انجام دو بازی دوستانه و در پیش بودن فیفادی ماه سپتامبر، دوباره بازیکنان تیم ملی فوتبال را دور هم جمع کرده است جوان آنلاین: انجام دو بازی دوستانه و در پیش بودن فیفادی ماه سپتامبر، دوباره بازیکنان تیم ملی فوتبال را دور هم جمع کرده است. پس از اتمام جام جهانی و ناکامی تیم ملی کشورمان در صعود به دور بعدی این مسابقات، برگزاری بازی دوستانه با ازبکستان و روسیه آغاز مسیر آمادهسازی تیم ملی برای حضور در جام ملتهای ۲۰۲۷ است. با این حال لیست بازیکنان دعوتشده به اردو آبپاکی را روی دست همه ریخت و بار دیگر به همه اعلام کرد منتظر جوانگرایی نباشید! البته استفاده از بازیکنان تکراری و مسن در فوتبال ملی ما مسبوق به سابقه است و سرمربیان قبل از امیر قلعهنویی نیز جرئت ریسک و میدان دادن به جوانها در میادین بزرگ را نداشتند. ولی وعده قلعهنویی و تأکید او بر بحث «جوانگرایی» حساسیتها روی این موضوع را افزایش داده است.
نفرات تکراری
پس از جام جهانی ۲۰۲۶ تا چشم بر هم بزنیم زمستان از راه خواهد رسید و تیم ملی جام ملتهای آسیا را پیش رو خواهد داشت. مصاف با ازبکها و روسها پیشدرآمد آمادهسازی شاگردان قلعهنویی است. کادر فنی در لیست اول خود نام بازیکنان لیگ برتری را اعلام کرد و حضور نامهای تکراری انتقادبرانگیز شد. صالح حردانی، رامین رضاییان، آریا یوسفی، علیرضا بیرانوند، پیام نیازمند، احسان حاجصفی و شجاع خلیلزاده، مهمترین نفراتی هستند که باز هم در لیست تیم ملی قرار گرفته و به نظر میرسد سرمربی همچنان تأکید زیادی روی استفاده از این بازیکنان دارد. غیبت حسین کنعانیزادگان و روزبه چشمی هم به دلیل مصدومیت آنها بوده و الا آنها نیز احتمالاً در جمع بازیکنان پا به سن گذاشته تیم ملی را در دو بازی دوستانه همراهی میکردند.
اهمیت میانگین سنی
اگرچه سن یک عدد است و فوتبالیستی مثل کریستیانو رونالدو ثابت کردهاند در ۴۰ سالگی هم میتوان درخشید و گلزنی کرد. اما رونالدو یکی از استثناهای فوتبال دنیاست و به هیچ وجه نباید شرایط فیزیکی و آمادگی او را به همه بازیکنان تعمیم داد. استفاده از بازیکنان زیر ۲۰سال و توجه باشگاههای مطرح جهان به پرورش نیروهای تازهنفس در آکادمیهای خود، اهمیت سن و سال در مستطیل سبز را ثابت میکند. امروزه در بالاترین سطح فوتبال، بازیکنان جوان ستارههای تیمهای ملی هستند و مربیان مطرح دنیا از جوانان خود در جام جهانی استفاده میکنند.
این اصل حرفهای، اما جایی در فوتبال ملی ما ندارد. هرچند شرایط و امکانات تیم ملی ایران قابل قیاس با برترین تیمهای دنیا نیست، اما برای پیشرفت و قرار گرفتن در بین بهترینهای جهان، میتوان مسیری که آنها طی کرده و به موفقیت رسیدند را الگو قرار داد. از طرفی در همین قاره آسیا نیز بسیاری از رقبا برنامههای خود را حول محور جوانگرایی پیش برده و ضمن پشتوانهسازی قوی، به اهداف بزرگی رسیدهاند. در لیست اخیر تعداد بازیکنان بالای ۲۵ سال تیم ملی همچنان بالاست؛ حاجصفی ۳۶ سال، بیرانوند ۳۳ سال، رضاییان ۳۶ سال، خلیلزاده ۳۷ سال و نورافکن ۲۹ سال. در بین معروفترین لژیونرهای این روزهای فوتبال ما مهدی طارمی هم ۳۴ ساله است. میانگین سنی تیم ملی در جام جهانی ۳/۳۰ سال بود و کادر فنی این میانگین را به ۵/۲۸ رسانده است. قلعهنویی تنها به چند بازیکن جوان اعتماد کرده؛ محمودی ۲۰ ساله، زارع ۲۳ ساله، یوسفی ۲۴ ساله، سورگی ۲۴ ساله و فلاح ۲۵ ساله. با این حال باز هم تعداد پا به سن گذاشتهها توی ذوق میزند. دعوت نمایشی جوانها و پس از آن حذف از ترکیب نهایی یا نیمکتنشینی آنها هیچ سودی برای تیم ملی نخواهد داشت.
ترس و تفکر غیرحرفهای
با اینکه در جام جهانی به هدفمان نرسیدیم و خبری از میدان دادن به جوانها نشد، اما تیم ملی باز هم با همان دستفرمان به مسیرش ادامه خواهد داد و کادر فنی عزمی برای تغییر تفکر خود ندارد. طبیعتاً برای حضور در رویدادهای مهم و بینالمللی، چون جام جهانی و جام ملتها، نمیتوان به یکبار ترکیب و شالوده اصلی تیم ملی را دگرگون ساخت و بدون برنامه و هدف به جوانهای کمتجربه میدان داد. دعوت از نفرات تازهنفس، پدیدههای جوان و استعدادهای لیگ، قدم اول جوانگرایی است. بازیهای تدارکاتی و فیفادیها فرصت خوبی است تا همین جوانهای کمسنوسال میدان ببینند و آبدیده شوند.
برای این کار ابتدا باید دیدگاه کلی فوتبال ایران تغییر کند و پس از آن سرمربی تیم ملی با حمایت فدراسیون، وعدهای که برای جوانگرایی داده را به مرحله اجرا در بیاورد. ولی ترس از شکست، رویارویی با منتقدان و خراب شدن رزومه کاری، مهمترین عواملی هستند که جرئت ریسک کردن را از قلعهنویی و سرمربیان قبلی گرفته است. در حالی که جام جهانی اخیر بار دیگر ثابت کرد ستارههای جوان توانایی تغییر سرنوشت تیمهای کشورشان در بزرگترین آوردگاه فوتبال دنیا را دارند.
زنگ خطر
با رویهای که امیر قلعهنویی داشته و ابقای او در سمت سرمربیگری تیم ملی، به این زودیها نباید منتظر پایین آمدن میانگین سنی تیم کشورمان باشیم. اینکه هنوز شجاع خلیلزاده و رضاییان محبوبترین مدافع تیم ملی هستند زنگ خطری است جدی برای فوتبال ملی. منکر عملکرد خوب رامین رضاییان در جام جهانی نیستیم، اما رقابت بر سر اهداف، برنامهریزی و تلاش تیمهای ملی است. در جام جهانی اخیر باز هم نتوانستیم طلسم راهیابی به دور بعدی این رقابتها را بشکنیم و این خودش به منزله شکست است. با اینکه پس از حذف و بازگشت تیم ملی، امیر قلعهنویی و فدراسیون، با آب و تاب از دستاوردهای تیم ملی گفتند ولی واقعیت قابل انکار نیست.
زمان زیادی تا جام ملتها باقی نمانده و خیلی زود باید به جنگ رقبای آسیایی برویم. شکی نیست که در این جام باز هم شالوده اصلی تیم را همان نفرات محبوب همیشگی تشکیل خواهند داد. ولی در جام جهانی ۲۰۳۰ هم میتوان با این بازیکنان به میدان رفت؟ البته در فوتبال بیدروپیکر و بیسروسامان ما، خندهدار است از حالا در مورد چهار سال دیگر حرف بزنیم و در این رشته اکثراً نوک بینیشان را میبینند و به فکر حفظ جایگاهشان هستند. زنگ خطر مدتهاست به صدا درآمده و فقط فدراسیون و کادر فنی است که آن را نشنیده. دود پافشاری بر مواضع قبلی و اصرار بر استفاده از مهرههای امتحانپسداده به چشم تیم ملی خواهد رفت. درست است که سطح بازیهای لیگ برتر تعریفی ندارد ولی اگر سرمربی و دستیارانش بازیهای لیگ را زیر نظر بگیرند، قطعاً بازیکنان جوانی هستند که جایگزین مسنها شود. وقتی قرار است صعود به جام جهانی در حد قهرمانی جهان بزرگنمایی شود، بهتر است با جوانها حذف شویم نه پا به سن گذاشتهها.