جوان آنلاین: جنگلهای بلوط زاگرس فراتر از پوششی گیاهی که چشماندازی زیبا در غرب ایران به وجود آوردهاند، نبض حیات و ریههای تنفسی بخشی وسیع از کشور را تشکیل میدهند. در این میان، استان کهگیلویه و بویراحمد به واسطه دارابودن سهم قابلتوجهی از این گنجینه سبز، نقشی حیاتی در پایداری اکولوژیک منطقه ایفا میکند. هر درخت بلوط که در آتش میسوزد، نه تنها سرمایهای ملی را به خاکستر بدل میکند، بلکه زخمی بر پیکره تمدنی میزند که هزاران سال با این درختان پیوند خورده است. احیای هر هکتار از این عرصهها به دههها زمان و هزینههای گزاف نیاز دارد. حقیقتی که ضرورت «پیشگیری» را بر هر اقدام «درمانی» ارجحیت میدهد.
آمارهای سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ در کهگیلویه و بویراحمد، نشاندهنده یک پیشرفت نسبی و امیدوارکننده است. کاهش تعداد حریقها در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، گواه این است که استراتژیهای جدید، از جمله تشکیل تیمهای واکنش سریع، افزایش هماهنگیهای بینبخشی و ایجاد شبکهای گسترده از آتشبُرها، تا حدودی در مهار بحران موفق بودهاند. با این حال، نباید فریب این اعداد را خورد. بارشهای مناسب سال آبی جاری، اگرچه طراوت و شادابی را به کوهپایهها بازگردانده، اما تیغ دولبهای است که با آغاز گرمای طاقتفرسای تابستان، انبوهی از پوشش گیاهی خشک و نیمهخشک را در کف جنگلها ایجاد کرده است. این تراکم گیاهی، در واقع سوخت آمادهای است که کوچکترین بیاحتیاطی انسانی را به فاجعهای جبرانناپذیر بدل میکند. بررسیها نشان میدهد که از ابتدای سال تاکنون، حدود ۱۲۸ هکتار از عرصههای طبیعی استان تحت تأثیر ۱۷ فقره آتشسوزی قرار گرفتهاند. اگرچه این ارقام در مقایسه با سالهای بحرانی مشابه، کاهشی محسوس را نشان میدهد، اما همچنان زنگ خطری برای تمامی دستگاههای مسئول و شهروندان است. اقداماتی نظیر پاکتراشی حاشیه جادهها و ایجاد ۳۰۰ کیلومتر آتشبُر، گامهای اجرایی ضروری هستند، اما تجربه نشان داده است که جنگلهای زاگرس در برابر حجم گسترده گردشگران و عوامل انسانی آسیبپذیرند. بخش مهمی از مدیریت بحران، فراتر از ابزارهای فیزیکی و اطفای حریق، به فرهنگسازی و جلب مشارکت عمومی بازمیگردد. دهیاران، گروههای مردمی و جوامع محلی، خط مقدم این جبهه هستند. هنگامی که یک شهروند، خود را حافظ این میراث بداند، احتمال بروز خطاهای انسانی به حداقل میرسد. در کنار این موضوع، اجرای قاطعانه برخوردهای قضایی با عاملان حریق، پیامی روشن برای کسانی است که دانسته یا ندانسته، امنیت زیستی استان را به مخاطره میاندازند. با تمام این اوصاف، تابستان، فصلی پرچالش برای زاگرس است. مدیریت بحران در این عرصهها زمانی به پایداری خواهد رسید که آموزشهای مستمر، توسعه فناوریهای پایش ماهوارهای و تجهیز یگانهای عملیاتی به عنوان یک اولویت همیشگی پیگیری شود. کهگیلویه و بویراحمد به عنوان یکی از مناطق پرخطر، باید الگویی برای مدیریت هوشمند حریق در کشور باشد. حفاظت از بلوطهای زاگرس، علاوه بر یک وظیفه اداری، یک تعهد اخلاقی و ملی در قبال آیندگانی است که حق دارند این میراث طبیعی را سالم و استوار تحویل بگیرند. عبور موفق از فصل گرما، نیازمند هوشیاری شبانهروزی و درک این واقعیت است که جنگل، در نبود انسان مسئول، بیش از هر زمان دیگری تنها و بیدفاع است. نجات زاگرس، نجات یک اقلیم، یک شیوه زیست و یک پشتوانه تاریخی است. اگر امروز برای پاسداری از جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا باید هزینه فرسایش خاک، کاهش منابع آب، مهاجرت زیستی و خاموشی تدریجی طبیعت این سرزمین را پرداخت.