کشور اوکراین، سالها است درگیر جنگی فرسایشی با روسیه شده که برآمده از طمع پیوستن به ناتو از راه پادویی و بهرهگیری از شکاف بین روسیه و دولتهای غربی میباشد. کشور اوکراین، سالها است درگیر جنگی فرسایشی با روسیه شده که برآمده از طمع پیوستن به ناتو از راه پادویی و بهرهگیری از شکاف بین روسیه و دولتهای غربی میباشد.
البته دولتهای غربی هم با سیاستبازی و نگاهی کاسبکارانه و حداکثر نژادپرستانه به حمایت از اوکراین در برابر روسیه پرداخته و تسلیحات و مهمات جنگی قدیمی و اضافی خود را روانه اوکراین کردهاند تا در روند وابستهسازی ارتش این کشور به غرب و همچنین سرگرمسازی و فرسایش قدرت رقیب راهبردی خود یعنی روسیه با عاملی نیابتی مثل اوکراین مصرف شود.
در این میان، به قدرت رسیدن ترامپ در امریکا و چالشهای ناشی از سیاستهای او مثل کاهش کمکهای امریکا به ناتو و تلاش برای پایان دادن به جنگ اوکراین- روسیه، اوکراین را در مخمصه چگونگی جنگی قرار داده که کاملاً متکی به حمایت و پشتیبانی دولتهای غربی شروع شده و ادامه یافته است.
حملات امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران که موجب شده است جنگ اوکراین اولویت خود را برای دریافت سلاحهای امریکایی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از طریق کشورهای عضو ناتو از دست بدهد، به وحشت و نگرانی دولت غربگرای اوکراین دامن زده و آن را برای انطباق با شرایط جدید و حتی فرصتسازی از آن به دست و پا انداخته است.
تلاش اوکراین برای نزدیکشدن به کشورهای عربی درگیر در جنگ و تبلیغ سامانههای پدافندی ضد پهپادی و حتی اعزام تیمهای فنی نظامی به این کشورها برای مقابله با تهاجم پهپادهای ایرانی، سابقه سیاهی از فرصتطلبی برای باند نازیهای حاکم بر اوکراین رقم زد و اشراری که ایران را متهم به ارسال سلاح برای روسیه میکردند، در جبهه امریکایی- صهیونیستی حضور یافته و به طمع سرکیسه کردن کشورهای عربی، خوشخدمتی به امریکا را شریک جنایت علیه ایران شدند.
انهدام پایگاههای محل حضور تیمهای فنی و سامانههای پدافندی ضد پهپاد اوکراینی در کشورهای عربی که با تلفات سنگین همراه بود، بیاعتباری ادعای سازندگان و خطرپذیری این حضور کاسبکارانه و احمقانه را برملا ساخت و نقشه طراحان آن را بر باد فنا داد.
اما کاسبان بهفلاکتافتاده حاکم بر اوکراین که گویا معتاد طمعورزی و اشتباهات راهبردی شدهاند و برای دستیابی به اهداف توهمی دست به هر ریسکی میزنند، در شرایطی که امریکاییها در جنگ علیه ایران با چالشهای اساسی مواجه هستند، در روزهای گذشته دست به چند شرارت برای خوشخدمتی به امریکا زدند که در آستانه سفر زلنسکی، رئیسجمهور آنها، به امریکا و دیدار با ترامپ انجام شد. این اقدامات شرورانه عبارت بودند از:
۱- حمله به یک کشتی تجاری ایرانی در آبهای خزر با توجیه اشتباه گرفتن با کشتی روسی
۲- حمله به پایگاههای نظامی عربستان سعودی و یک ترمینال بندری و تجاری در مصر
۳- انجام دور جدیدی از حملات سنگین پهپادی علیه روسیه
جالب اینکه زلنسکی در سفر به امریکا و دیدار با ترامپ پشت درهای بسته که قبل از دیدار سرکرده رژیم صهیونیستی انجام شد، هیچ کنفرانس خبری نداشت و البته پیش از آن، فلاکت و درماندگی اوکراین در جنگ با روسیه را با تأکید بر کمبود مهمات سامانههای پدافندی اعلام داشته بود.
به نظر میرسد دولت غربگرای حاکم بر اوکراین با تصور خوشخدمتی به ترامپ و نتانیاهو، خطر چند عملیات را برای اعلام آمادگی ایفای نقش در عرصه انجام عملیات پرچمهای دروغین و همچنین عملیات نیابتی مستقیم و پادویی برای امریکا و رژیم صهیونیستی پذیرفته تا توجه ترامپ و نتانیاهو را جلب کرده و زمینه تغییر در وضعیت فرسایشی جنگ خود با روسیه را فراهم آورد.
عدم دیدار زلنسکی با نتانیاهو با وجود فرصت و اشتیاق و ذوقزدگی معمول برای این دیدارها، نشانه دیگری برای ردگم کردن در شرارت نیابتی برای عملیات پرچمهای دروغین به حساب میآید که پیش از این، صهیونیستها انحصار آن را در منطقه داشتند. این عملیات اوکراین علیه عربستان و مصر، زمینه عملیات مشترک امریکا و عربستان را علیه نیروهای حشدالشعبی عراق فراهم کرد و تردید در مصریها علیه مقاومت اسلامی را برانگیخت که البته سود آن را امریکا و اسرائیل جنایتکار میبرند. اوکراینیها عملیات آشکار در خزر را به بهانه اشتباه و دنبالنکردن توسعه تنش توجیه کردند، اما توجیه آنها برای حمله به مصر و عربستان سعودی چه خواهد بود؟ که علاوه بر خسارت به این دو کشور، زمینه حملات جنایتکارانه امریکا علیه عراق را هم فراهم کرده است. شاید برای امریکا و اسرائیل پذیرفتنی باشد، اما آن روز که لو برود و ابعاد خبیثانه آن آشکار شود، سابقهای سیاه برای اوکراین و تمامی حامیان خارجی آن خواهد بود و سند اثبات ماهیت نازیستی آنها به حساب آمده و در تاریخ خواهد ماند.