تحولات ناشی از جنگ اخیر در غرب آسیا، صرفاً یک رویارویی نظامی میان ایران، امریکا و رژیم صهیونیستی نبود، بلکه نقطه عطفی در بازتعریف معادلات قدرت و امنیت در منطقه به شمار میرود. مهدی آقاجعفری، دیپلمات باسابقه جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی تفصیلی با ایرنا، مهمترین نتیجه این تحولات را آن میداند که نگاه منطقه و جهان به ایران پس از جنگ تغییر کرده و بسیاری از محاسباتی که پیش از جنگ درباره جایگاه و توان جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، دستخوش تحول شده است.
آقاجعفری معتقد است ریشههای جنگ اخیر را نمیتوان بدون مرور دههها تحولات منطقهای و رفتار کشورهای حاشیه خلیج فارس و قدرتهای فرامنطقهای فهمید. به گفته وی، جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته همواره بر همکاری منطقهای، امنیت بومی و توسعه متوازن میان کشورهای منطقه تأکید کرده، اما بخش مهمی از کشورهای منطقه به جای حرکت در مسیر همگرایی، امنیت خود را به حضور قدرتهای خارجی گره زدهاند. نتیجه این رویکرد، گسترش پایگاههای نظامی امریکا در منطقه و تبدیل شدن بخشی از ظرفیتهای امنیتی کشورهای همسایه به ابزاری علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی جنگ اخیر را نقطه پایان سیاست «مماشات» در برابر استفاده دشمنان از پایگاههای امریکا در منطقه علیه ایران توصیف میکند و میگوید جمهوری اسلامی ایران پیش از آغاز درگیریها به صراحت هشدار داده بود که در صورت وقوع جنگ، تمامی پایگاهها و منافع امریکا در منطقه اهداف مشروع ایران خواهند بود. از نگاه او، اجرای این راهبرد موجب غافلگیری امریکا، رژیم صهیونیستی و حتی برخی کشورهای منطقه شد و برای نخستین بار نشان داد که هرگونه تجاوز به ایران میتواند ابعاد منطقهای پیدا کند.
به باور این دیپلمات باسابقه، دو اقدام ایران بیش از هر عامل دیگری در تغییر روند جنگ تأثیرگذار بود: نخست، هدف قرار دادن پایگاهها و منافع امریکا در منطقه؛ و دوم، اعمال کنترل بر تنگه هرمز. این دو اقدام موجب شد معادلاتی که دشمنان بر اساس آنها وارد جنگ شده بودند، به سرعت فروبپاشد و آنان با واقعیت جدیدی مواجه شوند که پیش از آن در محاسبات خود در نظر نگرفته بودند.
آقاجعفری همچنین تأکید میکند که پیش از جنگ، فضای گستردهای از تبلیغات و عملیات روانی علیه ایران شکل گرفته بود که هدف آن القای ضعف جمهوری اسلامی و فروپاشی قریبالوقوع آن بود. به گفته وی، برخی دولتهای منطقه نیز تحت تأثیر همین فضاسازیها قرار گرفته بودند و تصور میکردند ایران در موقعیتی شکننده قرار دارد. اما اقتدار نظامی ایران، توانایی پاسخگویی سریع به تجاوزات، مدیریت تنگه هرمز و مهمتر از همه حضور و انسجام مردم در حمایت از کشور، تمام این محاسبات را برهم زد و موجب شد بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالمللی در ارزیابیهای خود تجدیدنظر کنند.
وی معتقد است یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ اخیر، اثبات ناکارآمدی الگوی «امنیت وارداتی» بوده است. از دیدگاه او، کشورهای منطقه اکنون بیش از گذشته با این پرسش روبهرو هستند که اگر امریکا نتوانسته از پایگاههای خود در منطقه محافظت کند، چگونه میتواند امنیت دیگران را تضمین کند؟ همین مسئله موجب شده ایدههای قدیمی جمهوری اسلامی ایران درباره امنیت بومی، همکاری منطقهای و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی بار دیگر مورد توجه قرار گیرد.
در همین چارچوب، آقاجعفری بر ضرورت شکلگیری یک گفتمان جدید میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس تأکید دارد. به اعتقاد او، دوران گفتوگوهای تشریفاتی و تعارفات سیاسی به پایان رسیده و اکنون باید درباره اشتباهات گذشته و مسیر آینده منطقه به صورت صریح و شفاف سخن گفت. وی معتقد است همکاری جمعی مبتنی بر امنیت درونزا و توسعه متوازن، تنها راه دستیابی به ثبات پایدار در منطقه است و ادامه وابستگی به قدرتهای خارجی نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه خود به عامل ناامنی تبدیل میشود.
این دیپلمات باسابقه همچنین بر نقش «دیپلماسی عزتمندانه» در دوره پس از جنگ تأکید میکند. از نگاه او، همانگونه که جمهوری اسلامی ایران در میدان از موضع اقتدار عمل کرد، در عرصه دیپلماسی نیز باید با اتکا به همان قدرت از حقوق و منافع ملی خود دفاع کند. به باور وی، دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که بتواند دستاوردهای میدان را تثبیت کرده و برای آنها مشروعیت منطقهای و بینالمللی ایجاد کند.
آقاجعفری در عین حال معتقد است فرصت مهمی پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. او میگوید کشورهای منطقه که پیش از جنگ در بسیاری موارد در مسیر افزایش فشارها علیه ایران حرکت میکردند، اکنون به دنبال کاهش تنش و بازتعریف روابط خود با تهران هستند. این تغییر فضا میتواند به بستری برای توسعه همکاریهای اقتصادی، تقویت روابط دوجانبه و در نهایت شکلگیری ترتیبات جدید امنیتی در منطقه تبدیل شود.
این دیپلمات سابق بر این نکته تأکید دارد که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ در موضع طلبکار قرار دارد، نه بدهکار. به باور او، ایران در این جنگ هزینههای سنگینی متحمل شده و بسیاری از خسارتهای انسانی و مادی ناشی از تجاوزاتی بوده که از خاک و پایگاههای مستقر در کشورهای منطقه صورت گرفته است. از این رو، نوع گفتوگوهای آینده ایران با همسایگان دیگر نمیتواند مانند گذشته باشد. تهران باید با صراحت، اعتماد به نفس و اتکا به دستاوردهای میدانی و دیپلماتیک خود، نظم جدیدی را پیگیری کند که در آن امنیت و توسعه برای همه کشورهای منطقه تأمین شود و زمینههای تکرار بحرانهای گذشته از میان برود.