کد خبر: 1373992
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
پ در حالی که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تسلط امریکا را نشان داد، جنگ ایران و درگیری‌های این روز‌ها در اطراف تنگه هرمز محدودیت‌های امریکا را آشکار کرد و نشان داد که ایالات متحده نمی‌تواند دیگران را از طریق اعمال زور با هزینه کم، وادار به تمکین به خواسته خود کند
رابرت‌ای. پیپ* | ترجمه: زهرا سادات‌آفرینی 

جوان آنلاین: در شب ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، بینندگان تلویزیون در سراسر جهان چیزی را تماشا کردند که قبلاً هرگز ندیده بودند. سی‌ان‌ان جنگ خلیج فارس را به صورت زنده پخش کرد. برای میلیون‌ها نفر، این تصاویر نویدبخش ورود به عصری جدید بود. در آن زمان و با خاطره جنگ ویتنام، تعداد کمی از امریکایی‌ها انتظار یک پیروزی آسان را داشتند. آنچه در پی آن رخ داد تقریباً همه را شوکه کرد. پس از پنج هفته حملات هوایی، نیرو‌های زمینی ائتلاف، کویت را در حدود ۱۰۰ ساعت آزاد کردند. اهمیت پیروزی امریکا بسیار فراتر از میدان نبرد بود و جایگاه ایالات متحده را برجسته می‌کرد به خصوص که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، واشینگتن با هیچ دشمن بزرگی روبه‌رو نبود و در مرکز شبکه‌های مالی، فناوری و اتحاد جهان قرار داشت. همچنین، این کشور از قابلیت‌های نظامی پیشرفته‌ای برخوردار بود که هیچ قدرت دیگری نمی‌توانست با آن برابری کند. به این ترتیب، ایالات متحده به چیزی غیرمعمول در تاریخ مدرن تبدیل شده بود.

افشای محدودیت‌های امریکا.

اما آن دوران اکنون به پایان رسیده است. ایالات متحده دیگر از آن نوع برتری نظامی که در سال ۱۹۹۱ داشت، برخوردار نیست. به لطف جهانی شدن، ساختار‌های لازم برای جنگ دقیق، دیگر در انحصار تعداد انگشت‌شماری از قدرت‌های بزرگ نیست و در دسترس طیف وسیعی از بازیگرانی است که قادر به ایستادگی در برابر کشور‌های بسیار قوی‌تر هستند. در واقع، جنگ ایران نمونه‌ای از این چرخش است. در حالی که جنگ خلیج فارس تسلط امریکا را نشان داد، درگیری‌های این روز‌ها در اطراف تنگه هرمز محدودیت‌های امریکا را آشکار می‌کند. دوران جدیدی در راه است، دورانی که در آن فرضیات دوره پس از جنگ سرد وارونه می‌شوند. ایالات متحده نمی‌تواند دیگران را از طریق اعمال زور با هزینه کم، وادار به تمکین به خواسته خود کند. قدرت امریکا به جای تضمین ثبات و پیش‌بینی‌پذیری، به منبعی از بی‌ثباتی تبدیل شده است. قدرت‌های ضعیف‌تر، فضایل سرکشی و اختلال را آموخته‌اند و ابزار‌هایی برای تحمیل هزینه‌های هنگفت به ایالات متحده و متحدان و شرکای آن دارند. دوران آینده، دوران بحران‌های مکرر، هزینه‌های بالاتر برای حفاظت از تجارت جهانی و تشدید رقابت بر سر گلوگاه‌های راهبردی جهان خواهد بود. قوانین قدرتی که بر دوران پس از جنگ سرد حاکم بود، از بین رفته‌اند و نظم بین‌المللی خطرناک‌تری در انتظار است.

افشای محدودیت امریکا

حتی رقبای واشینگتن نیز درس‌های جنگ عراق را فرا گرفته‌اند. پکن به این نتیجه رسید که ارتش‌های گسترده، به طرز خطرناکی در جریان یک جنگ دقیق آسیب‌پذیر هستند. نکته این است که بسیاری از قابلیت‌هایی که اکنون برتری نظامی امریکا را در شرق آسیا به چالش می‌کشند، از تلاش چین برای درک دلیل فروپاشی سریع ارتش عراق در سال ۱۹۹۱ سرچشمه گرفته است. قدرت‌های بزرگ، نه صرفاً به این دلیل که ارتش‌ها یا نیروی دریایی برتر دارند، بلکه به این دلیل ظهور می‌کنند که اقتصادهایشان ثروت، فناوری و ظرفیت صنعتی لازم برای حفظ آن نیرو‌ها را در طول زمان تولید می‌کند. پهپاد ایرانی شاهد- ۱۳۶ این تحول را به تصویر می‌کشد. این پهپاد به جای تکیه بر فناوری نظامی گران‌قیمت، از ترکیب بدنه و موتور ساده ساخته شده است، اما به عنوان یک سلاح دقیق شناخته می‌شود. مزیت این پهپاد این است که از نظر فناوری پیشرفته نیست. به نظر می‌رسید سلاح‌های هدایت‌شونده دقیق یکی از قدیمی‌ترین مشکلات تاریخ نظامی را حل می‌کنند. قدرت‌های بزرگ دیگر نیازی به فتح سرزمین برای دستیابی به اهداف راهبردی نداشتند. قدرت هوایی می‌توانست جایگزین قدرت زمینی شود. فناوری می‌توانست جایگزین نیروی انسانی شود. درسی که بسیاری از ناظران از سال ۱۹۹۱ گرفتند، ساده بود: «اگر ایالات متحده می‌توانست اهداف را شناسایی کند، می‌توانست مقاومت را بدون اشغال بخش‌های وسیعی از خاک سرکوب کند.»، اما جنگ ایران اکنون محدودیت‌های این فرض را آشکار کرده است و نشانگر آغاز انقلاب دوم در جنگ‌های دقیق است. اگر تصویر تعیین‌کننده ژانویه ۱۹۹۱، ورود یک بمب هدایت‌شونده لیزری به یک چاه هوایی در بغداد بود، تصویر تعیین‌کننده جنگ ایران، تصویر یک پهپاد کوچک است که از قطعات الکترونیکی تجاری مونتاژ شده و یک تیم سیار در جایی در امتداد خط ساحلی جنوبی ایران آن را به سمت اهدافی در خلیج فارس پرتاب کرده‌اند و این در جهت هدف ایران است که هرگز شکست کامل نیروی دریایی امریکا در نبرد‌های کشتی به کشتی قدیمی نبود، بلکه متقاعد کردن بازیگران تجاری بود که قدرت دریایی امریکا دیگر نمی‌تواند امنیت مطلق آنها را تضمین کند. این کار کافی بود. با گسترش عدم قطعیت در بازار‌های انرژی، ترافیک کاهش یافت. در طول بحران‌های قبلی در تنگه هرمز و دریای سرخ، حق بیمه ریسک جنگ چندین برابر سطح عادی خود افزایش یافت و شرکت‌های کشتیرانی به جای پذیرش ریسک‌های فزاینده، مسیر کشتی‌ها را هزاران مایل در اطراف آفریقا تغییر دادند. اقتصاد‌های مدرن صرفاً به نفت نیاز ندارند. آنها به نفتی نیاز دارند که به موقع، در مقیاس بزرگ و تحت شرایط قابل پیش‌بینی تحویل داده شود.

قدرت پهپاد‌های ارزان‌قیمت

واکنش امریکا به تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز از منطق سنتی قدرت‌های بزرگ پیروی کرد. ایالات متحده به همراه اسرائیل، سایت‌های راداری، باتری‌های موشکی، تأسیسات پهپادی و مناطق پرتاب موشک در سراسر جنوب ایران را هدف قرار داد و هزاران هدف را نابود کرد، اما سیستم‌های جایگزین به سرعت ظاهر شدند. ایران می‌توانست پرتابگر‌های متحرک خود را سریع‌تر از آنکه بتوانند این پرتابگر‌ها را از بین ببرند، پراکنده، پنهان و بازسازی کند. آنچه در ابتدا یک مشکل دریایی به نظر می‌رسید به تدریج به یک مشکل ارضی تبدیل شد. ایالات متحده می‌توانست تعداد انگشت‌شماری از پرتابگر‌ها را از بین ببرد، اما نمی‌توانست هزاران مایل‌مربع از خاک را تصرف کند. سرنگونی یک بالگرد آپاچی امریکایی به دست ایران در ماه ژوئن، وضعیت دشوار امریکا را نشان داد. با یک پهپاد شاهد که ۲۰ هزار دلار هزینه داشت، ایران یک دارایی نظامی پیشرفته ۳۵ میلیون دلاری را نابود کرد. حتی قوی‌ترین ارتش روی کره زمین نیز نمی‌تواند تهدید پهپاد‌های ارزان‌قیمت را از بین ببرد. ادامه سرپیچی ایران از ایالات متحده، چیزی بیش از یک موفقیت تاکتیکی است. ایران بیش از پیش، صحنه‌های نبرد جداگانه را به عنوان اجزای یک ساختار راهبردی واحد در نظر می‌گیرد. این کشور از فعالیت‌های حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان متحد ایران در عراق و حوثی‌ها در یمن حمایت می‌کند. این کشور پایگاه‌ها و زیرساخت‌های حیاتی ایالات متحده را در کشور‌های همسایه خلیج فارس هدف قرار داده است. نتیجه، ظهور یک حوزه نفوذ ایران است که نه از طریق فتح، بلکه از طریق اختلال مداوم ایجاد شده است. دومین انقلاب دقیق، چنین اختلال گسترده و سرسختانه‌ای را ممکن می‌سازد. اینکه آیا ایران در نهایت اهرم عملیاتی را به نوعی برتری منطقه‌ای تبدیل خواهد کرد یا خیر، همچنان نامشخص است، به‌ویژه به این دلیل که به هیچ وجه مشخص نیست مرحله فعلی جنگ چگونه به پایان خواهد رسید، اما انتشار فناوری‌های دقیق، ورق را برگردانده است.

امریکا را می‌توان به چالش کشید

آنچه در تنگه هرمز اتفاق افتاده، ممکن است در مقیاسی حتی بزرگ‌تر در شرق آسیا نیز رخ دهد. اما دومین تقابل میان تایوان و چین، احتمال پیچیده‌تری را مطرح می‌کند و آن این است که تایوان می‌تواند از پهپادها، باتری‌های موشکی متحرک، حسگر‌های تجاری و هوش مصنوعی برای مختل کردن و تهدید تجارت دریایی چین استفاده کند. اکنون روشن شد که می‌توان ایالات متحده را به چالش کشید. چین می‌تواند مسیر برخی از کشتی‌ها را در شرق تایوان یا از طریق خطوط دریایی دورتر در نزدیکی کشور‌های دیگر تغییر دهد، اما مانند تغییر مسیر در اطراف دماغه امید نیک در طول بحران دریای سرخ، مسئله این نیست که آیا تجارت اصلاً می‌تواند ادامه یابد یا خیر. مسئله این است که آیا می‌تواند به طور قابل پیش‌بینی و با هزینه‌های قابل قبول ادامه یابد یا خیر. درگیری‌های آینده به احتمال زیاد در اطراف گلوگاه‌های اصلی اقتصادی جهان از جمله تنگه تایوان، دریای چین جنوبی، تنگه مالاکا، دریای سرخ و خود تنگه هرمز رخ خواهد داد. نرخ‌های بالاتر بیمه، حمل و نقل گران‌تر، زنجیره‌های تأمین مضاعف، نیاز به نگهداری موجودی‌های بزرگ‌تر و ذخایر راهبردی و فشار سیاسی برای تولید داخلی، به تدریج هزینه‌های تجارت بین‌المللی را افزایش می‌دهد. جهان بار دیگر با ناهمواری‌ها و شکاف‌ها مواجه شد و اکنون مجموعه‌ای جدید از فرضیات و قوانین برای سیستم جهانی در حال ظهور است.

تنگه هرمز، آغاز ماجراست

از طرفی، برتری نظامی امریکا دیگر تضمین‌کننده نتایج سیاسی ارزان نیست. ایالات متحده قدرت تخریب بی‌نظیری را حفظ کرده است. با این حال، نابود کردن اهداف و تعیین نتایج، دو چیز متفاوت هستند. واشینگتن هر چقدر هم که بتواند دشمنان خود را مجازات کند، برای وادار کردن آنها به جنگ تلاش می‌کند. تشدید تنش نیز دیگر به‌طور خودکار به نفع ایالات متحده نیست و مداخله امریکا دیگر ثبات اقتصادی را در منطقه هدف تضمین نمی‌کند. این به آن معنا نیست که هر کشور ضعیف‌تری می‌تواند ایالات متحده را ناامید کند، بلکه به این معناست که با گسترش فناوری‌های مرتبط با سلاح‌های دقیق، احتمالاً کشور‌های بیشتری به این توانایی دست خواهند یافت. جغرافیا، اهداف استراتژیک و دسترسی به سیستم‌های دقیق ارزان‌قیمت، خطوط کلی این محیط ژئوپلیتیکی جدید را شکل خواهند داد. تنگه هرمز ممکن است تنها آغاز ماجرا بوده باشد. اگر همین سازوکار‌ها در اطراف تایوان ظاهر شوند، دوره بعدی سیاست بین‌الملل، نه با گسترش جهانی شدن، بلکه با هزینه‌های حفاظت از آن تعریف خواهد شد.

*فارن افرز، ۲۴ جولای ۲۰۲۶ | استاد علوم سیاسی و مدیر پروژه دانشگاه شیکاگو

برچسب ها: جنگ ، خلیج فارس ، امریکا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار