محسن سپاسی، کارشناس دینی، تربیتی و رسانه در گفتوگو با «جوان» میگوید: وقتی کودک میبیند پدر و مادر با شور و شعور در مجالس عزاداری امام حسین (ع) حضور مییابند، لباس عزا بر تن میکنند، از نام و یاد اهلبیت (ع) با احترام سخن میگویند و خانه را در ایام محرم رنگ و بوی حسینی میبخشند، این رفتارها بهصورت طبیعی در ذهن و جان او الگو میشود. متن گفتوگو با وی به شرح زیر است. جوان آنلاین: محسن سپاسی، کارشناس دینی، تربیتی و رسانه در گفتوگو با «جوان» میگوید: وقتی کودک میبیند پدر و مادر با شور و شعور در مجالس عزاداری امام حسین (ع) حضور مییابند، لباس عزا بر تن میکنند، از نام و یاد اهلبیت (ع) با احترام سخن میگویند و خانه را در ایام محرم رنگ و بوی حسینی میبخشند، این رفتارها بهصورت طبیعی در ذهن و جان او الگو میشود. متن گفتوگو با وی به شرح زیر است.
چه ویژگیهایی در فرهنگ ایرانی موجب شده است که عزاداری امام حسین (ع) به یک سنت خانوادگی ماندگار تبدیل شود؟
یکی از مهمترین دلایلی که عزاداری امام حسین (ع) را به سنتی ریشهدار و ماندگار در خانواده ایرانی تبدیل کرده، همسویی عمیق مفاهیم عاشورا با روح تاریخی و فرهنگی ایرانیان است. ایرانیان از دیرباز ادبیات و هویت فرهنگی خود را در قالب اسطورهها و روایتهایی شکل دادهاند که بر محور پهلوانی، حقطلبی، ظلمستیزی و دفاع از حقیقت استوار بوده است، مفاهیمی که بهروشنی در حماسه عاشورا نیز جلوهگر است. در آثار حماسی، الگوی قهرمانانی دیده میشود که برای عدالت و حقیقت ایستادگی میکنند، و همین روحیه در واقعه کربلا به شکلی عینی و تاریخی تبلور یافته است. ازاینرو ایرانیان در چهرههای کربلا همان آرمانهایی را بازشناختند که پیشتر در حافظه فرهنگی خود با آن زیسته بودند. شخصیتهایی، چون امام حسین (ع) به عنوان نماد عبادت و عزت، حضرت عباس (ع) به عنوان مظهر وفاداری و استقامت، و حضرت زینب (س) به عنوان الگوی صبر و رسالتمداری، برای خانواده ایرانی تنها چهرههای تاریخی نیستند، بلکه نمونههای عینی از فضایل اخلاقیاند که میتوان آنها را در زندگی روزمره الگو قرار داد. این پیوند عاطفی و ارزشی چنان عمیق شده که فرهنگ عاشورا حتی در زبان و اصطلاحات رایج مردم نیز نفوذ کرده و تعابیری مانند «صحرای کربلا» یا «راست و حسینی» نشان میدهد که این فرهنگ به بخشی از زیست اجتماعی ایرانیان بدل شده است.
خانواده چگونه به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، زمینه انس عاطفی فرزندان با فرهنگ عاشورا را فراهم میکند؟
خانواده به عنوان نخستین و اثرگذارترین نهاد اجتماعی، از همان آغاز تولد، بذر انس عاطفی با فرهنگ عاشورا را در جان فرزند میکارد. مادر، به عنوان محور عاطفه در خانواده، نقش اصلی را در این انسآفرینی ایفا میکند. او فرزند را در آغوش میگیرد و از همان ماههای نخست، در مجالس روضه و عزاداری حضور مییابد، محفل به محفل و مراسم به مراسم، کودک در فضایی تنفس میکند که نام و یاد امام حسین (ع) در آن جاری است. این تکرار عاطفی و محیطی، بهتدریج در لایههای عمیق روان کودک اثر میگذارد، همانگونه که علم روانشناسی نیز بر تأثیر تجربههای نخستین سالهای زندگی در شکلگیری گرایشهای عاطفی تأکید دارد.
نماد روشن این پیوند، حضور مادران با نوزادان در آیینهایی مانند مراسمهای مرتبط با حضرت علیاصغر (ع) است، جایی که مادران قنداقه به دست، فرزندان خود را در فضایی سرشار از محبت و یاد اهلبیت (ع) حاضر میکنند. چنین حضوری، صرفاً یک رفتار آیینی نیست، بلکه نوعی تربیت غیرمستقیم و عاطفهمحور است که محبت به اهلبیت (ع) را در سرشت کودک نهادینه میسازد.
نقش مادران و پدران در نهادینهسازی آیینهای محرم در ساختار خانواده چیست؟
بیتردید والدین اصلیترین و اثرگذارترین نقش را در شکلگیری دینداری و گرایشهای معنوی فرزندان بر عهده دارند، چرا که کودک بیشترین زمان و عمیقترین ارتباط عاطفی خود را در طول شبانهروز با پدر و مادر تجربه میکند. در این میان، مادر به دلیل پیوند عاطفی گستردهتر، جایگاه ویژهای در انتقال مفاهیم اخلاقی و مذهبی دارد. وقتی کودک میبیند پدر و مادر با شور و شعور در مجالس عزاداری امام حسین (ع) حضور مییابند، لباس عزا بر تن میکنند، از نام و یاد اهلبیت (ع) با احترام سخن میگویند و خانه را در ایام محرم رنگ و بوی حسینی میبخشند، این رفتارها بهصورت طبیعی در ذهن و جان او الگو میشود. تربیت در این حوزه بیش از آنکه با توصیههای زبانی تحقق یابد، از مسیر «الگوسازی عملی» شکل میگیرد، زیرا فرزندان بیش از آنکه شنونده سخنان والدین باشند، ناظر رفتار آنانند. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) نیز آمده است که هر کودکی با فطرت الهی و خداشناسی متولد میشود و این والدین هستند که میتوانند مسیر این فطرت را جهتدهی کنند.
چگونه آیینهای خانگی مانند روضههای خانوادگی و نذرها به استمرار فرهنگ حسینی در نسلها کمک کردهاند؟
آیینهای خانگی مانند روضههای خانوادگی و نذرها، یکی از مهمترین بسترهای انتقال و استمرار فرهنگ حسینی در نسلهای مختلف بودهاند، زیرا این مراسمها، فرهنگ عاشورا را از سطح یک مناسبت عمومی به درون زندگی روزمره خانواده میآورند. هنگامی که در خانهای به نام امام حسین (ع) روضه برگزار میشود، فضای منزل رنگ و بوی معنوی میگیرد و همه اعضای خانواده، بهویژه کودکان، خود را بخشی از این جریان میبینند. کودکان در چنین مجالسی تنها ناظر نیستند، بلکه معمولاً مسئولیتهایی هرچند کوچک بر عهده میگیرند، از چای دادن و پذیرایی گرفته تا مرتب کردن کفشها یا کمک در آمادهسازی نذر. همین مسئولیتهای ساده، احساس تعلق و مشارکت را در آنان تقویت میکند و سبب میشود فرهنگ حسینی نه به صورت یک مفهوم انتزاعی، بلکه به عنوان تجربهای عینی و خاطرهساز در ذهنشان ثبت شود. این مشارکت عملی، بهتدریج در ضمیر ناخودآگاه کودک اثر میگذارد و او را با این فرهنگ مأنوس و همراه میکند. نذرها نیز کارکرد مشابهی دارند، وقتی خانواده برای برگزاری مراسم یا اطعام عزاداران نذر میکند، فرزندان شاهد پیوند میان ایمان، عمل و خدمت به دیگران هستند. آنان میآموزند که محبت به اهلبیت (ع) تنها در احساس خلاصه نمیشود، بلکه با ایثار، بخشش و خدمترسانی معنا پیدا میکند.
چه ارتباطی میان مفهوم «خانوادهمحوری» در واقعه عاشورا و استقبال تاریخی خانوادههای ایرانی از این نهضت وجود دارد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای نهضت عاشورا این است که این واقعه صرفاً یک رخداد فردی یا صرفاً نظامی نیست، بلکه یک حرکت عمیقاً «خانوادهمحور» است که در آن نقش زن، مرد، فرزند و پیوندهای عاطفی خانوادگی بهصورت همزمان و هماهنگ دیده میشود. این ویژگی سبب شده است که خانوادههای ایرانی نیز بهطور تاریخی با این نهضت احساس نزدیکی و همذاتپنداری عمیق داشته باشند، زیرا فرهنگ ایرانی نیز همواره بر محور خانواده و روابط عاطفی درون آن شکل گرفته است.
در این میان، الگوگیری از سیره خانوادگی امام حسین (ع) و همراهی اهلبیت (ع) در واقعه کربلا، به خانوادهها نشان میدهد که دینداری و مقاومت تنها یک امر فردی نیست، بلکه یک سبک زندگی جمعی است که باید در محیط خانواده تحقق یابد. به همین دلیل، اگر رفتار والدین در زندگی روزمره با ارزشهای حسینی و زینبی هماهنگ باشد، فرزندان نیز این آموزهها را نهفقط در سطح مناسک، بلکه در عمق سبک زندگی خود درونی میکنند. در مقابل، اگر میان گفتار و رفتار والدین فاصله باشد، کودک ممکن است عزاداری را به یک مراسم مقطعی و جدا از زندگی واقعی تقلیل دهد و از درک هدف اصلی قیام عاشورا فاصله بگیرد.
چرا عزاداری محرم توانسته است در دورههای مختلف تاریخی حتی در شرایط فشار و محدودیت در بستر خانواده تداوم یابد؟
تداوم عزاداری محرم در بستر خانواده، حتی در دورههای سخت تاریخی و شرایط فشار و محدودیت، ریشه در یک پیوند عمیق عاطفی، اعتقادی و هویتی دارد. در تجربه تاریخی ایرانیان، بهویژه در دورههایی مانند حکومت رضاشاه پهلوی که محدودیتهایی برای برگزاری آیینهای مذهبی ایجاد شده بود، خانوادهها نه تنها از این سنت فاصله نگرفتند، بلکه آن را در فضای خصوصی خانهها زنده نگه داشتند. یکی از دلایل اصلی این پایداری، احساس «وفاداری و حقشناسی» نسبت به برکتهایی است که مردم در زندگی خود با نام و یاد امام حسین (ع) پیوند میدادند. در فرهنگ ایرانی، نوعی روحیه نانونمک و وفاداری عاطفی نسبت به منبع خیر وجود دارد، به این معنا که وقتی فرد یا جامعهای احساس میکند از برکت یک مسیر بهرهمند شده، خود را متعهد به حفظ و استمرار آن میداند. این احساس در مورد فرهنگ حسینی نیز به شکل گسترده وجود داشته است و بسیاری از خانوادهها، عزاداری امام حسین (ع) را عامل برکت، آرامش و انسجام زندگی خود میدانستند.
استمرار عزاداری محرم در تاریخ ایران صرفاً یک مقاومت فرهنگی نیست، بلکه نتیجه پیوند عمیق میان ایمان، احساس وفاداری، هویت جمعی و نقش محوری خانواده است، پیوندی که باعث شده این سنت حتی در سختترین شرایط تاریخی نیز زنده و پویا باقی بماند.
چگونه تجربههای مشترک حضور خانوادگی در هیئتها به سرمایه عاطفی و معنوی مشترک میان اعضای خانواده تبدیل میشود؟
حضور مشترک خانواده در هیئتهای عزاداری، بهویژه در مجالس مرتبط با امام حسین (ع)، زمینه شکلگیری یک تجربه جمعی عمیق را فراهم میکند که بهتدریج به سرمایهای عاطفی و معنوی میان اعضای خانواده تبدیل میشود. در این فضا، سخنران و منبری با بیان معارف دینی و رهنمودهای اخلاقی، چارچوبهای رفتاری و «خطوط قرمز» اعتقادی را برای خانواده تبیین میکند و این آموزهها به صورت مشترک توسط همه اعضا دریافت میشود.
از آنجا که این تجربه بهصورت همزمان و در یک فضای احساسی مشترک رخ میدهد، اثر آن تنها در سطح ذهنی باقی نمیماند، بلکه به لایههای عاطفی و رفتاری خانواده نیز نفوذ میکند. پس از پایان مراسم، گفتوگوهای خانوادگی درباره سخنان مطرحشده، شخصیت امام حسین (ع) و مقایسه آن با رفتارهای فردی، به فرآیند درونیسازی این مفاهیم کمک میکند. اعضای خانواده در این گفتوگوها تلاش میکنند منش و رفتار خود را با الگوهای ارائهشده در مجلس تطبیق دهند و همین امر موجب شکلگیری نوعی همفکری و همجهتی ارزشی در میان آنان میشود.
در نتیجه، هیئت تنها یک فضای عبادی نیست، بلکه به یک «محیط تربیتی مشترک» برای خانواده تبدیل میشود که در آن ارزشها، هنجارها و معیارهای رفتاری به صورت جمعی بازتعریف و تثبیت میگردد.
نقش پدربزرگها و مادربزرگها در انتقال روایتها و خاطرات عاشورایی به نسل جدید چه جایگاهی دارد؟
پدربزرگها و مادربزرگها در ساختار خانواده نقش بسیار مهمی در انتقال فرهنگ و خاطرات عاشورایی به نسل جدید دارند، زیرا ارتباط عاطفی و کلامی میان آنها و نوهها معمولاً صمیمی، مستمر و اثرگذار است. این ارتباط برخلاف شیوههای آموزشی رسمی، بیشتر بر پایه گفتوگوهای صمیمانه، خاطرهگویی و روایتهای شفاهی شکل میگیرد و همین ویژگی باعث میشود پیامها عمیقتر در ذهن و دل کودک و نوجوان بنشیند.
در چنین فضایی، پدربزرگها و مادربزرگها بهعنوان حاملان تجربههای زیسته، آنچه را در طول عمر خود از معارف و مجالس مرتبط با امام حسین (ع) آموختهاند، در قالب داستانها، خاطرات و روایتهای جذاب منتقل میکنند. از آنجا که این انتقال با زبان نرم، غیرمستقیم و همراه با عاطفه صورت میگیرد، برای نوهها جذابیت بیشتری دارد و آنها را به شنیدن و همراهی ترغیب میکند.
سر سفرهها، در جمعهای خانوادگی یا لحظات صمیمی، این روایتها بهتدریج تبدیل به بخشی از حافظه مشترک خانواده میشود. در واقع، پدربزرگها و مادربزرگها پلی میان تجربه زیسته نسل گذشته و دنیای ذهنی نسل جدید ایجاد میکنند و مفاهیم عاشورایی را نه به شکل دستور یا آموزش رسمی، بلکه به صورت قصه و خاطره منتقل مینمایند.
در شرایط تغییر سبک زندگی امروز، خانوادهها چگونه میتوانند کارکرد تاریخی خود در پاسداری و انتقال فرهنگ عاشورا را حفظ و بازآفرینی کنند؟
در شرایط امروز که سبک زندگی خانوادهها تحت تأثیر فضای مجازی و رسانههای نوین دچار تحول شده است، کارکرد تاریخی خانواده در پاسداری و انتقال فرهنگ عاشورا میتواند با رویکردی نوین بازآفرینی شود. یکی از مهمترین ظرفیتها در این زمینه، بهرهگیری از توانمندیهای نوجوانان و جوانان در تولید محتوا و فعالیت در فضای مجازی است، بهگونهای که آنان با استفاده از ابزارهای دیجیتال، در معرفی و تبیین فرهنگ امام حسین (ع) نقشآفرین شوند.
زمانی که خانوادهها بهجای محدود کردن صرف فرزندان در این فضا، آنها را به سمت تولید محتوای فرهنگی، ساخت کلیپ، روایتهای کوتاه و فعالیتهای رسانهای هدفمند در حوزه عاشورا هدایت میکنند، در واقع هم زمینه آشنایی عمیقتر فرزندان با این معارف فراهم میشود و هم آنان به نوعی «مبلغ فرهنگی» در فضای جدید تبدیل میگردند. این فرآیند موجب میشود نوجوان برای تولید محتوای مؤثرتر، به مطالعه و شناخت دقیقتر درباره قیام عاشورا و معارف حسینی نیز روی بیاورد و این خود به تعمیق آگاهی دینی او کمک میکند. از این رو، فضای مجازی اگر با هدایت صحیح خانواده همراه شود، نه تنها تهدیدی برای انتقال فرهنگ دینی نیست، بلکه میتواند به یک فرصت مهم برای گسترش پیام عاشورا تبدیل شود، بهطوریکه نسل جدید، هم در نقش مخاطب و هم در نقش تولیدکننده، در تداوم این فرهنگ مشارکت فعال داشته باشد.