آیتالله العظمی محمدتقی بهجت(ره) میفرمودند: اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آنها نماز است که بهواسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقق مى شود، کار تمام است! جوان آنلاین: آیتالله العظمی محمدتقی بهجت (ره) از جمله عرفایی است که نمازهای پر سوزوگداز و عارفانه ایشان در یاد و خاطره بسیاری از مؤمنان جاودانه است. از پر تکرارترین تذکراتی که از این عارف بالله به یادگار مانده، تذکراتی در باب نماز است؛ چراکه ایشان معتقد بود اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آنها نماز است. در گزارش پیشرو تذکراتی از آیتالله بهجت (ره) را در باب نماز مرور کردهایم. کتاب نخست که در این گزارش بهعنوان «منبع الف»به آن اشاره میشود کتاب «نکتههای ناب از آیتالله العظمی بهجت (ره)» اثر رضا باقی از انتشارات «زائر آستان قدس» است و کتاب دوم که از آن بهعنوان «منبع ب» یاد خواهد شد «جرعه وصال» اثر انتشارات «مسجد و حسینیه الزهرا (س)» میباشد. امید است که مقبول افتد.
از همه چیز لذیذتر
همین نماز را که ما با تهدید به چوب، تازیانه و عقوبت جهنمى شدن در صورت ترک آن انجام مىدهیم، آقایان (اولیا) مىفرمایند: «از همه چیز لذیذتر است!» (ب: ۴۱)
شیخ انصاری (ره) و نماز
روزى مرحوم شیخ انصارى (ره) در گرماى ظهر وارد خانه شد و آب خواست و به خانه و سرداب زیرین رفت و مشغول نماز شد و در نماز دلش رفت به آن طرفها (ملکوت) و میلش کشید که یک سوره طولانى بخواند. آب آوردند، ولى نماز به حدى طول کشید که آب گرم شد. گویا وقتى که وارد نماز شد، تشنگى او رفع شد. اینان مُمَثَّل و مجسمه عمل انبیا و اولیا (ع) و نشان دهنده عمل آنها بود، زیرا نماز، عطش وجوع جایع را زایل مىکند. در روایت است: «أبیتُ عند ربّی یطعِمُنی ویسقینی.» نزد پروردگارم شب مىکنم و او به من غذا و آب مىدهد. (الف: ۴۰)
تنها از نماز خواندن لذت میبرم
آقای میرزا حسین میرزاخلیل (قدس سره) در سن ۹۰سالگی میفرموده است: «غذا خوردن برای من مانند این است که انبان و کیسهای را پر میکنم و هیچ از خوردن غذا لذت نمیبرم، آنچه از آن لذت میبرم نماز خواندن است.» شخصی میگفت: «مکرر میدیدم ایشان بعد از نماز صبح در بالاسر حضرت امیر (ع) در مصلی میایستاد و تا طلوع آفتاب به نماز مشغول میشد.» (الف: ۴۳ و ۴۴)
حکمت تکرار نماز
شاید حکمت تکرار نماز، علاوه بر تثبیت، سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازى از نماز قبلى بهتر و نماز قبلى زمینهساز نماز بعدى باشد. نظیر اینکه غرض صحیح انسان براى اینکه به خدمت امام (ع) برسد باید این باشد که به خدمت امام (ع) برد، ولی رسیدن به خدمت امام (ع) موجب زیادتی معرفتش به امام (ع) میشود. (الف: ۸۱و۸۲)
معنای بازداشتن نماز از کارهای زشت و ناپسند
نماز عروج مؤمن است و عروج مستلزم قرب و لقاست. برعکس، فحشا و منکر، نظر به غیر کردن و دنبال غیر رفتن است و مؤمن بعد از لقای او نهتنها به سراغ حبشیه (کنایه از غیر خدا) نخواهد رفت که خیال او را هم نخواهد کرد. (الف: ۸۲)
از آثار نماز در انجیل
در انجیل «برنابا» آمده است - شاید این مضمون در روایات ما هم باشد که از نماز این کار برمیآید که - حضرت عیسی (ع) شبی در کوهی چقدر نماز خواند و عبادت کرد؛ «حَتّی رأی کلَّ شَیءٍ عُرْیاناً وَ مَکشُوفاً.» تا اینکه (واقعیت) همه اشیا را مشاهده نمود. (الف: ۸۸)
از اسرار اعمال نماز
رفع یَدَین، پشت سر انداختن غیر خداست. با این حال، بعضى از ماها طورى نماز مىخوانیم که کأن داریم به خدا احسان مىکنیم، لذا سجده و رکوع ما با قیام ما تفاوتى ندارد. برعکس، بعضىها بودند که در رکوع مىلرزیدند، هر چند بدن آنها تکان نمىخورد. چنین شخصى نمىتواند جلو خود را بگیرد، زیرا هر وقت به نماز مىایستد نماز و گناهان خود را یاد مىکند - آن وقت دیگر چگونه مىشود مخفى کرد، همه چیز واضح است - لذا بىاختیار مىلرزد.
ما عظمتى نداریم، همین اندازه عظمت داریم که مىایستیم، بعد همین را در رکوع نصفه مىکنیم و بعد به سجده و خاک برمىگردیم.
قیام در نماز به منزله صحبت دو دوست است، هر چند صحبت از یک چیز است، اما مسئله رکوع مسئله آقا و نوکرى است و لذا در آن باید ذکر «سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیم» گفته شود. با این حال، نسبت به سجود غایت ادنى است. به عبارت دیگر، قیام بنده در نماز اظهار عبودیت و سکون است و اینکه هیچ حرکتى از خود ندارد و سجود غایت خضوع است.
وقتى بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق بازمىگردد، اولین چیزى را که سوغات مىآورد، سلام از ناحیه اوست. در دعاى مسجد «کوفه» آمده است: «أللهُم أَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْکَ السَّلامُ، وَإِلَیْکَ یَرْجِعُ وَ یَعُودُ السَّلامُ. حَیِّنا رَبَّنا مِنْکَ بِالسَّلام.» خداوندا! تو خود سلامى و سلام از ناحیه توست و بهسوى تو بازمىگردد. پروردگارا! ما را به سلام از ناحیه خود تحیتگوى.
چقدر تناسب دارد تکبیر براى ورود به نماز و تسلیم براى خروج از آن. اگر چه کبیر و عظیم هر دو از اسماى خداوند هستند، اما در تکبیر اکبر مناسب است، چون جهت مانعیت در آن لحاظ شده است، یعنى تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است. اتفاقاً «حَىَّ عَلى خَیْرِ الْعَمَل» نیز همین نکته را دربردارد. در هر حال، نمازگزار با تکبیر در حرم الهى وارد مىشود، ولى ما چه مىدانیم که اینها یعنى چه؟ در روایت است که: «لَوْ عَلِمَ المُصَلِّى ما یَغْشاهُ مِنْ جَلالِ اللهِ، لَمَا انْفَتَلَ عَنْ صَلاتِهِ»، اگر نمازگزار مىدانست که از جلال الهى چه چیزهایى او را فراگرفته است، هرگز از نماز روى برنمىگرداند.
قیام، مثول العبدِ بینَ یدی مولاه است، یعنى سراپا حاضرم براى خدمت و عبودیت، مثل چوبى که بىحرکت ایستاده است، یا مثل شاخهاى که هیچ ارادهاى از خود ندارد و به هر طرف باد ببرد حرکت مىکند. طمأنینه در قیام و رکوع و سجود رکن و مُقَوِّم نَفْسِ رکن است، و طُمأنینه در ذکر نیز مُقَوِّم آن است. (الف: ۸۲ تا ۸۴)
نماز، معیار اصلی
معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است. شیرینترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است. باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است. (ب: ۴۴)
در کلمات امیرالمؤمنین (ع) نیز آمده است: «اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلَاتِکَ» بدان که تمام اعمالت، تابع نمازت مى باشد. مشاهده کردهایم که علماى بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، بهگونهاى که گویا آن انسان خارج از نماز نیستند! (ب: ۴۳)
اصلاح امور انسان در گرو اصلاح نماز
اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آنها نماز است که بهواسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقق مى شود، کار تمام است! (ب: ۴۰)
آدمی که نمازش، نماز نیست
از آیه شریفه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهىعَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» (عنکبوت، آیه ٤٥) «نماز، انسان را از کارهاى زشت وناپسند باز مىدارد.» استفاده میشود که: لاَصَلوةَ لِمَن لا یَتَناهَى عَن الفَحشاءِ والمُنکَر؛ کسى که از کارهاى زشت و ناپسند خوددارى نمىکند، واقعاً نمازش نماز نیست! (ب: ۳۹)
لازمه اصلاح نماز
اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریه و باطنیه است و از راههای اصلاح نمار، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولیعصر (عج) است. (ب: ۳۸)
مقدمات احساس لذت در نماز
احساس لذت در نماز، یکسرى مقدمات خارج از نماز دارد، و یکسرى مقدمات در خود نماز. آنچه بیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند؛ و معصیت، روح را مکدر مىکند و نورانیت دل را مىبرد و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمى دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود؛ یعنى فکرش را از غیر خدا منصرف کند. (ب: ۳۹)
مراقبت ۲۴ساعته لازمه حضور قلب در نماز
یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام ۲۴ ساعت، باید حواس (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم، زیرا براى تحصیل حضور قلب، باید مقدّماتى را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم! (ب: ۴۰)