تلاش دولت محترم برای بازنگری ساختار سازمان «تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی» موسوم به «تات» در شورای عالی اداری را میتوان فراتر از اصلاح یک سازمان دولتی تلقی کرد جوان آنلاین: تلاش دولت محترم برای بازنگری ساختار سازمان «تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی» موسوم به «تات» در شورای عالی اداری را میتوان فراتر از اصلاح یک سازمان دولتی تلقی کرد؛ چراکه موضوع اصلی، تغییر در معماری حکمرانی پژوهش کشاورزی است که شوربختانه بین ظرفیت علمی موجود و نیازهای انباشته بخش تولید، با مسئله انتقال و کاربست دانش مواجه است. این در حالی است که «تات» بهعنوان متولی اصلی تحقیقات و ترویج کشاورزی، بخش مهمی از زیرساخت علمی این حوزه را در اختیار دارد؛ چراکه شبکه گسترده مراکز تحقیقاتی، ایستگاههای پژوهشی و نیروی انسانی متخصص، سرمایهای مهم برای توسعه کشاورزی محسوب میشود. با این حال، مسئله اساسی در چنین ساختارهایی، صرفاً میزان تولید دانش نیست؛ بلکه میزان اثرگذاری دانش تولیدشده در فرایند تصمیمگیری، تولید و بهرهوری اقتصادی اهمیت دارد.
میدانیم که نظامهای پژوهشی موفق، مرز مشخصی میان «تولید علم» و «حل مسئله» قائل نیستند و طبعاً پژوهش وقتی در نظام حکمرانی کشاورزی جایگاه واقعی خود را پیدا میکند که بتواند به تصمیمگیری بهتر، فناوری قابل استفاده و تغییر در الگوی تولید منجر شود. لکن یکی از نقدهای وارد بر ساختارهای سنتی پژوهش، غلبه نگاه عرضهمحور بوده است؛ یعنی پژوهش ابتدا در نهاد علمی تعریف میشود و سپس برای یافتن کاربرد آن در بخش تولید تلاش میشود. در مقابل، رویکرد تقاضامحور، مسئله را نقطه آغاز فعالیت علمی قرار میدهد.
پس این تغییر نگاه برای کشاورزی ما اهمیت مضاعف دارد؛ چراکه بخش کشاورزی با مجموعهای از محدودیتهای ساختاری مانند مشکل منابع آب، کاهش بهرهوری عوامل تولید، تغییرات اقلیمی و ضرورت اصلاح الگوی مصرف مواجه است و علاج این مسائل نیازمند پژوهشهایی است که از ابتدا با واقعیتهای اقتصادی و فنی تولید ارتباط داشته باشند. اما فاصله میان آزمایشگاه و مزرعه، یکی از چالشهایی است که بسیاری از نظامهای پژوهشی در جهان برای کاهش آن از سوی مدلهای مشارکتی و شبکهای حرکت کردهاند.
ضمناً باید دقت کنیم، ورود بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان در این چارچوب، به معنای واگذاری مأموریتهای حاکمیتی پژوهش نیست؛ بلکه به معنای تکمیل زنجیره نوآوری است و دولت همچنان باید تعیینکننده اولویتهای راهبردی، تضمینکننده منافع عمومی و تنظیمکننده روابط میان بازیگران باشد؛ چراکه در حوزهای مانند کشاورزی که با امنیت غذایی و منابع طبیعی پیوند مستقیم دارد، حذف نقش سیاستگذار عمومی میتواند به غلبه منطق کوتاهمدت اقتصادی بر ضرورتهای ملی منجر شود.
یکی از الزامات این تحول، تغییر معیارهای ارزیابی عملکرد پژوهش است و تا زمانی که موفقیت مراکز تحقیقاتی عمدتاً با تعداد طرحها، مقالات یا گزارشهای علمی سنجیده شود، انگیزه کافی برای حرکت از سوی پژوهشهای اثرگذار ایجاد نخواهد شد و طبیعتاً نظام ارزیابی باید بتواند میزان حل مسئله، انتقال فناوری و تأثیر اقتصادی تحقیقات را نیز اندازهگیری کند.
همچنین جایگاه کشاورزان در این الگو باید از سطح دریافتکننده فناوری فراتر رود؛ چراکه تجربه تولیدکنندگان، دادههای میدانی و شناخت آنها از محدودیتهای واقعی، بخشی از نظام دانشی کشاورزی است که بدون آن، بسیاری از راهکارهای علمی در مرحله اجرا با شکست مواجه میشوند. بنابراین پیوند میان دانش رسمی و دانش تجربی، یکی از پایههای نظام نوآوری کارآمد است.
با این توضیحات، بازطراحی ساختار سازمان تات وقتی به نتیجه خواهد رسید که تغییر در نمودار سازمانی، به تغییر در منطق عملکردی منجر شود و بدانیم که پژوهش کشاورزی نیازمند عبور از رویکرد اداری و حرکت از سوی حکمرانی شبکهای است که در آن دانشگاه، دولت، بخش خصوصی و تولیدکننده در یک فرایند مشترک برای افزایش بهرهوری و تابآوری کشاورزی نقش ایفا کنند.