اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در تحلیلی نوشت تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن، رژیم اسرائیل را عملا از روند مذاکرات کنار گذاشته و نگرانیهای امنیتی این رژیم بیپاسخ مانده است؛ موضوعی که به نوشته این اندیشکده، کاخ سفید تاکنون توضیح روشنی درباره آن ارائه نکرده است. جوان آنلاین: اندیشکده شورای روابط خارجی در تحلیلی مینویسد: تفاهمنامه میان ایالات متحده و ایران، رژیم اسرائیل را عملا از روند مذاکرات کنار گذاشته است. این رژیم که نزدیکترین متحد آمریکا به شمار میرود و در لبنان با حزبالله درگیر جنگ است، هیچ نقشی در تدوین این تفاهمنامه نداشت و این موضوع بهروشنی در متن آن نیز دیده میشود.
برای نمونه، در نخستین بند تفاهمنامه سه بار از لبنان نام برده شده و بر «توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان» تاکید شده است، بیآنکه حتی یک بار نامی از رژیم اسرائیل برده شود. افزون بر این، از ایجاد سازوکار جدیدی برای جلوگیری از درگیری در لبنان با مشارکت ایالات متحده، ایران، پاکستان و قطر خبر داده شده؛ سازوکاری که باز هم رژیم اسرائیل در آن جایی ندارد.
رژیم اسرائیل پیوند خوردن مسائل داخلی و حاکمیت ملی لبنان با ایران را پیروزی بزرگی برای تهران و امتیازی غیرقابل درک از سوی آمریکا میداند. در واقع، نگاه اسرائیلیها به کل این تفاهمنامه منفی است.
شورای روابط خارجی نوشت: این برداشت بر چند محور اصلی استوار است: نگرانی از اینکه تلاشهای آمریکا، آزادی عمل رژیم اسرائیل برای حمله به حزبالله را محدود کند؛ لغو کامل تحریمهای آمریکا علیه ایران که منابع مالی قابلتوجهی را در اختیار تهران قرار میدهد؛ نبود هرگونه اشاره به برنامه موشکی ایران یا حمایت این کشور از گروههایی مانند حزبالله در متن تفاهمنامه؛ و نیز به تعویق افتادن بررسی جدی برنامه تسلیحات هستهای ایران به مذاکرات آینده.
این نارضایتی در شرایطی اهمیت سیاسی بیشتری یافته که رژیم اسرائیل وارد فصل انتخابات شده است. اسرائیلیها در ماههای شهریور یا مهر، در تاریخی که هنوز نهایی نشده، تصمیم خواهند گرفت که آیا بنیامین نتانیاهو، در قدرت باقی بماند یا جای خود را به یکی از مخالفان بدهد.
هرچند انتظار میرود رقابتهای انتخاباتی بسیار پرتنش باشد، اما اکنون اسرائیلیها بر سر یک موضوع اساسی اتفاقنظر دارند؛ یعنی جنگ علیه ایران و نحوه پایان یافتن آن. بر اساس یک نظرسنجی، ۹۲.۱ درصد اسرائیلیها، اعم از یهودی و عرب، معتقدند ایران بیشترین سود را از این تفاهمنامه برده است و ۸۶ درصد نیز نگاه منفی به آن دارند.
کنار گذاشتن اسرائیل از روند مذاکرات میتواند یکی از عوامل اصلی شکلگیری این نگاه منفی باشد. همچنین نقش پاکستان و قطر، که هر دو از منتقدان سرسخت رژیم اسرائیل هستند، بر بدبینی اسرائیلیها نسبت به این توافق افزوده است. اگر هم میان هیات مذاکرهکننده آمریکا و نتانیاهو رایزنیهایی انجام شده باشد، تاکنون هیچگاه بهصورت علنی مطرح نشده است.
اگرچه پیت هگست وزیر جنگ آمریکا، اسرائیل را «شریکی استوار» توصیف کرده بود. اما اکنون لحن جیدی ونس معاون رئیسجمهوری آمریکا و مذاکرهکننده ارشد این کشور، کاملا متفاوت است. او منتقدان اسرائیلی دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا، و تفاهمنامه را فراخوانده است که «واقعیت شرایط کشورشان را بپذیرند». این تغییر ناگهانی در ادبیات سیاسی، پرسشی عمیقتر را مطرح میکند: چرا آمریکا در روند صلح، از متحدی فاصله گرفته که در جریان جنگ با ایران همکاری بیسابقهای با آن داشته است؟
این اندیشکده ادامه داد: از یک منظر، این وضعیت چندان هم غیرمنتظره نیست. در جریان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده و انگلیس نزدیکترین متحدان نظامی یکدیگر بودند، اما هرچه جنگ به پایان نزدیکتر شد، اختلافهای جدی میان آنها درباره راهبرد نظامی در اروپا و شرایط صلح پدید آمد. هر یک از دو کشور منافع ملی خود را دنبال میکردند و این منافع در دوران جنگ بسیار بیشتر از دوران پس از آن با یکدیگر همپوشانی داشت.
شاید امروز نیز وضعیت روابط آمریکا و اسرائیل مشابه باشد. در دوران جنگ، موضوعاتی مانند نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، دامنه حملات رژیم اسرائیل علیه حزبالله یا زمان آغاز لغو تحریمهای آمریکا، به آینده موکول شده بود، اما اکنون این مسائل به موضوعاتی فوری تبدیل شدهاند.
روشن است که آمریکا با کنار گذاشتن اسرائیل از مذاکرات، همانگونه که عربستان سعودی و امارات متحده عربی را نیز خارج از این روند نگه داشته، به انعطافپذیری بیشتری در عرصه تاکتیکی دست یافته است.
در پایان این گزارش آمده است: در حالی که معاون رئیسجمهوری آمریکا در سوئیس با ایران، قطر و پاکستان درباره لبنان گفتوگو میکرد، همزمان دیپلماتهای اسرائیلی و لبنانی با میانجیگری آمریکا در واشنگتن دیدار داشتند تا اختلافهای دوجانبه را حلوفصل کنند اما این دو مسیر مذاکره چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
به نظر میرسد آمریکا توضیحاتی را که شرایط کنونی ایجاب میکند، در رایزنیهای خصوصی ارائه نکرده است؛ البته اگر اساسا بتوان وجود دو مسیر جداگانه درباره لبنان را منطقی دانست و هماهنگی میان آنها را توضیح داد. در عرصه عمومی نیز از ادبیات محتاطانه خبری نیست.