پزشک میانسالی که برای اجاره دادن آپارتمان نوساز خود با دختری جوان قرار ملاقات گذاشتهبود، در دام نقشه از پیش طراحیشده یک باند سرقت گرفتار شد جوان آنلاین: پزشک میانسالی که برای اجاره دادن آپارتمان نوساز خود با دختری جوان قرار ملاقات گذاشتهبود، در دام نقشه از پیش طراحیشده یک باند سرقت گرفتار شد. سارقان پس از ضربوجرح شدید این پزشک، او را دست و پا بسته در آپارتمان رها کردند و با سرقت اموالی به ارزش چند میلیارد تومان گریختند. مأموران در بررسیهای فنی به رد پای دختر جوانی رسیدند و وی را بازداشت کردند.
چند روز قبل مرد میانسالی با اداره پلیس تهران تماس گرفت و با صدایی لرزان از سرقت اموالش توسط چند مرد نقابدار خبر داد. او که به سختی صحبت میکرد، به مأموران گفت سارقان پس از حمله به وی، او را به شدت کتک زده، دست و پایش را بسته و در آپارتمانی در یکی از خیابانهای شمال تهران زندانی کردهاند. با اعلام این خبر، مأموران پلیس بلافاصله راهی محل شدند و پس از ورود به ساختمان، پزشک میانسال را در حالی پیدا کردند که وضعیت جسمانی مناسبی نداشت. وی برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
طعمه اجاره آپارتمان
بررسیهای اولیه نشان داد سارقان با طراحی نقشهای حسابشده، دختری جوان را به عنوان متقاضی اجاره آپارتمان راهی محل کرده بودند. پزشک نیز بیخبر از ماجرا، برای نشان دادن واحد مسکونی همراه او وارد ساختمان شد؛ اما در همان لحظه چهار مرد نقابدار به او حمله کردند، وی را داخل آپارتمان کشاندند و پس از ضربوشتم، دست و پایش را بستند و اموالش را به سرقت بردند. شاکی پس از بهبود نسبی در تحقیقات گفت: «مدتی قبل آپارتمانی در یک ساختمان نوساز نزدیک محل زندگیام خریدم و تصمیم گرفتم آن را اجاره بدهم. دو، سه روز قبل آگهی اجاره منتشر کردم و افراد مختلفی تماس گرفتند، اما شرایطمان با هم توافق نداشت تا اینکه دختر جوانی تماس گرفت و گفت بهتازگی نامزد کرده و قصد اجاره خانه دارد.» وی ادامه داد: «چند ساعت قبل با او قرار گذاشتم. دختر جوان نزدیکی خانهام آمد و، چون آپارتمان فاصله زیادی نداشت، پیاده به سمت آن رفتیم. همان روز قرار بود معاملهای انجام دهم و به همین دلیل کیفی حاوی دلار و پول نقد همراهم بود. به محض ورود به آپارتمان، چهار مرد نقابدار به من حمله کردند. ساختمان هنوز خالی از سکنه بود و کسی صدای فریادهایم را نشنید. آنها مرا به شدت کتک زدند، دست و پایم را با طناب بستند و پس از سرقت کیف حاوی دلار و پول نقد، فرار کردند. ساعتی بعد توانستم خودم را آزاد کنم و موضوع را به پلیس اطلاع دهم.»
ردپای دختر جوان
کارآگاهان در ادامه با بررسی دوربینهای مداربسته محل حادثه دریافتند دختر جوان نیز برای جلوگیری از شناسایی، ماسک به صورت داشته و چهار همدستش نیز با نقاب و دستکش وارد ساختمان شده و تلاش کردهبودند هیچ اثری از خود به جا نگذارند. در ادامه تحقیقات، شماره تلفنی که برای هماهنگی اجاره با شاکی تماس گرفته بود، بررسی شد. مشخص شد سیمکارت متعلق به مرد جوانی به نام سعید است. وی پس از احضار به پلیس گفت چند روز قبل این سیمکارت را از دختر جوانی به نام شکیلا خریدهاست. با به دست آمدن تصویر شکیلا، پزشک میانسال او را به عنوان همان متقاضی اجاره شناسایی کرد. به این ترتیب متهم تحت تعقیب قرار گرفت و مأموران روز گذشته موفق شدند مخفیگاهش را شناسایی و او را بازداشت کنند.
اعتراف به سرقت میلیاردی
متهم پس از انتقال به اداره پلیس ابتدا هرگونه دخالت در سرقت را انکار کرد، اما زمانی که با مدارک و شواهد روبهرو شد، به همدستی با چند سارق سابقهدار و اجرای نقشه سرقت از پزشک میانسال اعتراف کرد. به دستور قاضی احسان شکیبنژاد، بازپرس دادسرای امور جنایی تهران، متهم برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دیگر اعضای این باند و همچنین کشف سرقتهای احتمالی دیگر آنان ادامه دارد.
از ترس آبرویم وارد باند سارقان شدم
شکیلا، دختر جوانی که تاکنون هیچ سابقه کیفری در پروندهاش ثبت نشده، مدعی است ناخواسته و پس از آشنایی با مردی خلافکار وارد باند سارقان شدهاست. او میگوید سردسته باند با در اختیار داشتن عکسهای خصوصیاش، وی را تهدید کردهبود که اگر با اعضای باند همکاری نکند، تصاویرش را در فضای مجازی منتشر خواهد کرد.
شکیلا، سابقه داری؟
نه. من هیچ سابقهای ندارم. در خانوادهای آبرومند بزرگ شدم، درس میخواندم و اهل هیچ خلافی هم نبودم. باورش سخت است، اما تا حالا پایم به کلانتری هم باز نشدهبود. اولینبار است که این وضعیت را تجربه میکنم. هیچوقت فکر نمیکردم روزی دستگیر شوم.
چه شد که وارد باند سارقان شدی؟
من ناخواسته وارد این باند شدم. با پسر جوانی به نام بهنام در اینستاگرام آشنا شدم و او از من خواستگاری کرد. فکر میکردم او پسر پولداری است، چون همیشه عکسهایی از خودش و خودروهایی که سوار میشد در صفحهاش میگذاشت. فکر نمیکردم او خلافکار باشد. به خواستگاریاش جواب مثبت دادم و حتی به خانوادهام هم موضوع خواستگاری را اطلاع دادم، اما وقتی فهمیدم خلافکار است، دیگر دیر شدهبود. او مرا مجبور کرد وارد باند شوم.
چرا از او جدا نشدی؟
من خبر نداشتم او خلافکار است. پس از رد و بدل کردن چند پیام و عکس، رابطهمان به هم نزدیک شد. او از این موضوع سوءاستفاده کرد و مرا فریب داد و به عکس و فیلمهای خصوصیام دسترسی پیدا کرد. وقتی فهمیدم او خلافکار است و سابقه سرقت و زورگیری دارد، تصمیم گرفتم از او جدا شوم، اما او تهدید کرد که اگر جدا شوم، عکس و فیلمهایم را برای خانوادهام میفرستد و بعد هم در فضای مجازی منتشر میکند. از ترس آبرویم قبول کردم و ناچار وارد باند آنها شدم.
نقش شما در باند چه بود؟
قرار بود من همیشه نقش «طعمه» را بازی کنم. مثلاً در همین سرقت از پزشک، از من خواستند به بهانه اجاره آپارتمان با او تماس بگیرم و قرار بازدید بگذارم. من با پزشک تماس گرفتم و او را فریب دادم و با هم برای بازدید آپارتمان به محل رفتیم. بهنام و همدستانش در آن نزدیکی کمین کردهبودند. وقتی وارد شدیم، به زور وارد ساختمان شدند و نقشه سرقت را اجرا کردند. من فقط باید او را به محل میکشاندم. بقیه کارها با آنها بود.
او را چطوری شناسایی کردهبودید؟
بهنام شناسایی کردهبود. من خبر نداشتم که چه کسی قرار است طعمه شود. فقط به من میگفتند با چه کسی تماس بگیرم و چه بگویم. من هیچ نقشی در شناسایی طعمهها نداشتم.
در این مدت چند مورد سرقت داشتید؟
من تازه وارد باند آنها شدهبودم و این اولین سرقت من بود که به دام افتادم. باور کنید این اولین و آخرینبار بود.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
نه، اما خیلی ترسیده بودم. به همین خاطر پس از سرقت، سیمکارت را فروختم تا ردپایی از خودم باقی نماند. فکر میکردم با این کار، پلیس نمیتواند به من برسد، اما باز هم دستم رو شد.
حرف آخر؟
پشیمان هستم. کاش به دوست اینستاگرامی اعتماد نمیکردم و با او وارد رابطه دوستانه نمیشدم.