روزنامه گاردین، ناتوانی رئیسجمهور آمریکا در حفظ آتشبسها را بخشی از بینظمی جدید جهانی توصیف کرد و نوشت: «ترامپ درباره پایان دادن به جنگها لاف میزند، اما به اوکراین، غزه، ایران و لبنان که نگاه کنید، میببینید بیتوجهی او به دیپلماسی و وسواسش به حصول نتایج فوری چه دستاوردی داشته است.» جوان آنلاین: رسانه انگلیسی با اشاره به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ادامه جنگ در لبنان و همچنین اوکراین نوشت: «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا میبالد که به تنهایی میتواند، توافقها را منعقد کند و صلح را به ارمغان بیاورد اما او به هیچکدام نرسیده است. آتشبسها نیز فرومیپاشند و او حتی با خروج از توافقها، اوضاع را بیشتر بدتر میکند.
به گزارش ایسنا، گاردین ادامه داد: امروزه، آتشبسها با نظمی وحشتناک شکست میخورند. آخرین تلاش آتشبس در لبنان این هفته شکست خورد. برخی دیگر، مانند ایران روزانه شکسته میشوند. سودان اصلاً آتشبس ندارد. و چرا پایان دادن به «جنگهای ابدی» اینقدر دشوار شده است؟ در بحبوحه سطوح بیسابقهای از نزاعهای جهانی، فقدان میانجیهای قابل احترام و بیطرف و ریسکپذیران سیاسی جسور، یکی از دلایل اصلی این وضعیت است. شکاف توانایی بین مثلاً، «ریچارد هالبروک» دیپلمات آمریکایی که به حل و فصل جنگ بوسنی کمک کرد و فرستادگان آماتور ترامپ، یعنی «استیو ویتکاف» و «جارد کوشنر»، شبیه شکاف بین آرسنال و تیم فوتبال محلی یکشنبههاست.
روزنامه چاپ لندن در ادامه سابقه دیپلماتیک ترامپ را تاسفبار توصیف کرد و نوشت: رئیس جمهور آمریکا قول داد که جنگ اوکراین را در عرض یک روز حل کند. اکنون این جنگ در پنجمین سال خود است. او آشکارا از روسیه جانبداری کرد، به «ولودیمیر زلنسکی» رئیسجمهور اوکراین گفت که «هیچ کارتی» ندارد و تأمین سلاح را قطع کرد. و شرمآور است که ویتکاف و کوشنر هنوز به کییف سفر نکردهاند. ترامپ که اکنون آبروی خود را از دست داده، علاقه خود را به این موضوع نیز از دست داده است.
رسانه انگلیسی نوشت، ترامپ پس از حمله غیرقانونی به ایران در ماه فوریه، در ماه آوریل آتشبس اعلام کرد، در حالی که هیچ یک از اهداف اصلی او محقق نشد و تنگه هرمز تا حد زیادی به روی کشتیهای متخاصم بسته شد. نقض آتشبس بهطور روزانه رخ میدهد، «مذاکرات صلح» از طریق طرفهای ثالثِ در سایه نیز به جایی نمیرسد و اقتصاد جهانی در حال فروپاشی است. باز هم، ترامپ این چالش را دستکم گرفت، قدرت نیروی نظامی بیرحم ایالات متحده را برای تغییر واقعیتهای سیاسی بیش از حد ارزیابی کرد، از غرایز به طرز اسفناکی بد خود پیروی کرد، متحدان اروپایی را به حاشیه راند و بیهوده به دنبال یک پیروزی سریع و آسان بود. اکنون او با یک درگیری طولانی، کنگرهای در حال شورش و مردمی خشمگین روبرو است.
همچنین در غزه، «پیروزی» جهانی که ترامپ در اکتبر گذشته اعلام کرد، زمانی که آتشبس حاصل شد و زندانیان اسرائیلی آزاد شدند، کاملاً توخالی به نظر میرسد. طرح ۲۰ مادهای او با محوریت خلع سلاح حماس، به سرعت نقش بر آب شد. «هیئت صلح» و ایدههای پر آب و تاب او برای بازسازی غزه فاقد اعتبار هستند. واقعیت همچنان ادامه دارد، رنج بیرحمانه فلسطینیان و گسترش اشغال نظامی رژیم صهیونیستی. اکنون «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، همدست ترامپ، همان کاری را که با غزه کرد - ایجاد یک بیابان خالی از سکنه - با جنوب لبنان میکند و در نتیجه مانع توافق ایالات متحده و ایران میشود.
به نوشته روزنامه انگلیسی، شکستهای سریالی ترامپ نشاندهنده یک مشکل بزرگتر است. آتشبسها و آتشبسهای موقت در مناطق جنگی مانند یمن، میانمار و جمهوری دموکراتیک کنگو در سالهای اخیر بدون اینکه به توافقهای پایدار منجر شوند، برقرار و پایان یافتهاند اما در سودان، توافق برای اجرای یک وقفه بشردوستانه، چه رسد به توقف خصومتها، پس از بیش از سه سال جنگ داخلی همچنان دور از دسترس است. فقدان اعتماد درونی بین طرفهای درگیر، یک عامل مشترک است. علاوهبراین، سرسختی محض و باور اشتباه به برد مطلق نیز دلیل دیگر آن است.
گاردین، ناتوانی مزمن در حل دائمی جنگها را ناشی از فقدان فرآیندهای صلح سازمانیافته و شناختهشده دانست و افزود: روزهایی که فرستادگان توانمند سازمان ملل با همه طرفها تعامل میکردند، گروههای کاری ایجاد میکردند و اقدامات و جدولهای زمانی اعتمادسازی مرحلهای را پیشنهاد میدادند، تقریباً فراموش شدهاند. دورهای طولانی وجود داشت که وزرای امور خارجه ایالات متحده، مانند «هنری کیسینجر»، «وارن کریستوفر» و «جان کری» دیپلماسی رفت و برگشتی پرانرژی را برای دستیابی به صلح در پیش میگرفتند. در مقابل، «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه فعلی - مردی جاهطلب و بیتوجه به اصول - از این جنجال کناره میگیرد و به رئیس خود میگوید که حق با اوست، در حالی که او اشتباه میکند. فقط ترامپ و روبیو از اینکه حزبالله که توسط میزبانان آمریکاییشان از مذاکرات صلح کنار گذاشته شده بود، آتشبس اخیر لبنان را رد کرد، متعجب به نظر میرسند.
این ضعف نهادی با رشوهخواری و ابتذال سیاستمداران تشدید میشود. ابزارهای قدرت نرم، گفتوگو، منطق و اقناع، الزامات اخلاقی و زمینه تاریخی بیارزش و تحقیر میشوند. و در شرایطی که ماهیت سرسخت و مقاوم درگیریهای مدرن آینهای از جهان امروز است، حتی صلح هم در این دوران که یک رئیسجمهور جنگطلب آمریکا که چندین کشور را بمباران میکند، میتواند با دوپهلوگویی ادعا کند که شایسته جایزه صلح نوبل است، یک اصطلاح نسبی است.