نویسنده سهگانه «کلاهبرداران» گفت: این مجموعه نمایشنامه بر اساس داستانهای واقعی از کلاهبرداریهای بزرگ دنیا نوشته شده است جوان آنلاین: نویسنده سهگانه «کلاهبرداران» گفت: این مجموعه نمایشنامه بر اساس داستانهای واقعی از کلاهبرداریهای بزرگ دنیا نوشته شده است.
در سالهایی که بازار نشر بیش از هر زمان دیگری در سیطره رمان و آثار ترجمه قرار گرفته، انتشار نمایشنامهها را میتوان اتفاقی مهم برای ادبیات و هنر ایران دانست. نمایشنامه، برخلاف تصور رایج، تنها متنی برای اجرا نیست، بلکه گونهای مستقل از ادبیات است که با تکیه بر گفتوگو، شخصیتپردازی و تعلیق، تجربهای متفاوت از خواندن را پیش روی مخاطب قرار میدهد. مطالعه نمایشنامهها، بهویژه برای نسل جوان، نهتنها به تقویت تخیل و درک دراماتیک کمک میکند، بلکه میتواند پلی میان ادبیات و هنرهای نمایشی باشد.
در این میان، نمایشنامه رادیویی جایگاهی ویژه و در عین حال مغفول دارد. گونهای که تنها با اتکا به صدا و واگذاری تصویرسازی به ذهن مخاطب، ظرفیتهای کمنظیری برای روایت خلق میکند و به همین دلیل، نزد بسیاری از صاحبنظران نزدیکترین قالب نمایشی به رمان به شمار میرود. انتشار این آثار، علاوه بر غنای ادبیات نمایشی، میتواند منبعی ارزشمند برای دانشجویان، هنرمندان و علاقهمندان به تئاتر و نمایشنامهخوانی باشد.
مجموعه «کلاهبرداران» تازهترین اثر محسن منوریان است که به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده؛ سه نمایشنامه رادیویی که با الهام از مشهورترین کلاهبرداریهای تاریخ جهان نوشته شدهاند و از خلال روایتهایی واقعی، مخاطب را با وجوه کمتر دیدهشده طمع، فریب و سرنوشت انسان آشنا میکنند.
محسن منوریان، نویسنده سهگانه «کلاهبرداران» که به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، در گفتوگو با روزنامه «جوان» گفت: مدتی پیش مجموعهای از داستانهای کلاهبرداریهای بزرگ جهان خوانده بودم و به این فکر افتادم تا برخی داستانهای آن را که بار دراماتیکی بیشتری دارند در قالب یک مجموعه نمایشنامه رادیویی بنویسم. به همین دلیل وقتی پیشنهاد نگارش مطرح شد این سه نمایشنامه را در نظر گرفتم.
او با اشاره به اینکه هر سه نمایشنامه این مجموعه بر اساس داستانهای واقعی نوشته شده است اظهار کرد: نمایشنامه «کنت لوستیگ»، داستان چگونگی فروش برج ایفل به یک تاجر فرانسوی را روایت میکند؛ ماجرایی که شاید اگر خبرش را شنیده باشید نتوانید آن را باور کنید.
وی ادامه داد: نمایشنامه «معجزه در کاردیف» هم داستان یک مجسمه کشف شده در یک روستای کوچک در امریکاست که تبدیل به مکانی مقدس میشود. همچنین نمایشنامه «هان ون میگه رن» داستان زندگی یک نقاش هلندی است که در زمان حیات خود به خاطر دیده نشدن هنر واقعیاش و بیمهری از سوی منتقدین، دست به اقدامی عجیب میزند.
منوریان در خصوص اهمیت انتشار نمایشنامه رادیویی عنوان کرد: احساس میکنم در ادبیات نمایشی گونهای که بیشترین شباهت را میتواند به رمان داشته باشد همین نمایشنامههای رادیویی است؛ چون با نگاه به گونههای مختلف این حوزه میبینیم در فیلم و سینما صدا و تصویر درگیر تصویرسازی میشوند، در نمایش صحنه نیز صدا، تصویر، بوم و گاهی لامسه هم برای مخاطب تصویرسازی میکند، ولی در نمایش رادیویی کمترین عنصر یعنی فقط عنصر صدا تصویرسازی میکند و بقیه به عهده تخیل و مخاطب گذاشته میشود.
منوریان افزود: همچنین در نمایش رادیویی همچون رمان امکان سفر به عمق شخصیت وجود دارد و این امر هم به سادگی اتفاق میافتد. این دو شباهت باعث میشود نمایش رادیویی خیلی نزدیک به رمان باشد و به گونهای مثل یک نقطهاتصال بین رمان و ادبیات نمایشی تلقی شود و همین امر هم نمایش رادیویی را برای مخاطبان رمان جذاب میکند هم برای مخاطبان ادبیات نمایشی.
این نویسنده با یادآوری اینکه در این زمانه نمایش رادیویی قدری مغفول مانده گفت: در حوزه انتشار چندان نمایشنامه رادیویی مورد توجه قرار نگرفته، در حالی که در دانشگاهها هم تدریس میشود. به عنوان مخاطب این حوزه معتقدم اگر انتشار این اثر و نمایشنامههای رادیویی دیگر با تبلیغ مناسبی همراه شود ما استقبال خوبی از سوی دیگر مخاطبان را شاهد خواهیم بود.
او همچنین اظهار کرد: نمایشنامه رادیویی کلاهبرداران میتواند مورد توجه بسیاری از هنرمندان و اهالی تئاتر قرار گیرد. ضمن اینکه این سهگانه با ویژگیهایی که دارد میتواند برای دانشجویان و علاقهمندان به اجرای تئاتر بسیار مناسب باشد.
البته در صورتی که امکانی برای اجرای نمایش رادیویی و نمایشنامهخوانی رادیویی فراهم شود من هم علاقهمند به اجرای این سهگانه دراماتیک هستم.