی جهان بگوید تنگه بی‌اهمیت شد ولی نفت همچنان بحران دارد! و از طرفی می‌داند پذیرش عمومی بسته‌بودن تنگه، به‌معنای پذیرش شکست راهبردی و تثبیت اهرم فشار ایران خواهد بود. 
برخی دیگر استدلال می‌کنند که اهمیت تنگه کم شد زیرا نفت را دیگر آنچنان که باید گران نمی‌کند. این استدلال‌ها می‌گوید موج اول جنگ نفت را به ۱۲۰ دلار رساند، اما در دور اخیر قیمت فقط تا ۱۰۰ دلار بالا رفت و سپس به زیر ۹۰ دلار بازگشت؛ و علت را در کاهش تقاضای چین، رشد خودرو‌های برقی، کاهش فعالیت صنعتی و استفاده از ذخایر راهبردی می‌داند. این استدلال دچار خطای راهبردی است، زیرا قیمت نفت همین حالا حدود ۹۲ دلار گزارش شده که با وجود کاهش نسبی، همچنان سطحی بالاست و نشان‌دهنده‌ی تداوم فشار بر بازار‌های جهانی است. دیگر آنکه اثرگذاری تنگه هرمز را نمی‌توان فقط به قیمت نفت تقلیل داد. درباره کود و آلومینیوم و محصولات دیگر و در کل، قفل‌شدن چرخه حیاتی بسیاری از نیاز‌های منطقه و جهان بسیار گفته شده است. 
پس اینکه بگوییم استفاده‌ی مکرر و نامحدود از اهرم تنگه، کارایی آن را فرسایش می‌دهد، چون در «بلندمدت» زیان‌دیدگان را به فکر ایجاد مسیر‌های جایگزین می‌برد، خطای محاسباتی بزرگی در «میان‌مدت» جنگ جاری است. فرسایش اهرم، فرایندی تدریجی و زمان‌بر است، در حالی که جنگ کنونی در مقیاس ماه‌ها تعریف می‌شود، نه دهه‌ها. در همین بازه، امریکا ناچار شده بخشی از توان نظامی و سیاسی خود را صرف مسئله‌ای کند که پیش از جنگ تا این اندازه در مرکز توجه قرار نداشت. گفته می‌شود ۷۰ درصد نفت کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس به این‌راحتی (یعنی هرگز) نمی‌تواند جایگزین تنگه را پیدا کند. وانگهی آن کس که تنگه را اهرم کرده است، می‌تواند جایگزین‌های تنگه را نیز از انتفاع بیندازد!
آنچه اهمیتش روزبه‌روز کمتر می‌شود، قدرت و موقعیت و حیثیت امریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای اوست، نه قدرت و موقعیت تنگه‌ها. امریکا نشان داده که توان تغییر وضعیت تنگه هرمز را ندارد، همچنان‌که توان تغییر تسلط یمن بر باب را نداشت. از طرفی هرچقدر بیشتر در اطراف تنگه‌هرمز ناو بیاورد و بماند، باید از حضور در مناطق دیگر جهان کم کند، و این یعنی ادامه‌ی جنگ برای امریکا هزینه‌ی جهانی ایجاد می‌کند. فقط بنگرید که سعودی یک دهه پیش ائتلافی جهانی شکل داد تا یمن را فتح یا به‌کلی سرکوب کند و حالا ائتلافی جهانی با کمک امریکا شکل داده است تا خود را از سرکوب و محاصره‌ی یمنی‌ها نجات دهد!
پس نباید تا این حد درباره‌ی تنگه‌ها با ابراز نگرانی از کاسته‌شدن اهمیت آنها در جنگ روانی دشمن شریک شد. پنج ماه ناتوانی در بازکردن تنگه‌هرمز، بار‌ها استمداد از کشور‌های جهان برای همکاری در گشودن تنگه، تهدید‌های زیرساختی بدون عمل (زیرا ایران متقابلاً زیرساخت‌های منطقه را هدف قرار می‌دهد) و اضافه‌شدن تنگه‌های دیگر به ماجرا که مسئله را دشوارتر می‌کند، دلیل کافی بر اهمیت بسته‌ماندن تنگه‌ها نیست؟! 
اهمیت تنگه با بسته‌ماندن آن کم نمی‌شود بلکه دقیقاً با بسته‌ماندن «مؤثر» آن است که اهمیتش آشکار می‌شود. مؤثر هم یعنی دیگر نباید اجازه داد با پیشنهاد مذاکره، تنگه‌ها باز و بسته شود. اتفاقاً اگر تاکنون بسته‌ماندن تنگه نفت را دچار انفجار قیمت نکرده است، علاوه‌بر دلایل دیگر، یکی همین بازو بسته‌شدن گهگاهی است. 
ادعای کاهش اهمیت، یا از سر غفلت از تفاوت افق‌های زمانی است، یا تلاشی برای مدیریت ادراک عمومی در شرایطی که واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید. بنابراین بهتر است مسئولان کشور فریب دعوی تکراری این روز‌های تحلیلگران فضای مجازی را نخورند و خودشان هم به آن دامن نزنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار