درست در روزهایی که فشار اقتصادی باعث شده مردم مدام برای انجام خریدهای ضروری حساب بانکی خود را چک و دو دو تا، چهارتا کنند درست در روزهایی که فشار اقتصادی باعث شده مردم مدام برای انجام خریدهای ضروری حساب بانکی خود را چک و دو دو تا، چهارتا کنند، مرور اخبار فصل نقلوانتقالات فوتبال ایران هرکسی را به مرز جنون میرساند. اخباری که حکایت از ردوبدل شدن ارقام نجومی و افسارگسیخته دارد. اعداد و ارقامی درشت و غیرقابل تصور که رسماً دهنکجی به مردمی است که این روزها زیر فشارهای موجود با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند.
سالهاست که بحث دیگر نه رقابت که صرفاً چشموهمچشمی است و قدرتنمایی، اما از جیب مردم، چراکه عمده باشگاههای فوتبال ایران یا دولتی هستند، یا صنعتی (که این مورد نیز جزئی از بدنه دولت حساب میشود)، یا وابسته به شرکتها، کنسرسیوم بانکی و مجموعههایی که عملاً سرمایههایشان در نهایت به منابع عمومی و بیتالمال گره خورده است. در اصل، برخلاف تمام دنیا، باشگاههای فوتبال در ایران هیچ درآمد پایداری، نه از فروش برند تجاری خود دارند، نه از حق پخش واقعی و نه حتی از فروش گسترده بلیت. همین مسئله باعث شده همواره دستشان برای ارتزاق در جیب ملت باشد. اما این مسئله باعث نشده آقایان دستبهعصا حرکت کنند، برعکس با وقاحت تمام هر اندازه که بتوانند از این سفره برمیدارند! البته تعجبی هم ندارد، وقتی اکثر آنها که پای کار هستند تنها هنرشان خرج کردن از جیب ملت است، باید هم انتظار این افسارگسیختگی مالی را داشت. آقایان مثلاً مدیر که هیچ چیز از مدیریت، بهخصوص مدیریت اقتصادی نمیدانند، جز اضافه کردن صفر مقابل رقم قراردادها، نه قرار است از جیب خود تاوان بدهند و نه حتی بازخواستی شوند بابت حیفومیلهای انجام شده. در چنین شرایطی چرا باید در رقابت ناسالم با همتایان خود در سایر باشگاهها (شما بخوانید چشموهمچشمی) کم بیاورند؛ همین مسئله باعث شده افزایش افسارگسیخته رقم قراردادها رخ دهد.
بسیاری این داستان را نتیجه حضور پررنگ دلالها در فوتبال میدانند. مسئلهای که البته نمیتوان منکر آن شد، اما وجود دلالها نمیتواند سهم مدیران ناکارآمد و چشمان بسته بالادستیها، بهخصوص نهادهای نظارتی را کمرنگ کند. تکلیف دلالجماعت هم که مشخص است و کمتر کسی است که نداند این جماعت عادت دارند گنجشک را رنگ کنند و جای قناری بفروشند. اما آنها که با قیافههای حقبهجانب سمت مدیریت میگیرند با کدام عقل و منطقی حاضر به پرداخت ۱۰۰، ۱۳۰، ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ میلیارد تومان پول بیزبان مملکت به بازیکنی میشوند که هیچ قابلیت حائز اهمیت یا شاخصه قابلتوجهی نسبت به سایرین ندارد، اما چند ساعت چانهزنی میتواند منجر به عقد قراردادهایی چنان نجومی شود که بسیاری از مردم حتی در خواب و خیال خود هم نمیبینند.
صدالبته که گردش مالی فوتبال در دنیا هم بالاست، اما در تمام دنیا بازیکنان براساس شاخصههای فنی که دارند قیمتگذاری میشوند، اما اینجا اوضاع کاملاً متفاوت است، یعنی یک بازیکن یا حتی مربی میتواند بدون کسب عنوان قهرمانی، موفقیت چشمگیر در آسیا و حتی رضایت عمومی در مذاکراتی که با باشگاههای متعدد انجام میدهد، به رقم درشت و فضایی که در ذهن خود دارد، برسد و اتفاقاً هم طلبکار باشد و هم منت آن را بر سر فوتبال و هوادارانش بگذارد. روندی که طی سالهای اخیر باشگاههای فوتبال ایران را به ابربدهکارانی تبدیل کرده که بیشک خیلی زود چنان زمینگیر خواهند شد که با هیچ تلاشی نمیتوان آنها را از جایشان بلند کرد.
اما سؤال اینجاست که دیگر چه اتفاقی باید رخ دهد تا نهادهای نظارتی وارد عمل شوند و خرخره فوتبال را از دست این منفعتطلبان نجات دهند؟ یعنی مطرح شدن ارقام چندصدمیلیاردی این روزها صرفاً اصحاب رسانه و مردم را میچزاند که صدایی از هیچ مقام و مسئولی برای پایان دادن به این وقاحت مالی در نمیآید؟ چقدر دیگر زمان لازم است تا پرونده ریختوپاشهای مالی فوتبال به صورت جدی مورد بررسی قرار بگیرد و دست دلالها، مدیران نالایق و حتی بازیکنان زیادهخواهی که هیچ بار فنی هم ندارند از این رشته کوتاه شود؟
بیتردید شفافسازی منابع مالی باشگاهها، رقم قرارداد بازیکنان و مربیان و حسابرسی دقیق و برخورد با مدیران بیکفایتی که بانیان این چرخه معیوب هستند، صرفاً مطالبه اصحاب رسانه نیست و خواست مردم و حتی یک ضرورت ملی است.