کد خبر: 1362635
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان

صد روز مقاومت خیابانی، پروژه فروپاشی تاب‌آوری را مدفون کرد و ۶۰ روز سکوت میدان نبرد، دشمن را به تله‌ای کشانده که برای ایران کنده بود. حمله به دکل‌های مخابراتی ایران، تلاشی مذبوحانه برای درگیر ساختن ایران در تله جنگ فرسایشی و بلندمدت (پس از «تله مذاکره»، «تحریم و فشار اقتصادی»، «اغتشاشات و فروپاشی از درون» و «آتش‌کم و جنگ فرسایشی») بود که با ابتکار عمل ایران خنثی شد. برخلاف روایت غالب، سکوت ۶۰ روزه میدان نبرد، نه یک خلأ راهبردی که یک «تله معکوس» هوشمندانه بود که اتاق فکر ائتلاف اشرار تروریست اپستینی را به اشتباه محاسباتی کشاند. اطلاعات میدانی نشان می‌دهد دشمن این سکوت را نشانه تردید ایران تفسیر کرده بود، غافل از اینکه تهران ضمن مدیریت افکار عمومی جهانی در جنگ روایت، در حال تکمیل «دکترین پاسخ مرکب» خود بود. حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی سیریک و قشم، ذیل یک دکترین چهاروجهی «تیر چراغ برق» در پنتاگون طراحی شد؛ راهبردی برای تحقیر ایران و پیشبرد جنگ روایت با هدف‌گیری نماد‌های توسعه، بدون ایجاد تلفات انسانی که توجیه‌گر پاسخ سخت باشد. محاسبه دشمن این بود: «ایران یا باید به این تحقیر تن دهد، یا وارد یک جنگ فرسایشی و مداوم شود که ما می‌خواهیم.».
اما پاسخ مرکب سپاه، محاسبات را در هم شکست. آنچه رخ داد، یک «اقدام در برابر اقدام» ساده نبود. ایران با رمزگشایی از ذات راهبرد «آتش‌کم حجم و فرسایشی» ترامپ، پاسخی طراحی کرد که مستقیماً شکنندگی اجماع درون ائتلافی به عنوان «پاشنه آشیل» ائتلاف اپستین را هدف گرفت. هدف‌گیری همزمان پایگاه علی‌السالم (کویت) و ناوگان پنجم (بحرین)، حامل یک پیام راهبردی ویرانگر برای کشور‌های میزبان بود: «هزینه میزبانی از ماشین جنگی امریکا، از سود آن بیشتر خواهد بود.» این دقیقاً همان شکافی است که گزارش‌های محرمانه وزارت خارجه امریکا، آن را «کابوس فروپاشی ائتلاف» نامیده‌اند. 
در جبهه لبنان، حمله محدود رژیم صهیونیستی به ضاحیه نیز فراتر از «تست راهبردی»، حرکت به سمت معامله با ایران و یک «تله روانی» برای بستن دست مقاومت لبنان در زدن شهرک‌های شمال فلسطین اشغالی بود. از طرف دیگر بر اساس اسناد فاش شده، هدف این حمله، وادار کردن ایران به ورود مستقیم و احساسی به جنگ بود تا بدین ترتیب، چتر حمایتی غرب از اسرائیل فعال شود. پاسخ ایران، اما هوشمندانه‌ترین سناریوی ممکن بود: حمله مستقیم و دقیق در عین اخطارگونه بودن به رامات دیوید با موشک‌های بالستیک. این اقدام، توپ را به زمین دشمن انداخت و رژیم صهیونی را در یک پارادوکس مرگبار قرار داد: «اگر پاسخ دهد، وارد جنگ تمام‌عیاری می‌شود که ایران اعلام کرده "گسترده‌تر و سخت‌تر" خواهد بود و اگر پاسخ ندهد، بازدارندگی‌اش برای همیشه فرو می‌ریزد.» حمله سحرگاه دوشنبه به تهران، تبریز و زیرساخت‌های پتروشیمی ایران، واکنشی درمانده در دل این پارادوکس بود. 
راهبرد نوین ایران که اینک در برابر «ائتلاف اشرار» به اجرا گذاشته شده، بر یک اصل ساده استوار است: جنگ را از میدان نظامی به میدان «هزینه‌های غیرقابل تحمل اقتصادی و اجتماعی» کشاندن. بستن تنگه هرمز، دیگر یک گزینه آخر نیست؛ یک «اهرم تاکتیکی» برای وارد کردن شوک به بازار جهانی انرژی و وادار کردن نظام سرمایه‌داری به مهار ماجراجویان است. هم‌زمان، مسدودسازی باب‌المندب، اهرم فشاری بر اروپا و آسیا خواهد بود تا مجبور به عقب کشاندن متحد خود از لبه پرتگاه بشوند. 
اینک، مهم‌ترین میدان نبرد، «روایت» است. در حالی که اتاق فکر دشمن روی شکستن تاب‌آوری مردم متمرکز بود، ۱۰۰ روز استقامت، این ملت را به یک «بازیگر راهبردی» در معادله قدرت تبدیل کرده است. ائتلاف اپستین باید بداند که دوره «جنگ‌های نیابتی» و راهبرد فرسایشی «آتش‌کم به جای آتش‌بس» به سر آمده است. ایران با یک پاسخ چند لایه، نه فقط یک عملیات، که یک «نظم امنیتی جدید» را پایه‌ریزی کرده است. اینک، نظام سلطه شاهد فروپاشی تلاش ۴۰۰ ساله خود برای ایجاد خاورمیانه، و طلوع منطقه غرب آسیا با محوریت ایران است و دشمن متکبر و مغرور محور اپستینی، تنها نظاره‌گر قطعی این حقیقت خواهد بود.

برچسب ها: تاب‌آوری ، نبرد ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار