امریکا در برابر حملات مؤثر ایران و با در نظر گرفتن پیامدهای تشدید افزایش قیمت نفت، سناریوی جدیدی را بر مبنای تجربههای پیشین خود آغاز کرد. در این سناریوی جدید، ترامپ در نقش یک تهدیدکننده، در کنار تهدیدات تکراری، اعلام کرد که گوه کلنگ را که به ادعای وی مرتبط با برنامه هستهای است، بمباران خواهد کرد. او بدون اشاره به تمایل ذاتی امریکا برای تداوم مذاکره با ایران، آن را خواست ایران دانست و تنها روی موضوع تهدید و هشدار علیه ایران متمرکز شد. به موازات این اظهارات، وزیر خارجه امریکا در موضعی متناقض مدعی شد: «امریکا همواره برای یک راهحل دیپلماتیک آماده است. ما چندین بار با ایران تلاش کردیم و به تلاش خود ادامه خواهیم داد. خوشحال خواهیم شد که ببینیم آن در باز میشود.» وی توپ را به زمین ایران انداخت و با مقصرنمایی از ایران ادامه داد: «اگر آنها جدی باشند، ما هم جدی هستیم. اگر نباشند، ما هر کاری که لازم باشد برای محافظت از منافع خود و همچنین منافع متحدانمان انجام خواهیم داد.»
این اظهارات در میانه گمانهزنیها درباره طرح آتشبس ارائهشده ۱۰ روزه از سوی میانجیها مطرح میشود. طرحی که به نظر میرسد امریکا از یک سو از آن حمایت میکند و از سوی دیگر، تلاش میکند با برخی اقدامات خود آن را به طور نمادین رد یا تضعیف نماید.
بر اساس این سناریو، امریکا با افزایش فشار بر ایران از طریق تهدیدهای فزاینده و تداوم حملات روزانه، در پی ایجاد شرایطی برای ارائه و پیشبرد چارچوب تفاهم موردنظر خود است. تفاهمی که طبیعتاً نسبت به گذشته، با امتیازات بسیار محدودتر یا در حد صفر برای طرف مقابل، میتواند در جهت بهبود شرایط امریکا و متحدانش طراحی شود و همچنین بهعنوان مبنای مسیر مذاکرات آینده قرار گیرد.
ادعاهای پوچ روبیو علیه ایران در حالی تکرار میشود که امریکا به ترتیب با زیر پا گذاشتن بندهای تفاهمنامه، از آتشافروزی علیه لبنان تا حملات مکرر به جنوب ایران، عملاً تفاهمنامه را به یک کاغذ باطله مبدل کرد. به دنبال آن، امریکا مرحله دوم جنگ را با احتساب اینکه هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و زیستی ایران میتواند مقدمات هدف غایی آن یعنی تسلیم ایران را محقق کند، آغاز کرد. صرفنظر از اینکه هزینههایی که طبق برآوردهای خود متحمل میشود، در معادلات جنگ چقدر تأثیرگذار است. بر خلاف این محاسبات، ایران در مرحله دوم جنگ، علاوه بر حمله به پایگاههای امریکایی در حاشیه خلیج فارس و ضربه به منافع غیرنظامی آن مانند شرکتهای تجاری، پایگاههای امریکا در اردن را زیر حملات موشکی خود قرار داد. در معادلات جدید، مقاومت یمن نیز تلاش کرد با ایجاد محاصره برای عربستان، متغیر دیگری را در برابر حمایتهای کشورهای خلیج فارس از حملات امریکا وارد جنگ کند.
در حملات اخیر، اهداف راهبردی ایران شامل تأسیسات کلیدی نظامی و پشتیبانی امریکا در چندین کشور بوده است: پایگاه ناوگان پنجم و سوله شناورهای بدونسرنشین در بحرین، سامانههای هدایت پهپادها و انبارهای شرکتهای پشتیبان ارتش امریکا در کویت، کنسولگری و فرودگاه اربیل (با احتمال انهدام سامانه پاتریوت) در عراق، و همچنین باند اصلی، آشیانه بالگردها و بهویژه یک سامانه ضدپهپاد در پایگاه شاهزاده حسن در اردن.
نکته حائز اهمیت که منجر به تغییر رفتار امریکا و درخواست مذاکره شده، این است که شیوه عملیات ایران در مقایسه با مرحله اول، علاوه بر گسترش ابعاد هدفگیری، دارای نفوذ بیشتری بوده است. به گفته کارشناسان، تعداد پرتابهای پهپادی و موشکی ایران نسبت به جنگ رمضان کاهش داشته، اما نرخ اصابتهای موفق همچنان بالا مانده و سکوت طرف مقابل گواه شرایط دشوار آنهاست. دستیابی به اصابتهای دقیق با شلیک کمتر در مدت کوتاه پس از جنگ رمضان، نشاندهنده بهبود چشمگیر دقت و شناسایی هدف، بهویژه با تکیه بر تصاویر ماهوارهای، در عملکرد نیروهای موشکی و پهپادی کشور است. علاوه بر این، حملات ایران به کشتیهای متخلف و تداوم بسته بودن تنگه هرمز، قیمت نفت را تا مرز ۹۷ دلار در هر بشکه افزایش داده و این امر بار دیگر پیامدهای افزایش قیمت انرژی را برای امریکا و اقتصاد جهانی بازتعریف کرده است. موضوعی که خود عاملی مضاعف برای تشدید فشار بر کاخ سفید و تغییر محاسبات واشینگتن به شمار میرود.
همچنین اقدامات ایران حاوی پیامی روشن است که برخلاف خواست علنی امریکا مبنی بر متعهد شدن تهران به باز نگه داشتن تنگه هرمز، ایران همچنان بر راهبرد خود برای مدیریت و حتی بسته نگه داشتن این تنگه مهم و حیاتی اصرار دارد. در همین راستا، امریکا برای جلوگیری از افزایش فشارها بر کاخ سفید، تلاش کرده است تا بازی تهدید در ازای درخواست مذاکره را پیش بگیرد، به این امید که ایران ناچار شود تفاهمنامهای ضعیفتر و بینتیجهتر از توافق با پاکستان را بپذیرد. با توجه به آنچه گفته شد، امریکا با آغاز این بازی مذاکراتی، در پی آن است که ذیل فشارهای فزاینده از سوی ترامپ، بخشی از بار انتقادات داخلی و بینالمللی را از دوش خود بردارد و فضای تهدید را به سمت دیپلماسی ظاهری هدایت کند، هرچند که ایران تاکنون نشان داده با پذیرش شروط تحمیلی، از اهداف راهبردی خود عقبنشینی نخواهد کرد. در واقع، امریکا در میدان به مخمصه افتاده و با روایتسازی دروغ، دنبال مذاکره و عبور از بحران خودساخته است.