با پیشرویهای سریع نیروهای انصارالله به مناطق مجاور تنگه بابالمندب و تصرف چند شهر و جزیره که با عقبنشینی و تسلیم گسترده مزدوران وابسته به عربستان و تحویل تجهیزات و تسلیحات فراوان همراه بود، زمینه حرکت و پیشروی به سمت مأرب، اصلیترین پایگاه نیروهای یمنی وابسته به عربستان نیز فراهم شده است. با پیشرویهای سریع نیروهای انصارالله به مناطق مجاور تنگه بابالمندب و تصرف چند شهر و جزیره که با عقبنشینی و تسلیم گسترده مزدوران وابسته به عربستان و تحویل تجهیزات و تسلیحات فراوان همراه بود، زمینه حرکت و پیشروی به سمت مأرب، اصلیترین پایگاه نیروهای یمنی وابسته به عربستان نیز فراهم شده است.
مأرب علاوه بر ارزش نظامی، با مهمترین تأسیسات نفت و گاز یمن ارزش اقتصادی بالایی داشته و تصرف آن منافع و اهمیت راهبردی برای انصارالله دارد. تعداد نیروهای تسلیمشده، و نوع و میزان تسلیحات بهغنیمتدرآمده، در کنار فعالیت اتاقهای جنگ مشترک مزدوران با فرماندهان امریکایی و سعودی و دیدارهای مشترک فرماندهان سعودی با فرماندهان نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی که پیش از این عملیات انجام میشد، گویای آمادگی و سازماندهی ارتش ۷۵ هزار نفری مزدوران سعودی برای حمله به مواضع انصارالله و اقدامات مشابه اسرائیل علیه حزبالله لبنان بود. اما انصارالله با اشراف اطلاعاتی و کشف این توطئه کثیف، عملیاتی پیشدستانه، هوشمندانه و غافلگیرانه به اجرا گذاشته و تهدید مشترک عربستان و مزدورانش را به فرصتی راهبردی برای خود تبدیل کرد.
در ادامه حملات موشکی و پهپادی موفق انصارالله علیه تأسیسات و خطوط انتقال نفت و مراکز نظامی و اقتصادی عربستان در عمق به ویژه ریاض، کاخنشینان سعودی را در معرض تهدیدی خطرناک قرار داد و راهبرد یک دههای عربستان برای تضعیف و نابودی انصارالله با اتکا به فشار نظامی- اقتصادی، زمان، پول و بهکارگیری عناصر مزدور و نیابتی را به چالش کشید. کاخنشینان ریاض، برای فراهم کردن شرایط ضدحمله علیه انصارالله و برگرداندن وضعیت به قبل، این بار دست کمک و التماس به سمت امریکا، مصر، ترکیه، سوریه و پاکستان دراز کردند که پیش از این با گشادهدستی پترودلارهای خود را به آنان بخشیده و به توافقات کاغذی آشکار و پنهان آنان برای امنیت خود چشم طمع و امید دوخته بودند. اما امریکایی که تجربه تلخ شکست در برابر انصارالله از حافظه تاریخیشان پاک نشده تنها وعده کمکهای اطلاعاتی و پشتیبانی داده و برای مشارکت و اعزام نیرو به میدان جنگ، محترمانه پاسخ رد دادند. مصریها نیز با نگرانی از گسترش تنش و تهدید منافع و درآمدهای کانال سوئز در نتیجه درگیری با یمنیها، عربستان را به حل مشکل از طریق مذاکره و توافق سیاسی توصیه کردند. جولانی هم با وجود شرمندگی از سخاوت ریاض در قدرتیابی در سوریه، اولویت خود را سازماندهی نیروهای مسلحش برای داخل و عدم تمایل برای قرار گرفتن بهعنوان طرف ثالث در یک جنگ بدون چشمانداز زمانی را اعلام داشت. ترکیه و پاکستان هم با اینکه توافقنامه سهجانبه موسوم به پیمان مکه را با عربستان امضا کردهاند، اما اجرای آن را به بررسی و فراهم شدن مبنای حقوقی آن در سازوکارهای داخلی موکول کردند. برخی خبرها از ارتباطگیری عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان با ایران برای وساطت با انصارالله و درخواست قطع حملات و توقف تنش حکایت میکند.
تمامی این مواضع، تکرار بینتیجه بودن برونسپاری و توان عاریتی برای عرصه مهم و راهبردی امنیت است که عربستان با دادن پایگاه نظامی به امریکا و تأمین هزینههای سنگین راهاندازی و اداره آن و همچنین استخدام مزدوران و عناصر نیابتی بیگانه و پیمانهای کاغذی آن را دنبال میکرد ولی الآن، و در شرایط نیاز، با اینکه التماس برای همراهی و مشارکت به آن اضافه شده است، به داد ارتش سعودی نمیرسند. بدیهی است وقتی رشته پیمان و همکاری پول و منافع باشد، اعتبار و برد آن همان محدوده سود و منافع است و بروز هرگونه تهدید و خطر جدی، موجب گسست و رسیدن به خط پایان و نقض توافق خواهد شد. طرفهایی که پیش از کمکهای سخاوتمندانه و پترودلارهای عربستان متنعم و وعدههای پر و پیمان برای کمک و مشارکت در شرایط جنگ و درگیری داده بودند، امروز با درک قدرت انصارالله در میدان جنگ واقعی، هزینه ورود به جنگ و درگیری با آن، بدون سقف زمانی و بهدور از پوشش سیاسی و حقوقی برای مردم خود و دیگر ملتها را بسیار بالاتر از رد درخواست و حتی نقض عهد به یک همپیمان در معرض آسیب و شکست میدانند. این ماجراها و برخوردها عبرتهایی دارند که اگر مورد توجه قرار بگیرند و در حافظه تاریخی جانمایی شوند، سرمایهای سودمند برای امنیت، منافع و عزت و شرافت ملی فراهم خواهند کرد. هیچگاه امنیت را نمیتوان برونسپاری کرد و از دیگران عاریت گرفت و به پیمانهای نظامی بر پایه پول و سود اعتماد کرد و چشم امید دوخت.